نگاهی دیگر به انیمیشن رنگو

, , ۳ دیدگاه



صرف‌نظر از همه‌ی جنبه‌های جذاب انیمیشن رنگو، دانستن این‌که گور وربینسکی ـ کارگردان سه قسمت نخست دزدان دریایی کارائیب ـ رنگو را کارگردانی کرده، به سرخوشی‌ها و نشاط پس از تماشای آن می‌افزاید. چرا که تماشای رنگو تجربه‌ای لذت‌بخش و مفرح است و بی‌اطلاعی از سابقه‌ی انیمیشن‌سازی وربینسکی (حداقل برای نگارنده‌ی این سطور) پس از چشیدن طعم انیمیشنی در حدواندازه‌های رنگو، لذت آن را دوچندان می‌کند.

رنگو از همان اصول آشنای کلاسیک بارها امتحان‌پس‌داده استفاده می‌کند: قرار گرفتن یک شخصیت در محیطی تازه و غریب، پذیرش او از سوی بومی‌های آن محیط بر مبنایی دروغین که خود شخصیت اصلی آن را شکل داده، درافتادن با عامل منفی داستان، یک جنس مخالف که او را همراهی می‌کند و در نهایت، برملا شدن هویت واقعی او. همه‌ی این‌ها در رنگو وجود دارند و حتماً بسیاری از بیننده‌هایش پس از گذشت دقایقی از فیلم و روشن ‌شدن تم محوری تقابل عاملان خیر و شر، به پیروزی نهایی رنگو باور دارند. اما سازندگان رنگو برای بسط‌ این موقعیت کلیشه‌ای آن را در قالبی وسترن گنجانده و از مؤلفه‌هایی چون هفت‌تیر، کافه، کلانتر و سوارکاری، استفاده‌های به‌جایی نموده‌اند. مثل جایی که رنگو در هیئت یک تازه‌وارد پا به کافه‌ی شهر می‌گذراد و زیر نگاه‌های عتاب‌آلود دیگران و بر پایه‌ی توانایی‌اش در نقش بازی ‌کردن که در ابتدای فیلم برای‌مان روشن شده بود، شروع به گفتن دروغ‌های شاخ‌داری می‌کند که منجر می‌شود به تثبیت و پذیرفته ‌شدن او از سوی ساکنین شهر.

شروع فیلم بسیار دیدنی‌ست و خلق آن نماهای پرتنش در آغاز فیلم به درگیری هرچه بیش‌تر مخاطب با آن کمک فراوانی می‌کند. اما در واقع فیلم با روایت چند راوی آوازه‌خوان (دسته‌ی جغدهای نوازنده) آغاز می‌شود. حضور این دسته‌ی نوازنده، بهانه‌ای‌ست برای شکل بخشیدن به یکی از وجهه‌های روایی رنگو که شوخی با همان قواعد و اصول کلاسیک است. اشاره‌های مضحک جغد راوی که قهرمان قصه به سوی مرگ پیش می‌رود اما در واقع چنین اتفاقی نمی‌افتد و یا جایی که یکی دیگر از جغدها از او می‌پرسد: «پس اون کی می‌میره؟!»، دربردارنده‌ی چنین شوخی‌هایی هستند. یا به یاد بیاورید جایی را که رنگو به عنوان کلانتر پس از ماجرای سرقت بانک، در پاسخ کسی که از او می‌پرسد : «حالا چی کار کنیم»، می‌گوید : «می‌تازیم!» بدون این‌که بداند چرا و به کجا؟ فقط به عشق این‌که قهرمانان وسترن در چنین موقعیتی سوار بر اسب در صحرا می‌تاختند. یا معلق ماندن رقص‌گونه‌ی رنگو بین زمین و آسمان درست در اوج یک درگیری و یا  درخشان‌تر از همه : در پایان فیلم که به سبک بسیاری از فیلم‌های وسترن، قهرمان قصه باید در نمایی ضد‌نور و رو به غروب خورشید، سوار بر مرکب خود آرام‌آرام پیش برود و چند لحظه قبل از این‌که رنگو در چنین حالتی قرار بگیرد، دو بچه از این آگاهی می‌دهند که: «پس نوبت نمای غروبه!».

پیش از رنگو، انیمیشن ریو به نمایش درآمده بود که اتفاقاً در آن‌جا هم شخصیت اصلی که یک طوطی بود، در موقعیت تازه‌ای قرار می‌گرفت و این موقعیت مانند رنگو خاستگاه و مبدأ واقعی طبیعت او محسوب می‌شد. هر دو، دور از محیطی که باید در آن رشد می‌کردند، به محیطی انسانی خو گرفته بودند و همین موجب بیگانگی آن‌ها در تقابل با شرایط جدید می‌شد. اما ریو به اندازه‌ی رنگو توفیق نیافت و به نظرم یکی از دلایل اصلی آن کاراکتر به‌شدت جذابی چون رنگوست که بخش قابل‌ توجه‌ آن را مدیون صداپیشگی کم‌نقص جانی دپ است و فکر می‌کنم هرچه قدر جسی آیزنبرگ در خلق صدای بلو در ریو ناموفق بود، جانی دپ در این نقش‌گویی و به‌خصوص در واکنش‌های رنگو پس از موقعیت‌های مفتضحی که می‌آفریند، موفق عمل کرده است.

جدال بر سر آب گرچه بهانه‌ای برای خلق داستانی طنز‌آمیز است اما کارکردی هشداردهنده را هم پیرامون کمبود منابع آب و جنگ‌های آینده بر سر آن در بر دارد که می‌تواند دست‌مایه‌ی خوبی برای ساخت فیلم‌های دیگری نیز باشد. رنگو بالاخره موفق می‌شود آب را به شهر و در واقع «خاک» برگرداند اما این‌که او این کار را به کمک افرادی غیر از ساکنین شهر  و یک سرخ‌پوست به سرانجام می‌رساند، نیز قابل توجه است.

 

 

۳ دیدگاه

  1. ali

    ۰۷/۰۷/۱۳۹۰, ۰۱:۲۲ ب.ظ

    اثر موفقی بود تاکید روی جنبه های مشترک همه انسانها باعث همذات پنداری خوبی با اثر میشه … سطح دغده سازنده هم قابل تامل ف مسئله آب

    پاسخ
  2. mohamad

    ۰۸/۲۴/۱۳۹۰, ۱۲:۳۴ ق.ظ

    فیلم را روی لپ‌تاپ‌ام دیدم.
    عالی بود و خیلی دوست‌اش دارم.
    از انیمیشن‌های محبوبِ دَه‌سالِ اخیرم هست.
    ولی کاش می‌شد روی پرده‌ی بزرگ می‌دیدم‌اش.
    این از آن فیلم‌هایی نیست که بشود با دیدنِ روی لپ‌تاپ یا تلویزیون ازش لذت کاملی برد.
    خوش به حال آن‌هایی که روی پرده‌ی بزرگ٬ یا توی سینماهای نمایش‌دهنده‌اش٬ «رِنگو» را دیده‌اند.

    پاسخ

ارسال پاسخ به ali

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد