سینمای سه‌بعدی از نگاه راجر ایبرت

, , ارسال دیدگاه

3d-001

آیا سینمای سه‌بعدی آینده‌ی غالب و محتوم سینما خواهد بود یا به تعبیر لوسی توبین نویسنده‌ی «گاردین» مثل لباس تازه‌ی پادشاه است که همه  به‌نوعی موظف‌اند در قبالش حیرت و از آن تعریف کنند؟ گاهی هم کودکی در انبوه جمعیت پیدا می‌شود که بی‌ملاحظه، آن‌چه را که می‌بیند فریاد بزند. راجر ایبرت منتقد نام‌‌دار آمریکایی معتقد است رویکرد وسیع به تکنیک۳D «احمقانه» و «یک جور خودکشی» برای سینماست. دلایل نُه‌گانه‌ی ایبرت برای مخالفتش با ۳D حاوی نکته‌هایی ظریفی است که حتی اگر با آن‌ها موافق نباشیم دست‌کم خوره‌ی تردید را به ذهن‌مان می‌اندازد. اهمیت دیدگاه ایبرت وقتی بیش‌تر می‌شود که بدانیم پس از انتشار این مقاله، والتر مرچ نامه‌ای ستایش‌آمیز خطاب به ایبرت نوشت و نگاه او را از منظر فنی تأیید کرد. مرچ یکی از مهم‌ترین تدوین‌گرها و طراحان صدای سینماست؛ تنها تدوینگری که برای تدوین چهار فیلم با سیستم‌های مختلف تدوین نامزد دریافت اسکار شده (از موویولا در جولیای فرد زینه‌مان تا نرم‌افزار فاینال‌کات‌پرو در کلد مانتین) و فیلم سه‌بعدی هم تدوین کرده. با این حال خود ایبرت هم گاهی دچار تناقض می‌شود به‌خصوص وقتی پای اسکورسیزی به میان می‌آید. این مقاله مربوط به سال ۲۰۱۱ و پیش از نمایش هوگوی اسکورسیزی است. مقاله‌ی ایبرت، در ترجمه اندکی خلاصه شده است.

۳D ضایعکننده‌ی یک بُعد است

وقتی به یک فیلم دوبعدی نگاه می‌کنیم تا جایی که به مغز انسان مربوط می‌شود با تصویر سه‌بعدی سروکار داریم. وقتی لورنس عربستان را می‌بینیم که از دوردست مثل یک نقطه ظاهر می‌شود و از عمق بیابان به سوی تماشاگر می‌آید آیا با خودمان می‌گوییم بیین چه آرام سطوح افقی را پشت سر می‌گذارد؟ ذهن ما از اصل پرسپکتیو استفاده می‌کند تا بعد سوم را بسازد. اما یک بعد سوم مصنوعی بیش از این‌که متقاعدکننده باشد می‌تواند موجب تحریف دید شود.

۳Dچیزی به تجربه‌ی فیلمبینی اضافه نمیکند

بهترین تجربه‌های فیلم دیدن‌تان را به یاد بیاورید. آیا آن‌ فیلم‌ها لازم بود سه‌بعدی باشند تا فیلم مهمی شوند؟ یک فیلم بزرگ ذهن ما را کاملاً درگیر می‌کند. فیلمی مثل فارگو با ۳D چه چیزی به دست می‌آورد؟ یا کازابلانکا؟

۳D میتواند موجب حواسپرتی شود

بعضی از ۳D‌ها فقط شامل جداسازی تراز(plane)های بصری هستند و به همین دلیل به نظر می‌رسد برخی اشیا بر فراز اشیای دیگر در حال پروازند اما در دوبعدی همه چیز ثابت است. این را در سه‌بعدی می‌بینیم در حالی که نباید ببینم. در دوبعدی کارگردان‌ها از فلو و فوکوس پیش‌زمینه و پس‌زمینه‌ی قاب برای هدایت تمرکز مخاطب استفاده می‌کنند. در سه‌بعدی به نظر می‌رسد اقتضای خود تکنولوژی این است که تمام عمق میدان در فوکوس کامل باشد. گمان می‌کنم این مسأله ضرورتی ندارد و صرفاً فیلم‌سازان را از ابزاری برای هدایت نقطه‌ی تمرکز تماشاگر محروم می‌کند.

۳D میتواند موجب سردرد و تهوع شود

وقتی نمایشگاهی از ابزارهای ساخت و نمایش سه‌بعدی در لاس‌وگاس برگزار شد «رویتر» با دو چشم‌پزشک برجسته گفت‌وگو کرد. دکتر مایکل روزنبرگ استاد دانشگاه نورث‌وسترن گفت: «بسیاری از انسان‌ها مشکلات چشمی جزئی دارند مثل عدم تعادل یک ماهیچه‌ی کوچک چشم که در شرایط عادی و طبیعی اشکالی را پیش نمی‌آورد و در واقع این ایراد کارکردی جزئی توسط مغز تصحیح می‌شود. ۳D یک تجربه‌ی بصری نامعمول ایجاد می‌کند و این به معنی نیاز مغز به فعالیت بیش‌تر برای تطابق با شرایط جدید است و همین احتمال ایجاد سردرد را بالا می‌برد.» دکتر دبورا فریدمن استاد چشم‌پزشکی و عصب‌شناسی مرکز پزشکی روچستر می‌گوید «در یک دید طبیعی، زاویه‌ی دید دو چشم با هم تفاوت دارد و وقتی تصویرهای جداگانه‌ی دو چشم در مغز پردازش می‌شوند درکی از عمق شکل می‌گیرد. تحریف بینایی  قابل‌مشاهده در تصاویر سه‌بعدی با ماهیت چشم و مغز انسان سازگار نیست.» در یک مقاله‌ی پژوهشی اشاره شده که پانزده درصد از تماشاگران فیلم‌های سه‌بعدی دچار سردرد و خستگی چشم می‌شوند.

توجه کردهاید که تصاویر ۳D کمی تاریک به نظر میرسند؟

لنی لیپتون را به عنوان پدر صنعت نمایش استریوسکوپپیک می‌شناسند. او بهتر از همه می‌داند فیلم‌هایی که با استفاده از سیستم‌های او ساخته شده‌اند چه‌طور باید به نظر بیایند. پروژکتورهای دیجیتال فعلی به نظر او «ذاتاً ناکارآمد» هستند. نیمی از نور به یک چشم می‌رسد و نیمی به چشم دیگر که نتیجه‌ی بلافصلش کاهش پنجاه درصدی نورانیت است. خود عینک‌ها هم نور را جذب می‌کنند.

فروش تجهیزات۳D پولساز است

سینمادارها در آغاز به قیمت بالای تجهیزات اعتراض کردند و استودیوها را ملزم به سهیم شدن در پرداخت این هزینه می‌دانستند. برخی استودیوها که نگران خدشه برداشتن افسانه‌ی ۳Dبودند به سینمادارها گفتند که اگر فیلمی را سه‌بعدی نمایش ندهند اجازه‌ی پخش آن به صورت دوبعدی را نخواهند داشت. هرچند در آپاراتخانه، فضای کافی برای قرار دادن هر دو نوع پروژکتور هست اما سالن‌های نمایش به شکل جدی مصمم هستند که در اسرع وقت همه‌ی پروژکتورهای آنالوگ را دور بیندازند. واقعاً دلیل این همه شتاب چیست؟ آیا سینمادارها مصمم هستند تمام پل‌های پشت سرشان را با وسایل نامطمئن کارخانه‌های دیجیتال خراب کنند؟

افزایش قیمت بلیتها تا پنجاه درصد

آیا افزایش قیمت بلیت برخی فیلم‌ها فقط تا زمانی که قسط‌های تجهیزات پرداخت شود ادامه خواهد داشت؟ به نظر من۳D یک جور اخاذی از والدینی است که تبلیغات رسانه‌ها توی مخ بچه‌های‌شان فروکرده‌ که حتماً باید فیلم سه‌بعدی ببینند. در پانویس نقدم بر جنگ تایتانها نوشتم: «به کودکان‌تان توضیح بدهید که فیلم به شیوه‌ی سه‌بعدی فیلم‌برداری نشده بلکه فقط سه‌بعدی نمایش داده می‌شود تا سازندگانش پول بیش‌تری به جیب بزنند. باور کنید خود من این فیلم را دو بعدی دیدم و واقعاً عالی بود.» ۳D قلابی این فیلم حتی۳D‌‌‌بازهای دوآتشه را هم شاکی کرد.

نمیتوانم یک درام جدی مثل پادرهوا و محفظه‌ی رنج را در قالب۳D تصور کنم

خود فیلم‌‌سازها هم نمی‌توانند. آلفرد هیچکاک که میم به نشانه‌ی مرگ را به شیوه‌ی سه‌بعدی ساخته بود از حاصل دوبعدی فیلم در نمایش افتتاحیه‌اش بسیار ناراضی بود. به نظر می‌رسد این تکنیک مناسب فیلم‌های کودکان، انیمیشن و فیلم‌هایی مثل آواتار جیمز کامرون باشد که اغلب روی کامپیوتر شکل می‌گیرند. البته فیلم کامرون مثل «فیل در اتاق» است؛ فیلمی باشکوه و خوش‌منظر روی پرده‌ی سنتی آی‌مکس؛ چیزی که من دیدم. سودآورترین فیلم تاریخ سینما. اما تایتانیک دومین فیلم پرفروش تاریخ سینما، محصول همین جناب کامرون، دوبعدی بود. البته من از تماشای آواتار سه‌بعدی لذت بردم. کامرون یک تکنیسین نابغه است که از اساس فیلمش را برای ۳D طراحی کرد و ۲۵۰ میلیون برای ساختنش مایه گذاشت. او استاد فیلم‌برداری و تدوین است. بقیه‌ی کارگردان‌ها توسط تهیه‌کننده‌ها مجبور به استفاده از ۳D شده‌اند. «فیل در اتاق» دلیل خوبی برای بالا بردن قیمت بلیت است. تیم برتون را ببینید که به زور تهیه‌کننده‌ها مجبور به ساختن یک سه‌بعدی قلابی به نام آلیس در سرزمین عجایب شد. بله، فیلم خوب فروخت اما جلوه‌های سه‌بعدی‌اش ناچیز و نالازم بود؛ فقط بهانه‌ای برای گران‌تر فروختن بلیت. یک بار گفته بودم ممکن است با ۳Dکنار بیایم اگر کسی مثل مارتین اسکورسیزی از این فرمت استفاده کند. حالا اسکورسیزی اعلام کرده فیلم بعدی‌اش هوگو را سه‌بعدی خواهد ساخت. خب، او سینما را خیلی خوب می‌شناسد. فکر می‌کنم او ۳Dرا در حد نیاز به کار خواهد بست. و خبر دیگر این‌که فیلم‌ساز محبوبم ورنر هرتزوگ هم به استفاده از ۳D رو آورده.

هر وقت هالیوود احساس خطر کرده پای تکنولوژی به میان آمده: صدا، رنگ، پرده‌ی عریض، سینهراما، ۳D، صدای استیروفونیک و حالا دوباره۳D

همیشه چیزی به مخاطب پیشنهاد می‌شود که تجربه‌اش در خانه ممکن نیست. با ظهور بلو‌‌ـری و کابل اچ‌دی و پروژکتورهای دیجیتال خانگی، مرز میان تماشای فیلم در سالن سینما و خانه بسیار باریک شده است. ۳D راه مؤثری برای گشاد کردن مجدد این فاصله است. اما رواج تلویزیون‌های سه‌بعدی می‌تواند این فاصله را دوباره کم کند. هالیوود همیشه به چیزی نیاز دارد که به شکلی آشکار و چشم‌گیر بهتر از هر چیز خانگی باشد، به درد همه‌ی گروه‌های سنی بخورد و از همه مهم‌تر، چیزی روی قیمت بلیت بیاورد. من با ۳D به عنوان یک گزینه مخالف نیستم، با آن به عنوان یک راه امرار معاش هالیوود مخالفم به‌خصوص حالا که تولیدات استودیوها از آن فیلم‌های باارزشی که شایسته‌ی اسکار می‌دانیم فاصله گرفته‌اند. اسکورسیزی و هرتزوگ فیلم‌هایی برای بزرگ‌سالان می‌سازند اما هالیوود با کله به سمت ساختن فیلم‌های بچگانه می‌رود. اخیراً دیزنی اعلام کرده دیگر فیلمی به شیوه‌های قدیمی نخواهد ساخت و همه‌ی تمرکزش را روی انیمیشن و ابرقهرمان‌ها خواهد گذاشت. حس می‌کنم نسل امروز هالیوود احساس غریزی قصه‌گویی و کیفیت را دارد از دست می دهد. همه‌اش زیر سر پول است!

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد