به بهانه‌ی «روز سینما»

, , ارسال دیدگاه

احسان، این‌جا بدون من

منصفانه اگر درباره سینمای ایران بخواهیم به قضاوت بنشینیم نمی‌توانیم کمتر از نمره قبولی به آن بدهیم. همه‌جای دنیا قصه از همین قرار است. مگر در کشورهای دیگر با آن همه امکانات و دست‌و‌بالِ باز، در سال چند فیلم شاخص تولید می‌شود که از سینمای نحیف ایران این همه انتظار داریم؟ ساخته شدن فیلم‌های درخشان به تعداد انگشتان یک دست هم با توجه به این بودجه و این امکانات کافی است. سینمای ما در این سال‌ها تقریباً تمام افتخارات ممکن را ولو متکی بر توانمندی شخصی آفرینندگانش به دست آورده است و مهم‌تر از آن این‌که در کلیت خویش به سینمایی شناخته‌شده در جهان بدل گردیده است؛ آن هم با حداقل امکانات و با بودجه‌ای که با آن می‌توان تنها یک تیم فوتبال لیگ برتری را بست و لاغیر.

البته درد سینمای ما درد بی‌پولی نیست. درد امکانات فنی نیست. درد کج‌سلیقگی است. درد مدیریت‌های رنگ و وارنگی است که هر کدام هرگونه دلشان بخواهد اداره‌اش می‌کنند. در ۸ سال سکان‌داری مدیران برگزیده‌ی دولت قبلی بر سینما گاه شاهد عبور از سوراخ تنگ سوزن بودیم و گاه گیر کردن در چهارچوب دروازه‌ای عظیم. گاه فیلم‌هایی با موضوعات ممنوعه و تابوشکن مجوز ساخت و اکران گرفتند و گاه فیلم‌هایی بدون هیچ دلیل منطقی پشت خط ماندند. گاه دم از حمایت از حوزه‌ی سینما و آدم‌هایش زده شد و گاه اهالی سینما بی‌خانمان شدند و اثاثیه‌شان سر کوچه ریخته شد. نوشتن از سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های مدیران قبلی سینما خود نیاز به زمانی به‌جا و یادداشتی دیگر دارد که ممکن است به مثنوی «هفتاد من کاغذ» بینجامد.

به هر روی چند روز پیش روز سینما بود. و نام‌گذاری روزها در تقویم‌های‌مان خود داستانی غریب دارد. جامعه‌ی سرتا‌پا مرد‌سالار ما که در تک‌تک یاخته‌های فرهنگی‌اش زن جایگاهی انضمامی و حاشیه‌ای دارد یک روز را به نام زن و بعدها یک روز دیگر را به نام دختر و … نام‌گذاری می‌کند. گاه برای تثبیت موقعیت هسته‌ای‌اش و ایجاد هژمونی یک روز از سال را روز ملی فناوری هسته‌ای می‌نامد و یک بار هم پس از چند هزار سال و درست در موقعیتی که کشورهای ریزه‌میزه‌ی پیرامون‌مان از نام جعلی برای خلیج همیشه پارس استفاده می‌کنند اقدام به نام‌گذاری روز خلیج پارس می‌نماید. مثال‌ها از این دست زیادند. تا حدی که اگر مجموعه‌ی این روزها و هفته‌های نامگذاری شده را محاسبه کنیم خیلی بیشتر از ۳۶۵ روز می‌شود…

اما شاید نقطه‌ی مشترک بیشتر این نامگذاری‌ها «تثبیت» باشد؛ تثبیت جایگاه و قوام موقعیتی متزلزل. این داستان شاید درباره سینما هم صدق کند. امید نگارنده این است که بازگشایی خانه‌ی سینما در روز سینما در نهایت به نقطه عطفی بدل شود تا در دوره مدیریت جدید شاهد تثبیت موقعیت سینمای ایران در همه‌ی حوزه‌ها باشیم.

پی‌نوشت: این یادداشت با عکس فیلم «این‌جا بدون من» بارگذاری شده است. نه این‌که این فیلم محبوب‌ترین فیلم نگارنده باشد. دلیل این انتخاب، ادای دین به فیلمی است که خود ادای دینی به سینما و عاشقان سینه‌سوخته‌اش است!

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد