نگاهی به ماه ساخته‌ی دانکن جونز

, , ارسال دیدگاه



ماه اولین فیلم دانکن جونز جوان است که چند ماه پیش دومین فیلم‌اش با نام کد مبنا اکران شد. مسیری که دانکن جونز تا به امروز طی کرده، مسیری نسبتاً آشنا برای فیلم‌ساز‌های جوان و بااستعداد است : جونز با فیلم کم‌هزینه‌ی ماه کارگردانی را آغاز کرد و مطابق معمول، برای اولین بار در جشنواره‌ی فیلم ساندنس مورد استقبال قرار گرفت. فیلم بعد از آن به صورت محدود در سینماهای آمریکا اکران شد و منتقدان نیز از آن استقبال فراوانی کردند. بخش عمده‌ی تماشاگران فیلم ماه احتمالاً آن را بر روی دی وی دی و با توجه به نقدهای مثبتی که دیدن آن را پیشنهاد دادند، دیده‌اند. اما هالیوود حواسش به این فیلم‌ساز‌های جوان هست و در صورت موفقیت فیلم اول آن‌ها، حتماً برای ساخت فیلم بعدی بودجه‌ی بیشتری در اختیارشان قرار خواهد داد. این اتفاق برای دانکن جونز نیز افتاد و او فیلم علمی ـ تخیلی کد مبنا را با بازی جیک جیلنهال به عنوان فیلم دومش ساخت که نسبت به ماه، فیلمی پرهزینه‌تر بود و به‌صورت گسترده‌تری نیز اکران شد. کد مبنا به اندازه‌ی ماه مورد استقبال قرار نگرفت اما خوش‌بختانه فیلمی ناامیدکننده هم نبود و نشان داد موفقیت فیلم اول جونز اتفاقی نبوده است. جونز این روزها مراحل پیش‌تولید فیلم سومش را ـ که باز هم فیلمی‌ست علمی ـ تخیلی ـ طی می‌کند.

ماه داستان فضانوردی به نام سم (سم راکول) را روایت می‌کند که همراه با یک ربات (با صدای کوین اسپیسی) در یک ایستگاه فضایی در ماه زندگی می‌کند و ماموریتش فراهم کردن سوخت لازم برای تامین انرژی کره زمین است.

فیلم در نگاه اول یادآور فیلم عظیم استنلی کوبریک، ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی (۱۹۶۸)، است اما خیلی زود پی می‌بریم که «ماه» با وجود شباهت‌ها و ادای دین‌هایش به این فیلم کلاسیک ژانر علمی – تخیلی، قرار نیست فیلمی به عظمت شاهکار کوبریک باشد. دانکن جونز نمی‌خواهد ـ و البته نمی‌تواند ـ مانند کوبریک فیلمی در باب راز کیهان و فلسفه‌ی خلقت انسان‌ و رابطه‌اش با خالق کهکشان‌ها بسازد.

ماه درباره‌ی تنهایی یک فضانورد و تلاشش برای پی بردن به رازی‌ست که هویت اصلی‌اش را پنهان کرده. از این فیلم‌ها کم ندیده‌ایم، فیلمی که قهرمان اصلی‌اش تلاش می‌کند تا به هویتِ واقعی خود پی ببرد یا هویت ربوده شده‌اش را پس بگیرد؛ اما ماه همین ایده را به جای تبدیل کردن به یک فیلم اکشن با دوربین روی دست و ریتم تند، در قالب یک فیلم علمی ـ تخیلی که در ماه می‌گذرد، به تصویر می‌کشد و این شاید مهم‌ترین برگ برنده‌ی این فیلم باشد. فیلم خیلی خوب توانسته سنگینی حاصل از تنهایی یک انسان در ماه را به تصویر بکشد و به درستی از میزان عشق‌و‌علاقه‌ی او به همسرش برای هر چه سخت‌تر نشان دادن این هجرت کمک بگیرد. می‌توان ماه را به عنوان فیلمی در باب اسارت انسان‌ها در دنیای مکانیکی و پیشرفته دید و موقعیت شخصیت اصلی داستان را به گونه‌های مختلف تفسیر کرد اما ماه را اگر فیلمی کوچک و کم‌ادعا درباره رهایی و جستجو برای کشف یک راز ببینیم، لذت بیشتری خواهیم برد.

ماه قبل از این‌که یک فیلم علمی ـ تخیلی باشد، یک فیلم معمایی‌ست و معمایش را هم خیلی خوب طرح و سپس گره‌گشایی می‌کند و به همین خاطر، موفق می‌شود مخاطب خود را کاملاً مشتاق و کنجکاو همراه خود نگه دارد. از طرفی فیلم یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی غریب و یک‌طرفه را هم در خود دارد که وجودش کاملاً به فیلم و شخصیت‌پردازی آن کمک کرده و نقش مهمی در به سرانجام رسیدن فیلم ایفا می‌کند.

نمی‌توان درباره این فیلم نوشت و حرفی از بازی بسیار دیدنی سم راکول نزد. راکول که یکی از قدرندیده‌ترین بازیگران سینمای آمریکاست، تقریباً تمام فیلم را به‌تنهایی بازی کرده و از این جهت کار سختی را پیش رو داشته است. راکول که معمولاً در نقش‌های فرعی حضور پیدا می‌کند، بار دیگر در ماه فرصت داشته که ثابت کند چه بازیگر توانایی‌ست. جای تعجب دارد که راکول برای بازی در این فیلم، حتی کاندید دریافت جایزه گلدن گلوب هم نشد.

ماه بیش از یک سال بود که در قفسه‌ی فیلم‌هایم و در میان انبوهی فیلم ندیده خاک می‌خورد و به هیچ عنوان هم خودنمایی نمی‌کرد، گفتم که فیلم کم‌ادعایی‌ست اما وقتی فیلم تمام شد، خوشحال بودم که بالاخره تصمیم گرفته بودم ببینمش. ماه برای من که چندان علاقه‌ای به فیلم‌های علمی – تخیلی ندارم و تماشاگر نسبتاً کم‌حوصله‌ای هم هستم، ذره‌ای خسته‌کننده نبود و لحظات جذاب فراوانی داشت.

دیدن فیلم را در بین انبوهی از فیلم‌های پرادعا و پرسروصدا از دست ندهید.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد