چهره‌های سال ۹۰: اصغر فرهادی

, , ۲ دیدگاه

 

روزگاری سریالی از صدا و سیمای ایران پخش می‌شد به نام داستان یک  شهر نظر بخشی از مردم و منتقدان را به نویسنده و کارگردان جوانش جلب کرد. هنگامی که فصل دوم همان سریال به نام داستان یک  شهر ۲ روی آنتن رفت خیلی‌ها اسم اصغر فرهادی را به خاطر سپردند. علت این توجه را باید در ویژگی‌های خاصی که سریال او داشت و متفاوت با تعاریف معمول از سریال در ایران بود جست‌وجو کرد . واقع‌گرایی جدی و غیرسطحی و بدون اغراق؛ تلخی و پایان تراژیک؛ دغدغه‌های اجتماعی از معضلات زنده‌ی شهری به نام تهران و مهم‌تر از همه داشتن ساختار قوی هم به لحاظ قصه و فیلم‌نامه و هم از جهت اجرا و کارگردانی.

وقتی دومین فیلم سینمایی او اکران شد بخش قابل‌توجهی از منتقدان فیلمش را پسندیدند و با توجه به دغدغه‌هایی که در آثارش نشان می‌داد در بین قشری فیلم بین از جوانان و نوجوانان محبوبیت خاصی پیدا کرد. خیلی‌ها به او و سینمای انسانی‌اش که هم سینما بود و هم انسانی امید بستند. چهارشنبه‌سوری اثری بود که اصغر فرهادی را به عنوان مهم‌ترین کارگردان نسل سوم سینمای ایران تثبیت و منتقدان را شگفت‌زده کرد و در عین حال پرفروش‌ترین فیلم سال شد. شاید پیش از این چند نمونه معدود بودند که هم منتقدان را راضی کرده بودند و هم گیشه‌ی خوبی داشتند، اما هیچ‌کدام نتوانسته بود تقریبا همه منتقدان را به تحسین وادارند. اصغر فرهادی به عنوان کارگردان مهم نسل جدید سینما و نسل جدید سینماروها رفت زیر ذره‌بین. فیلم چهارم او اتفاق بسیار مهمی در سینمای ایران بود. درباره‌ی الی… جریان سینمای ایران را کاملا تحت‌تاثیر قرار داد و موفقیت کاملی از همه سو به دست آورد. جدایی نادر از سیمین فیلم آخر کسی است که بسیاری از منتقدان مهم و حتی اساتید کهنه‌کار فرهنگ سینمایی ایران او را در عین جوانی «استاد» می‌نامند.

این مقدمه‌ی تکراری در مورد مسیر رشد اصغر فرهادی که شاید همه می‌دانند را به این دلیل آوردم که یادمان نرود اصغر فرهادی چه‌طور وارد سینمای ایران شد و چه‌طور به این سطح رسید. او نه مانند بعضی با روابط و آشنایی و مافیای گروهی وارد سینما شد و نه با رانت و رشوه‌ی خصوصی یا دولتی. بیش از ۷ سال را دانشجو بود. تئاتر و سینما خواند. تئاتر روی صحنه برد، فیلم کوتاه ساخت و فیلم‌ دید. هم‌زمان با گرفتن مدرک کارشناسی ارشد دو سریال بسیار موفق ساخت تا توانست برای فیلم اولش تهیه‌کننده پیدا کند.

جالب این‌که درباره الی… در تقابل غیر مستقیم با اخراجی‌ها ۲  بود و جدایی… در تقابل مستقیم با اخراجی‌ها ۳  وارد اکران شد. تضاد بین دو انسان که از دو مسیر متفاوت وارد فیلم‌سازی شده‌اند و نتیجه‌ی این نوع ورود را در آثارشان می‌بینیم: فرهادی با فیلم‌هایی که از لحاظ فیلم‌نامه و تکنیک و اجرا تقریبا بی‌نقص‌اند و آن یکی با فیلم‌نامه‌های به‌شدت ضعیف و اجرایی در حد فیلم‌سازی آماتوری؛ مضمون یکی اخلاق و اخلاق‌گرایی است و با انصاف از قضاوت دوری می‌کند و مضمون آثار دیگری … راستی مضمون اخراجی‌ها چیست؟

فرهادی از مسیری سخت اما کاملا اخلاقی وارد محیط سینمایی شد که متاسفانه بی‌اخلاقی و هزار آفت دیگر دارد. اما فرهادی هرگز وارد فضاهای مسموم نشد و ده سال طول کشید تا جایگاه خودش را بیابد. هرگز حاشیه‌ای نداشت. فقط فیلمش را ساخت و در این چند سال از حاشیه‌هایی که افراد یا گروه‌های خاصی برایش ایجاد می‌کردند هم دوری می‌کرد. هرگز با هیچ منتقدی سَر و سِری نداشت. پله به پله و با طی مسیری سخت جایگاه خودش را تعیین کرد. حتی وقتی منتقدان بعد از چهارشنبه سوری نگران بودند که او هر فیلمی بسازد با همین فیلم مقایسه خواهد شد باز هم بی‌حاشیه کارش را ادامه داد و از تحسین‌های بی پایان درباره‌ی الی… هم مغرور نشد. هم اکنون نسلی در سینمای ایران در حال رشد است که طرحی نو می‌اندازد، نسلی که همگی مثل فرهادی وارد فیلم‌سازی شده‌اند، سوادش را دارند، دغدغه دارند، عاشق سینما هستند و جوان‌ها و نوجوان‌ها و نسل جدید جامعه‌ی ایران به آن‌ها دلبسته است: بهرام توکلی، شهرام مکری، عبدالرضا کاهانی، مونا زندی و … و در راس همه‌ی این‌ها اصغر فرهادی. حالا اصغر فرهادی خواسته یا ناخواسته به الگویی جدید برای جوانان تبدیل شده؛ الگویی متشکل از اخلاق و انسانیت و سینما.

 

۲ دیدگاه

  1. مجتبی خدارحمی

    ۰۳/۳۱/۱۳۹۱, ۰۳:۰۰ ب.ظ

    آقای فرهادی یکی از بهترین فیلم ساز ایرانی ست فیلم های بسیارعالی میسازه که اونقد خوبه که اصلا نمیشه ایرادی گرفت فضاسازی های خوب شخصیت داستان انتخاب بازیگران دیالوگ ها همه را استادانه انتخاب میکنه و میشه بهش بگی فیلم سازخوب؟

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد