آقا شیره آمریکا رو خورد!

, , ارسال دیدگاه

آلن گینزبرگ (۱۹۹۷-۱۹۲۶) متولد نیوجرسی، مشهورترین شاعر نسل بیت (Beat) است. دیرزمانی‌ست که برای مخاطبان ایرانی شناخته شده و او را بیشتر با شعر مشهور زوزه می‌شناسند. وی سازماندهنده‌ی مهم‌ترین تظاهرات کالیفرنیا علیه جنگ ویتنام بود، مدتی به عضویت حزب کمونیست درآمد و در کشورهای بلوک شرق و چین در دفاع از مارکسیسم سخنرانی کرد، در کوبا در ستایش چه‌گوارا سخنانش را شروع کرد و بعد که به وضع وخیم هم‌‌جنس‌گرایان در کوبا اعتراض کرد، دولت کاسترو او را بازداشت و سپس اخراج کرد. گینزبرگ ضدجنگ و سیاست‌های جنگ افروزانه‌ی آمریکا بود و اشعار زیر هم در همین ارتباط انتخاب شده است.

 

 

تصنیف‌‌های شرقی

 

از عشقی می‌گویم که به خیال می‌آید:

ماه وفادارست، گرچه کورست؛

می‌رود میان افکاری که نمی‌تواند بگویدش.

تیمار تمام‌عیارش، بی‌حفاظش کرده.

 

هیچ‌گاه بدین‌حد در رویای دریا نبوده‌ام،

زمین تیره‌ست؛ بدرود بر رویاهایم،

کودکی دگر شده‌ام.

بر می‌خیزم تا وحشی‌شدن جهان را ببینم.

 

I speak of love that comes to mind:

The moon is faithful, although blind;

She moves in thought she cannot speak.

Perfect care has made her bleak.

 

I never dreamed the sea so deep,

The earth so dark; so long my sleep,

I have become another child.

I wake to see the world go wild.

 

 

 

کردن شیر بابت تمام آنچه که دارد… یک تصنیف

 

(به خانه آمدم و شیری یافتم در اتاق…)

 

 

شیری آمریکا را دید

در میان مسیرش

به یک‌‌دیگر خیره شدند

دوتا نقش در گذرگاهی درمیان صحرا.

 

آمریکا جیغ کشید

شیره غرید

بر روی هم پریدند

آمریکا امیدی به بُرد نداشت

با بمب‌هایش می‌جنگید و شعله‌افکن‌هایش،

زیردریایی های چاقو چنگالی‌اش.

 

شیره آمریکا را خورد، کله‌اش را یک لقمه‌ی چپش کرد

و خرامید سوی دره‌های طلایی آن‌جا

این، همه‌ی آن چیزی‌ست که آن‌جا می‌شود گفت

درباره‌ی آمریکا جز این‌که

حالا سنده‌ی شیری در سراسر صحراست.

 

I came home and found a lion in my room…A lion met America
in the road
they stared at each other
two figures on the crossroads in the desert.
America screamed
The lion roared
They leaped at each other
America desperate to win
Fighting with bombs, flamethrowers,
knives forks submarines.

The lion ate America, bit off her head
and loped off to the golden hills
that’s all there is to say
about america except
that now she’s
lionshit all over the desert.
 
 
 

 

 

روزهای ناکازاکی (خیال‌پردازی‌های همه‌کس) قسمت چهارم

 

به بیرون رفتم و بمب کذایی ریخته بود

کلی پلوتنیوم

در سرتاسر لائر ایست ساید*

هیچ ساختمانی باقی نمانده بود جز

اسکلت‌های آهنی

بقالی‌ها سوخته بودند، چال‌چوله‌های خیابان به‌روی

گندآب‌های فاضلاب سر باز کرده بودند.

 

مردمانی بودند که گشنگی می‌کشیدند و می خزیدند

در میان صحرا

یوفوهای مریخی با پرتوهای آبی رنگ تخریبگر

عبور می‌کردند و خشک می‌کردند

همه‌ی آن آب‌ها را

 

نخل‌های آمازون در طول

صدها مایل از هر دو کناره‌ی آن رود

ذغال شده بودند

 

* محله‌ای در نیویورک که بیشتر پاتوق بیت‌ها بود.

 

 

I walked outside & the bomb’d
dropped lots of plutonium
all over the Lower East Side
There weren’t any buildings left just
iron skeletons
groceries burned, potholes open to
stinking sewer watersThere were people starving and crawling
across the desert
the Martian UFOs with blue
Light destroyer rays
passed over and dried up all the
waters

Charred Amazon palmtrees for
hundreds of miles on both sides
of the river
 
 
 

 

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد