بهترین فیلمی که در سال ۹۲ دیدید

, , دیدگاه‌ها بسته شده‌اند

بهترین فیلمی که در سال ۹۲ دیدید: یک فیلم خارجی و یک فیلم ایرانی.

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی که امسال دیدید.

جذاب‌ترین شخصیت سینمایی سال.

چهره سینمایی سال برای شما.

مهرزاد دانش

بهترین فیلم خارجی: جاذبه

بهترین فیلم ایرانی: گذشته (اگر گذشته ایرانی تلقی نشود؛ پس آسمان زرد کم‌عمق)

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی سال: سراغ ندارم!

کیوان کثیریان

بهترین فیلم ایرانی: قصه ها

بهترین فیلم خارجی: عمر

تاثیرگذارترین لحظه: سکانس آخر جاذبه

شخصیت سینمایی سال: نوید در عصبانی نیستم

نزهت بادی

بهترین فیلم ایرانی: آسمان زرد کم‌عمق (بهرام توکلی)  بهترین فیلم خارجی: پیش از نیمه‌شب (لینکلیتر) و گذشته (اصغر فرهادی)

تأثیرگذارترین صحنه: لحظه ای در فیلم Her که سامانتا برای این‌که ارتباط کاملی با تئودور داشته باشد، از دخترکی می‌خواهد تا به جسمی برای صدای او تبدیل شود و به جای او قرار بگیرد و ارتباطی غریب میان سه نفر شکل می گیرد که برای گریز از تنهایی حاضر می‌شوند از هویت خود دست بکشند و به صورت دیگری درآیند.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: شخصیت احمد در گذشته

مازیار فکری ارشاد

بهترین فیلم ایرانی: ماهی و گربه

بهترین فیلم خارجی:   her

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی: لحظه بازگشایی خانه سینما. هرچند این واقعه تنها چند ماه بعد از رخ دادنش تأثیر خود را به‌کلی از دست داده است.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: شخصیت نوید در عصبانی نیستم

رضا حسینی

بهترین فیلم ایرانی: ۱- خانه‌ی پدری ۲- ماهی و گربه

بهترین فیلم خارجی: جاذبه، دوازده سال بردگی، زندانی‌ها، بهترین پیشنهاد، شکار، احضار، مزایای جلوی چشم نبودن، بخش کوتاه‌مدت شماره دوازده (Short Term 12)، اکنون فوق‌العاده (The Spectacular Now)، سفر به غرب: غلبه بر ارواح خبیث، هولی موتورز، در حال‌و‌هوای عشق، شکوه علفزار، رابطه عاشقانه (۱۹۳۹) و دو مستند عمل کشتن و ماهی سیاه

تاثیرگذارترین لحظه‌ سینمایی: نمی‌توانم انتخاب کنم چون تعدادشان خیلی زیاد است و در سراسر فیلم‌هایی که نام بردم وجود دارند.

مهم‌ترین چهره‌های سینمایی: ایرانی: کیانوش عیاری و شهرام مکری / خارجی: آلفونسو کوآرون و استیو مک‌کویین

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: جرج کلونی در جاذبه

 

بهنام شریفی

بهترین فیلم ایرانی: خانه پدری

بهترین فیلم خارجی: درون لووین دیویس ( انتخاب‌هایم از میان فیلم‌های جدید است)

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: تمام شدن جشنواره فیلم فجر /  افتتاحیه درون لووین دیویس

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: در این بخش تقلب می‌کنم. مهم‌ترین شخصیت سینمایی من از میان اهالی تلویزیون است: وینس گیلیگان طراح سریال بریکینگ بد

 

آریا قریشی

بهترین فیلم

در میان تمام فیلم‌هایی که در سال ۹۲ دیدم:

ایرانی: ردپای گرگ (مسعود کیمیایی) / خارجی: پدرخوانده ۲ (فرانسیس فورد کاپولا)

در میان فیلم‌هایی که در سال ۹۲ برای اولین بار دیدم:

ایرانی: مشق شب (عباس کیارستمی) / خارجی: ملکه کلی (اریک فن‌اشتروهایم)

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی

در میان تمام فیلم‌هایی که در سال ۹۲ دیدم:

این جمله مایکل کورلئونه کماکان تکان‌دهنده، آموزنده و تأمل‌برانگیز است: «فردو! تو برادر بزرگتر منی و من دوستت دارم. اما هیچ وقت در مقابل خانواده‌ات، طرف کس دیگه‌ای رو نگیر. هیچ‌وقت!»

در میان فیلم‌هایی که در سال ۹۲ برای اولین بار دیدم:

سکانس آخر فیلم «جاذبه» (آلفونسو کوارون): تجربه تماشای این سکانس، حتی وقتی فیلم را به شکل حقیرانه‌ای از طریق یک مانیتور ۱۷ اینچ هم ببینیم، شگفت‌انگیز است. همه جلوه‌های ویژه و سکانس‌های خیره‌کننده در طول تقریباً ۹۰ دقیقه در خدمت این قرار دارند تا «زمینی‌ترین» و به ظاهر «عادی‌ترین» نمای فیلم، بیشترین تأثیر را بر تماشاگر بگذارد.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی سال ۹۲

در میان تمام فیلم‌هایی که در سال ۹۲ دیدم:

بدون شک مایکل کورلئونه. هنوز همان‌قدر مرموز، پیچیده و دست‌نیافتنی است که در مرتبه اول تماشای سه‌گانه پدرخوانده این‌چنین بود.

در میان فیلم‌هایی که در سال ۹۲ برای اولین بار دیدم:‌

ویرجیل الدمن (با بازی جفری راش) در بهترین پیشنهاد (جوزپه تورناتوره): از یک جنبه، مهم‌ترین فیلم‌های تورناتوره را می‌توان آثاری در بررسی این جمله معروف سقراط در نظر گرفت که: «زندگی تجربه‌نشده ارزش زیستن ندارد». بررسی‌ها و تجربیات شخصیت‌های اصلی آثار تورناتوره، معمولاً به نتایجی ظاهراً غم‌بار ختم می‌شوند. اما… همیشه این ابهام باقی است که شاید احساسات کم‌یابی که این شخصیت‌ها در طول فیلم تجربه می‌کنند، ارزشش را دارد. همان‌قدر که می‌شود به حال این شخصیت‌ها دل سوزاند، می‌توان به آن‌ها حسادت نیز ورزید!

 

امیررضا تجویدی

بهترین فیلم ایرانی: بدون شک خانه پدری عیاری که با وجود تمام نقصان‌هایش در روایتِ دورانی، به دلیل مفهوم و قصه‌پردازی قابل‌تحسینش تا مدت‌ها در یاد خواهد ماند. البته در این بین باید یادی هم کرد از ماهی و گربه شهرام مکری که شاید قابل‌بحث‌ترین فیلم سینمای ایران در این سال‌ها پس از جدایی نادر از سیمین باشد. فیلمی که ایراد کم ندارد اما تجربه جسورانه‌ای است در بیابان عاری از ایده‌ی سینمای ایران!

بهترین فیلم خارجی: قطعا و بدون شک بهترین فیلم خارجی امسال برای من آخرین فیلمِ سه‌گانه ریچارد لینکلیتر، پیش از نیمه‌شب بود. فیلمی که با دیدنش حالا با اطمینان می‌گویم که این بهترین سه‌گانه تاریخ سینماست برای من! پایانی باشکوه و عظیم برای شخصیت هایی که هبوط و سقوط‌شان، بدون شک لرزه بر اندام هر مخاطبی می‌اندازد.

البته با تشکر از جناب آلفونسو کوارن به خاطر «جاذبه»ی گیرایی که تاثیر تماشایش تا عمر دارم باقی خواهد ماند.

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: بدون شک سکانس پایانی پیش از نیمه شب؛ آن‌جا که جسی برای دل‌جویی از محبوب همیشگی که حال تظاهر می‌کند دیگر دوستش ندارد به آن کلاب شبانه می‌رود. لینکلیتر با تأکید بر یکی از مهم‌ترین ترس‌های بنیادین بشری، درامی به مراتب عمیق‌تر و پرچالش‌تر از دو قسمت نخست خلق می‌کند: ترس از فراق و جدایی همواره برای هر زوج رمانتیکی یکی از هولناک‌ترین دغدغه‌های ذهنی است. و جادوی قسمت پایانی روایت لینکلیتر از عشق این زوجِ حال در آستانه بحران میان‌سالی، این‌جاست که درست با سبک و سیاق دو قسمت پیشین، با مکالمه‌هایی کاملا روان‌پژوهانه اما ساده و روتین، هم‌چون یک قطعه ادبی یا شعری آرام بخش نمود می‌یابد و انگار قطعه‌ای است ادبی در وصف زندگی و عاشقی. موضوع این‌جاست که پس از وصال، حسرت‌های پیشین به تردیدهایی درباره‌ی آینده مبدل می‌گردند. این‌که آیا این عشق ابدی خواهد بود یا به‌زودی، جایی که دیگر هیچ امیدی به ادامه نیست، همه چیز از دست خواهد رفت؟ شاید؛ انسان فراموش‌کار است و حتی سخت‌ترین مصائب زندگی خویش را نیز روزی فراموش خواهد کرد… اما به‌راستی مگر خاطره‌ی مهم‌ترین عشق زندگی آدمی قابل‌فراموشی است؟ سلین و جسی حال مشکلاتی بزرگ دارند که «عدم درک» را مهم‌ترین عامل رقم خوردنش می‌دانند و این، مخاطره‌آمیزترین اتفاق ممکن برای یک رابطه عاطفیِ این چنین عمیق خواهد بود… ولی آیا به‌راستی به خاطر این «عدم درک» کذایی می‌توان قید همه چیز را زد و رفت؟ درد فراق را می‌توان با آرامشِ وصالی هرچند متلاطم تاخت زد و در آرامشی دروغین و از تهی سرشار به زندگی ادامه داد؟ لینکلیتر پاسخ همه چیز را در «مدارا» می داند… عشق یعنی پذیرفتن تضادها و تناقض‌ها در کنار هم؛ و سلین و جسی این را بهتر از هر کسی می‌دانند. کسی چه می‌داند؛ شاید در آینده ای نزدیک بحران از اینی که هست نیز جدی تر شود، اما عشقی این چنین پرفراز و نشیب را، نمی‌توان با هجرانی دوباره به باد داد. بسیاری از فاصله‌ها با هیچ سفری پرشدنی نیستند و عشق، هم‌چنان نیرومندترین جاذبه‌هاست…

مهم ترین شخصیت سینمایی سال ۹۲: باید کماکان یاد کنم از سلین و جسی در پیش از نیمه شب؛ که پس از دو دهه، باز هم تاثیرگذارترین لحظه‌های سینمایی سالم را رقم زدند.

 

امید ربّانی‌فر

بهترین فیلم ایرانی: عصبانی نیستم

بهترین فیلم خارجی: متاسفانه نتوانستم فیلم‌های جدید خارجی را ببینم. اما فیلمی که همیشه همراهم است و حالم را خوب می‌کند فیلم روزی روزگاری آمریکا سرجیو لئونه بود که نمی‌دانم برای چندمین بار دیدمش

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: صحنه‌ای از عصبانی نیستم رضا درمیشیان جایی ‌که نوید دارد قرص می‌خورد ستاره ازش می‌پرسد: «این چه قرصیه؟» نوید می‌گوید: «دکتر داده گفته هر وقت حالت خوب نبود بخور.» ستاره هم زود بسته قرص را می‌گیرد و می‌گوید: «پس منم می‌خورم قرار شد همه‌چی‌مون با هم باشه.»

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: رضا درمیشیان که با این‌که فیلمش در پنج رشته کاندید بود و یک سیمرغ و یک دیپلم افتخارش هم قطعی بود برای حفظ آرامش سینمای ایران فیلمش را از داوری خارج کرد.

روزبه سوهانی

بهترین فیلم ایرانی: گذشته – دربند

بهترین فیلم خارجی: Holy Motors – master

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: سکانس پایانی فیلم‌های her و Holy Motors

 

گودرز مهربان

بهترین فیلم ایرانی: پله آخر (علی مصفا) / مستند فی‌فی از خوش‌حالی زوزه می‌کشد (میترا فراهانی)

فیلم‌های خارجی:

fitzcarraldo -werner herzog-1982

the turin horse- bela tarr- 2011

the passion of joan of arc- carl theodor dreyer- 1928

the vertical ray of the sun- tran anh hung- 2000

caesar must die- paolo taviani, vittorio taviani- 2012

the great beauty- paolo sorrentino- 2013

tabu- miguel gomes- 2012

و تمام فیلم‌های الکساندر ساخوروف

مهم‌ترین لحظه سینمایی: مرگ فیلیپ سیمور هافمن

 

وحید فرازان

بهترین فیلم ایرانی: خانه پدری.

بهترین فیلم خارجی: جاذبه.

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: سکانس‌های فوق‌العاده هر دو فیلمی که نام بردم.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: ایرانی: کیانوش عیاری، حجت‌الله ایوبی / خارجی: کوارون.

 

فرهاد ریاضی

بهترین فیلم ایرانی: بیگانه (بهرام توکلی)

بهترین فیلم خارجی: شکار ( توماس وینتربرگ)

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی: تصمیم التفات و اکبر برای خرید چک‌های سوخته که همه تار و پوش درد بود و رنج. (همه چیز برای فروش)

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: التفات (همه چیز برای فروش)

فرناز خزاعی

بهترین فیلم ایرانی: خانه پدری (کیانوش عیاری)

بهترین فیلم خارجی: Her (اسپایک جونز)

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی: سکانس افتتاحیه خانه پدری / سکانس سینما رفتن نوید و ستاره  در عصبانی نیستم

سکانسی که ارتباط تئودور با سامانتا قطع می‌شود، نگرانی و اضطرابش و بعدتر اعتراف سامانتا و رو به رو شدن تئودور با واقعیت… ( Her)

مهم ترین چهره سینمایی: کیانوش عیاری

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: تئودور در Her با بازی یواکین فونیکس

فرهاد خالدار

بهترین فیلم ایرانی: خانه پدری

بهترین فیلم خارجی: جاذبه

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی: همه‌ی لحظه‌های «عصبانی نیستم» گفتن‌های نوید محمدزاده در عصبانی نیستم

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: کیانوش عیاری

میلاد دارایی

بهترین فیلم: شب من نزد مود (اریک رومر، ۱۹۶۹)

تأثیرگذارترین لحظه سینمایی: سکانس قتل دختر در خانه‌ی پدری (کیانوش عیاری)

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: فارغ از ضعف‌های خود فیلم: شخصیت تئودور در Her (اسپایک جونز، ۲۰۱۳)

بهمن شیرمحمد

بهترین فیلم

از جدیدها: خانه پدری (عیاری) و شکار (وینتربرگ)

از قدیمی‌ها: آثار میشاییل هانکه و دوازده مرد خشمگین (سیدنی لومت)

تاثیرگذارترین لحظه سینمایی: لحظه خودکشی مجید در پنهان (هانکه) و لحظه‌ای که اریکا در فیلم معلم پیانو چاقو را در سینه خودش فرو می‌کند و یکی از عجیب‌ترین نگاه‌های تاریخ سینما را به دوربین می‌کند و البته آخرین نمای فیلم بازی‌های سرگرم‌کننده و نگاهی که می‌تواند ترسناک‌ترین نگاه تاریخ سینما لقب بگیرد.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی: بی‌تردید میشاییل هانکه بزرگ و تجربه‌ی ویران‌گر تماشای آثارش.

 

مرتضی مؤمنی

بهترین فیلمی که در سال ۹۲ دیدم Happy-Go-Lucky مایک لی بود؛ این فیلم زیبا به شکل تعجب‌آوری حالم‌رو خوب کرد. فیلم و شخصیت نازنین‌اش، پوپی (با بازی چشم‌نواز سالی هاوکینز)، بیش از حد انتظار «زیبا» و «بی‌نظیر» هستند. اما امسال عقل ناقص و احساسِ متزلزل‌ام بیش از هر چیزی، درگیر انفعال تام «اِد کرین» مردی که آن‌جا نبود، افسردگی ملموس و صادقانه‌ی «رودا»ی زمینی دیگر و دل‌مردگیِ غم‌گینانه‌ی «کامران» نفس عمیق بود. گویا، برای من، انفعال همان کمال، افسردگی عین صداقت و دل‌مردگی آیینه‌ی واقعیت است؛ واقعیت چندشی که با چَکُش محکمِ خود پیوسته بر سرِ بی‌حواسِ منِ رؤیابازِ سینمادوستِ بی‌سرپناه می‌کوبد و از زور بی‌حد و اندازه‌اش لذت می‌بَرَد.

دامون قنبرزاده

بهترین فیلم خارجی: راز در چشمان‌شان  محصول ۲۰۰۹ ساخته‌ی خوآن خوزه کامپانلا. این فیلم را هر سال، دو سه بار می بینم. هنوز فیلمی روی دستش نیامده؛ قدرتمند و دیوانه‌کننده.

بهترین فیلم ایرانی: خانه‌ی پدری. فقط همان سکانس اولش می‌ارزد به تمامِ فیلم‌های ایرانی که دیده‌ام.

تأثیرگذارترین لحظه‌ی سینمایی: دو تا «ترین» در لیست من است. یکی مربوط به فیلم وی اچ اس ۲  محصول ۲۰۱۳ و ساخته ی گروهی جوانِ خوش‌فکر است. صحنه‌ای که مرد دوچرخه‌سوار، بعد از حمله‌ی زامبی‌ها به او در جنگل، برای اولین بار خودش را در انعکاس شیشه‌ی ماشین می‌بیند و لحظه‌ای مکث می‌کند: او به زامبی تبدیل شده و چه وحشتناک است این لحظه! دیگری مربوط به گزارش اروپا  ساخته‌ی سباستین کوردرو که می‌زند روی دست جاذبه جایی که مردِ فضانورد، در فضای بیکران و ترسناک و سیاه  می‌داند که قرار است برای همیشه تنها بماند. دیدنش جرأت می‌خواهد.

چهره یا شخصیتِ سینمایی سال: والت‌دیسنیِ نجات دادنِ آقای بنکس!

امیر معقولی

«بودن یا نبودن» ارنست لوبیچ که به طرز کوبنده‌ای شاد است.

از فیلم‌سازان ایرانی هم «فی فی از خوشحالی زوزه می‌کشد» میترا فراهانی و به دلیل تصویرگری چهره‌ی هنرمندی که آثارش را ویران کرد و رفت و ناپدید شد و بسیاری گمان می‌بردند که زنده نیست اما فیلم‌ساز با یافتن او تصویری زنده و بدون روتوش از او به دست داد. غریدن بهمن محصص، وقتی که مرگ را در برابر خویش می‌یافت، به این سادگی‌ها از خاطر زدوده نمی‌شود.

نگرانی و دل‌واپسی برای آدمی که دوستش داریم بی اندازه زیباست. در این لحظات، قلب از همیشه تندتر می‌تپد و این تپش قلب در واقع چیزی نیست جز نعره‌ی احساس و نیاز. جایی در فیلم Her هست که تئودور برخلاف معمول سامانتا را نمی‌یابد. این‌جاست که آرامش او جای خود را می‌دهد به بی‌قراری و تئودور که بی‌قرار یافتن Her  است، شروع می‌کند به دویدن. به سرعت می‌دود و به زمین می‌خورد و دوباره برمی‌خیزد و باز….دویدن او برای یافتن این صدای درونی «من» و قرار گرفتن در برابر واقعیت زنده و عریان تلخ است و خب، واقعیت همیشه تلخ است.

شاهد طاهری

بهترین فیلم ایرانی: خانه‌ی پدری

بهترین فیلم خارجی: صداهایی در همسایگی (Neighboring Sounds)

تأثیرگذارترین لحظه‌ی سینمایی

دیالوگ چشم‌خیس‌کُن وودی رو به پسرش در نبراسکا: «(پول) رو برای شما پسرا می‌خواستم. دلم می‌خواست یه چیزی براتون باقی بگذارم»

رضا کاظمی

بهترین فیلم ایرانی: ماهی و گربه این فیلم  ۱۳۰دقیقه‌ای را تا به حال پنج بار دیده‌ام و هر بار نشده حتی یک دقیقه چشم از آن بردارم یا لحظه‌ای خسته شوم. عیش مدام است. هر بار نکته‌های تازه‌ای از آن کشف کرده‌ام و گمان می‌کنم حالا حالاها جا دارد برای غور و کشف بیش‌تر.

بهترین فیلم خارجی: شکار (توماس وینتربرگ). به نوعی قصه زندگی خودم بود. لازم به تصریح است که من کودک‌آزار نیستم. قصه رنج‌اندود تهمت و ناروا را عرض می‌کنم. فیلم خارجی قدیمی و جدید خوب بسیار دیدم و دم همه‌شان گرم. اما بگذارید شکار را جدا کنم تا حق مطلب ادا شود. باید یادم بماند.

تأثیرگذارترین لحظه‌ی سینمایی

(۱) این یک لحظه شخصی است. مربوط به پس از تماشای فیلم است. هنگام نوشتن نقد استاد (پل تامس اندرسن) در آخرین سطرها وقتی قصه ایوب و فلسفه رنج انسان را می‌نوشتم بی‌اختیار و برای زمانی طولانی اشک ریختم. سال ۹۲ برای من سال اندوه بود. اشک بسیار داشت اما هیچ‌کدام به اندازه‌ی این یکی، غریب و از عمق جان نبود. زلال شدم.

(۲) سکانس مهمانی پایانی شکار توماس وینتربرگ با آن موسیقی و آن میزانسن غبطه‌برانگیز.

(۳) چمران در چ ایستاده پشت سنگر نماز می‌خواند. چه موقعیت کم‌نظیری است. کم‌تر کسی مصطفی چمران حاتمی‌کیا را درک کرد. با آموزه‌های سیدفیلد به سراغ این شخصیت نباید رفت. این هم افسوس بزرگی بود.

مهم‌ترین شخصیت سینمایی سال: جرج کلونی در جاذبه که می‌توانم درباره‌اش کتابی بنویسم. می‌دانم که در آینده یکی از مهم‌ترین افسوس‌هایم در زندگی این خواهد بود که چرا در دوران شش‌ساله‌ی نقدنویسی ام که در سال ۹۲ برای همیشه به پایان رسید از تجربه غریب تماشای جاذبه و شخصیت کلونی در این فیلم چیزی ننوشتم. برای من جاذبه فقط با شخصیت راهبر و راه‌بلد کلونی در این فیلم معنا پیدا می‌کند.

مهم‌ترین چهره سینمایی سال: فیلیپ سیمور هافمن که نامردانه تنهای‌مان گذاشت.