کوتاه درباره‌ی وضعیت این روزهای سینمای ما

, , ۱ دیدگاه

سینمایی که دغدغه‌های روز جامعه را با نگاهی تیزبینانه و دل‌سوزانه مطرح نکند و بدتر حاوی مفاهیمی ارتجاعی باشد که تنها از ذهن‌های عقب‌مانده تراوش می‌کند، به پشیزی نمی‌ارزد و هنگامی‌که کار به چنیین جایی برسد همان بهتر که سینمایی نباشد. سینمایی که هدفش پایین آوردن سطح ذوق و درک تصویری مخاطب و تزریق تفکرات پوسیده و مبتذل و حتی بدتر رواج بی‌فکری و خشک‌مغزی باشد، یک سینمای ظالم و ابلهانه هست که تنها فضای ذهنی مخاطبانش را تبدیل به زباله‌دانی می‌کند. خوش‌بختانه پس از یک دوره فیلم‌های کمدی به‌غایت سخیف که حتی اسم بردن از آن‌ها باعث شرمندگی و سرافکندگی است (البته استثناها را باید خط گرفت)، شاهد ظهور سینمایی بودیم که دغدغه‌اش طرح هنجارها و ناهنجاری‌های روز جامعه بود؛ دوره‌ای که نقطه‌ی اوجش «جدایی نادر از سیمین»ِ فرهادی بود و به‌حق جوایز فراوانی را نیز کسب کرد. سینمایی که می‌شد به آینده‌اش امیدوار بود اما به لطف حمایت‌های بی‌دریغ مسئولان و دوستان هنرمند(!) که با نگاهی کاسب‌کارانه به طرح مسائل روز پرداختند، این جریان هم تا توقف کامل فاصله‌ای ندارد.

موضع مسئولان که مشخص است. اصولاً سینمای بی‌دغدغه در هر کشوری به نفع سیاست‌مداران و صاحبان سرمایه- که به لطف همین قدرت، صاحبان فرهنگ و هنر نیز شده‌اند- است. پس عکس‌العمل آن‌ها در برابر سینمایی که می‌خواهد به رواج اندیشه و تفکر بپردازد کاملاً معقول است: حذف سینمای دغدغه‌مند.

اما گروه دوم، یعنی فیلم‌سازان کاسب‌کار که بعضاً شاید آثار اندیشمندی هم داشته‌اند مایه‌ی شگفتی‌ شده‌اند. چنان‌که پیش‌تر اشاره شد طرح مسائل روز در بستر ژانرهای مختلف یک ضرورت واجب است اما به شرط آن‌که این نگاه، موشکافانه و تحلیل‌گر باشد؛ نگاهی که رنگی از دغدغه‌های انسانی یک هنرمند داشته باشد. نمونه‌های درخشانش در سال گذشته کم نبودند: «جدایی…»، «اسب حیوان نجیبی است»، «این‌جا بدون من» ، «مرهم» و … اما با موفقیت این فیلم‌ها در گیشه، عده‌ای از سینماگران، تحت تأثیر این موج، شروع به ساخت آثاری اجتماعی (؟) کردند که ملاحظات فروش باعث افت شدید کیفیت این فیلم‌ها شد. به همین دلیل شاهد فیلم‌هایی به ظاهر دغدغه‌مند بودیم که تنها تصویری رنگ‌و‌رورفته و ظاهری از وقایع و مسائل روز را در خود داشتند که به‌شدت فاقد تحلیلی از شرایط به‌هم‌ریخته‌ی جامعه‌ی معاصر بودند. فیلم‌هایی که با شعارهای دهان‌پُرکن و پویولیستی تنها به جذب (فریب) مخاطب فکر می‌کردند و ماجرا زمانی جالب‌تر می‌شود که تفکرات مضومون‌گرا باعث حمایت‌های عجیب از این‌گونه فیلم‌ها، آن هم توسط عده‌ای از سینما‌گران و منتقدان شده است. اگر قصد اشاره به تعدادی از این فیلم‌ها داشته باشیم، می‌توان فیلم های «خصوصی»، «انتهای خیابان هشتم»، «پل چوبی»، «گشت ارشاد» و… را نام برد. فیلم‌هایی که هیچ به سینمای ما نمی‌افزایند و تنها حواشی آن‌ها در خاطر خواهد ماند.

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد