فیلمنامه نویسان چندکاره !

, , دیدگاه‌ها بسته شده‌اند

در پی نوشته ای که بر فیلمنامه نویسان فیلمساز و برعکس در شماره ی نهم آدم بر فی ها داشتم، برآن شدم تا این بحث را ادامه دهم و دامنه ی آن را به داخل سینمای خودمان بکشانم. در نوشتار قبل نگاهی کلی به فیلمسازان و فیلمنامه نویسان داشتم و مثال های آورده شده به فیلم های غیر ایرانی مربوط می شد. اما در این نوشته که با نگاه خوشبینانه حتماً دنباله دار خواهد بود، توجه خود را به فیلمسازان و فیلمنامه نویسان داخلی معطوف کرده ام.

 

حسین ایری در نشست مطبوعاتی و رسانه ای کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران که در اردیبهشت ماه برگزار شد، گفت:

 

“فیلمنامه نویسان از عدالت برخوردار نیستند و همیشه دستشان خالی است. در حال حاضر در سینمای ایران فیلمنامه نویس دو راه دارد یا اینکه کار را کنار بگذارد و یا به سمت حرفه ی کارگردانی برود. در کشور ما هیچ امکانی برای فیلمنامه نویسی وجود ندارد. در تمام دنیا حقوق معنوی یک فیلمنامه نویس محفوظ است و از او گرفته نمی شود ولی در سینمای کشور ما به راحتی این کار انجام می شود.”

 

البته در تمام دنیا ممکن است که این حق از فیلمنامه نویسان گرفته شود؛ اما بعنوان مثال با اعتصاب این صنف در هالیوود، فعالیت فیلمسازی به حال تعلیق در می آید!! می بینیم که فیلمنامه نویسان چه نقش مهمی دارند و نبودشان مساوی است با نبود سینما! اما باید دید که مردم چقدر به سینما توجه نشان می دهند؟ و آیا نبود سینما فرقی به حال آنان می کند؟

 

صحبت های آقای ایری در مورد رعایت نکردن عدالت برای  فیلمنامه نویسان بسیار به جا است و جای هیچ شکی هم نیست. اما جدای از این صحبت ها، فیلمنامه های ما چقدر کیفیت دارند؟ و اگر کیفیت دارند، آیا آنقدری هست که بشود از آن دفاع کرد؟ و در نقطه ی مقابل آن شرایط بودجه و سانسور سینمای ما مطرح است که باعث شده بسیاری از فیلمنامه های خوب بدلیل نداشتن پول کافی ساخته نشوند و ساخته شده ها هم پخش نشوند و ما باید در تیتراژ فیلم های هالیوودی اسم یک ایرانی را ببینیم و یک علامت سوال در ذهنمان نقش ببندد.

 

 باید توجه کرد که علت نداشتن کیفیت چیست؟

 

یکی از دلایلی که قبلاً مطرح کردم شاید همین چندکاره بودن فیلمنامه نویسان سینما است. ما در بعضی فیلم ها با فیلمنامه نویسی روبرو هستیم که خود کارگردانی، تدوین، تهیه کنندگی، و مدیریت فیلمبرداری فیلمش را به عهده دارد. اینطور شاید فیلم ارزان تر تمام شود، اما این ارزانی به چه قیمتی ست؟

 

 بسیاری از نویسندگان که خود کارگردانی فیلمشان را بر عهده دارند دم از سینمای مولف می زنند که باید گفت این توهمی بیش نیست، چون این عزیزان با فاکتور های سینمای مولف بسیار فاصله دارند . پرداختن به این موضوع هم خود مجالی دیگر می طلبد. چه بسا  که نمی شود به آنها سینماگر مستقل هم گفت.

 

در اینترنت که راحت ترین منبع برای تحقیق است، وقتی در جستجو گر گوگل فیلمنامه نویسان ایرانی را جستجو می کنیم به اسم چند فیلمنامه نویس در دانشنامه ی آزاد (ویکی پدیا) بر می خوریم:

 

_فرهاد توحیدی: [فیلمنامه نویس]

 

_حسین خورشیدی: [مدیر روابط عمومی و فیلمنامه نویس]

 

_جعفر حسنی: [نویسنده]

 

_شاهرخ دولکو: [دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر و دستیار تدوین]

 

_اصغر عبدالهی: [دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر و مترجم]

 

_فریدون جیرانی: [کارگردان، دستیار کارگردان، مشاور کارگردان، نویسنده، طراح اولیه ی داستان، پرداخت کننده ی نهایی، مشاور فیلمنامه، نور پرداز (نرگس)]

 

_بهروز افخمی: [کارگردان، نویسنده، بازیگر، مدیر فیلمبرداری و تدوین]

 

_داوود میرباقری: [کارگردان، نویسنده، مدیر فیلمبردرای]

 

_تهمینه میلانی:[کارگردان، منشی صحنه، نویسنده، بازیگر، تهیه کننده، طراح صحنه، طراح لباس و…]

 

_مینو فرشچی: [نویسنده و بازیگر]

 

_انسیه شاه حسینی: [کارگردان، نویسنده]

 

_فریدون فرهودی: [نویسنده، بازیگر (یک مورد)]

 

_محسن دامادی: [کارگردان، نویسنده، طراح صحنه و لباس]

 

_ابراهیم حاتمی کیا: [کارگردان، نویسنده، تهیه کننده، دستیار فیلمبردار و تدوین گر]

 

_ناصر تقوایی: [کارگردان، نویسنده، تهیه کننده، تدوین گر، طراح صحنه و لباس]

 

_بهرام بیضایی: [کارگردان تئاتر و سینما، نمایشنامه و فیلمنامه نویس، تهیه کننده، تدوین گر و طراح صحنه و لباس]

 

که از این تعداد وقتی آثار فیلمنامه نویسان صرف (که به جز دغدغه ی فیلمنامه، خود را درگیر حرفه ی دیگری مثل کارگردانی یا تدوین و یا فیلمبرداری نمی کنند) را مرور می کنیم، به کارهایی قابل توجه می رسیم که نشان از تمرکز آفریننده ی فیلمنامه بر روی آن دارد.

 

_توحیدی را با کارهایی چون: پاداش سکوت، گاهی به آسمان نگاه کن و روبان قرمز می شناسیم..

 

_اصغر عبد اللهی بهترین فیلمنامه هایش را زمانی نوشته که دیگر دستیار کارگردان نبوده و تمام همش را از آن زمان برای نوشتن به کار گرفته است. او از سال ۶۵ تا ۶۹ دستیار کارگردان بود و از آن سال به بعد به نویسندگی مشغول است. عبداللهی کارهایی چون: جهیزیه ای برای رباب، خواهران غریب، مرسدس، غریبانه، عینک دودی، چتری برای دو نفر، آبی و خواب زمستانی را خلق کرده است.

 

_فریدون جیرانی که دیگر معروف حضور هست. در کارنامه ی فیلمنامه نویسی او به سناتور، گل های داوودی، نرگس، قرمز، شام آخر، صورتی، سالاد فصل، سه گانه ی ستاره ها و پارک وی بر می خوریم، در حالیکه  بسیاری جیرانی را بیشتر کارگردان می دانند. او به جز یک یا دو کار اکثر فیلمنامه هایی که خود نوشته را به تصویر کشیده است. بحث در مورد کیفیت کارها بماند برای بعد، فعلاً مرور بر فیلمنامه نویسان چند کاره برای ما مهم تر است تا مسأله ی نماندن در این عرصه و فقط و فقط نوشتن برای ما ریشه یابی شود.

 

_بهروز افخمی، هم در نویسندگی موفق بوده و هم در کارگردانی. شوکران و گاو خونی به نویسندگی و کارگردانی خود اوست، اما همانطور که در بالا اشاره شد او دستی هم در مدیریت فیلبرداری و تدوین داشته است. کارهای خوب افخمی انگشت شمارند. سودربرگ مثال خوبی است بعنوان یک فیلمبردار کارگردان؛ او حرفه ی فیلمبرداری را دوست دارد و حاضر نیست از پشت دوربین به کنار برود.

 

داوود میرباقری را در زمینه ی فیلمنامه با آدم برفی می شناسیم .

 

_تهمینه میلانی از آن دست کارگردانان و فیلمنامه نویسان فمینیست است که جز نشان دادن تصویری سیاه از مرد و چهره ی مظلوم زن چیزی برای ارائه کردن ندارد. این بر می گردد به سواد فمینیستی ایشان که مقدار خیلی زیادی از آن را ذهنیات تشکیل می دهد تا عینیات. او در کارهایی مثل بچه های طلاق، افسانه ی آه، دو زن، نیمه پنهان، واکنش پنجم، زن زیادی، آتش بس، تسویه حساب و سوپر استار نویسنده و کارگردان بوده است. فیلم های میلانی چنگی به دل نمی زند و با اندک تحقیقات بیشتر می تواند از این همه سیاه نمایی نجات پیدا کند.

 

_در مورد مینو فرشچی، عبارت بازیگر فقط مختص بانوی اردیبهشت است. او را بعنوان یک فیلمنامه نویس می شناسند. فرشجی کم کار و گزیده کار است. او در کارنامه اش شوکران، کاغذ بی خط و ازدواج به سبک ایرانی رادارد؛ که در مقایسه با بقیه ی فیلمنامه نویسان زن در کارهای دیگر دست نبرده است. در شماره ی قبل ماهنامه ی آدم برفی ها (شماره ی نهم) از نغمه ثمینی و چیستا یثربی اسم بردم که این دو عزیز بیشتر نمایشنامه نویس اند تا فیلمنامه نویس. و البته خانم یثربی در زمینه ی کارگردانی نمایش هم فعالیت می کنند، اما وای به روزی که ایشان هوس ساختن فیلمی بلند کنند. توصیه می کنم تا سواد و تجربه شان بیشتر نشده این کار را نکنند!!

 

_انسیه شاه حسینی هم جزء فیلمنامه نویسان کارگردان انگشت شمار زن است. او فعالیت فیلمنامه نویسی خود را سال ۶۸ با دل نمک آغاز کرده و اولین فیلم بلند خود را با نام غروب شد بیا در سال ۸۳ ساخته است. کارهای ساخته شده توسط او چندان قابل توجه نیست.

 

_فریدون فرهودی فعالیت فیلمنامه نویسی خود را با ساحره در سینما آغاز کرده است. در کارنامه ی او دختری با کفش های کتانی و تکیه بر باد هم دیده می شود.

 

_جالب است بدانید که طرح اولیه ی آپارتمان شماره ی ۱۳ از محسن دامادی بوده و با نگاهی به کارنامه ی فیلمنامه نویسی او با خود می گویم چه خوب که خود دامادی آن را نساخته است.

 

 

 

_کارنامه ی کاری ابراهیم حاتمی کیا از کارهای خوب پر است. حاتمی کیا اکثر کارهایش را خودش نوشته و تصویر نویسی وی، هنگامی که به تماشا گذاشته می شود، بسیار خیره کننده است. فیلم هایی مثل دیده بان، از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، آزانس شیشه ای، روبان قرمز، ارتفاع پست و به نام پدر از لحاظ کارگردانی بسیار عالی اند. اما متن ها بعضی اوقات خیلی افراطی پیش می روند؛ کار آخر حاتمی کیا _دعوت_ هم که با همکاری نمایشنامه نویس، کارگردان تئاتر و اندکی هم فیلمنامه نویس، خانم یثربی، نوشته شده بازتاب زیادی داشته که حتماً دنبال کرده اید!

 

_در کارنامه ی ناصر تقوایی ۸ مورد نویسندگی و ۷ مورد کارگردانی یافت می شود. این نشان می دهد که تقوایی به هیچ فیلمنامه نویسی به غیر از خودش اعتماد ندارد و البته این برداشت هم می شود داشت که او نویسنده ی خوبی ست. این برداشت را هر سینما دوستی با مرور آثار تقوایی می تواند داشته باشد: صادق کرده، آرامش در حضور دیگران، ناخدا خورشید و کاغذ بی خط. تقوایی در حال حاضر در موسسه ی کارنامه فیلمنامه نویسی تدریس می کند و اینطور که از ظواهر امر پیداست حالا حالاها خیال ساختن فیلمی را ندارد.

 

_بهرام بیضایی هم از آن دست نویسنده های کارگردانی ست که تدوین کارهای خودش را به عهده دارد. در کارنامه ی بیضایی کارهای خوب زیاد است اما…

 

اما چه؟ اسم شانزده فیلمنامه نویس را مرور کردیم و باید متوجه این شده باشیم که بین خانم ها در زمینه ی نگارش فیلمنامه و فیلمسازی ما مدام اسم سه یا چهار نفر را می شنویم. آیا فیلمنامه نویس زن کم است؟ خیر. من این را ربط می دهم به بی توجهی نسبت به جوانان. کم نیستند استعدادهایی که اصلاً مورد توجه قرار نمی گیرند و البته برخوردی که با آنها می شود به اصطلاح در نطفه خفه شان می کند.

 

این فقط یک مرور بر چند اسم آشنا بود. در غیر اینصورت اسامی معتبر دیگری هم هستند همچون: شادمهر راستین، رضا مقصودی، رضا میر کریمی و…

 

همانطور که خودتان هم متوجه شدید ما فیلمنامه نویس کم نداریم بلکه فیلمنامه نویس خوب کم داریم. و چقدر خوب می شد که یک فیلمنامه نویس خیالش از بابت حق و حقوقش راحت بود و تمام تمرکزش را از ابتدا تا انتها روی کار می گذاشت. ما کارگردانانمان می نویسند تا بسازند. کمترین لطفی که می شود به حال این سینما کرد این است که بنویسند و اگر مطمئن شدند از هر لحاظ کامل است، آن وقت بسازند و اگر اطمینان داشتند که کارگردانی بهتر از آنها می تواند بسازد، نه در حق خود، و نه در حق سینما و تماشاگرانش خیانت نکنند و بدهند تا دیگری به تصویر بکشد.

 

 

 

پا نوشت:

 

در شماره ی نهم از چارلی کافمن بعنوان یک فیلمنامه نویس اسم برده بودم. اما تازگی ها او اولین فیلم بندش را هم ساخت…