جوگندمی ها می ترسند

, , ارسال دیدگاه

بدون شک دهه ی ۸۰ را می توان دهه ی هجوم فناوری اطلاعات به خانواده های ایرانی نامید. سال هایی که در آن تعداد کامپیوترهای شخصی چندین برابر شد و دسترسی به اینترنت از چند ISP محدود به هزاران آی اس پی افزایش یافت. سرعت اینترنت که در ابتدای این دهه برای دسترسی به سایت های معمولی هم کافی نبود از مرز دنیای “Dial up” گذشته و به عرصه ی “ADSL” وارد شد و امکان دسترسی به شبکه ی اینترنت علاوه برکامپیوترهای شخصی بر روی وسایل دیگری مانند موبایل نیز امکان پذیر گردید. از سوی دیگر جهان ارتباطات هم  که در ابتدای این دهه از امکانات پیشرفته ی «ویندوز ۹۸» به حیرت آمده بود در اواسط آن به «ویندوز ویستا» خوش آمد گفت تا در سال های پایانی این دهه فکر خروج نسل فعلی سیستم عامل ها را در سر بپروراند.

ارائه ی خدماتی نظیرامکان جستجوی دقیق در اینترنت، امکان برقراری ارتباط  شخصی و گسترده  با استفاده از چت، امکان انتشار نظرات و ایده های شخصی در چارچوب وبلاگ ها و به اشتراک گذاشتن داشته های رسانه ای توسط سایت هایی نظیر «یوتیوب» و «مای اسپیس» همه و همه از جمله پدیده هایی ست که در این دهه شکل گرفته و مورد استفاده ی عمده ی کاربران قرار گرفته است.

 در گیر و دار این سال ها نسل های دوم و سوم پس از انقلاب در ارتباطی تنگاتنگ با این عرصه ی گسترده قرار گرفت و به سرعت اطلاعات محدود خود را که ناشی از امکانات کم بود افزایش داد و خود را به عنوان نسل فن آوری اطلاعات معرفی کرد. گسترش سریع علاقه به اینترنت و برقراری ارتباط با دنیای خارج و بروز پدیده هایی نظیر چت، گروه های دوستی در سایت های مختلف  و دسترسی به حجم نامحدودی از اطلاعات اثرات قابل توجهی را بر ساختار زندگی این نسل ها گذاشت و به نوعی به بخش جدایی ناپذیر زندگی آن ها بدل شد. از سویی دیگر نسل اول که با این تغییرات اساسی در زندگی و تفکر فرزندان خود رو به رو بود، با حساسیتی خاص به بررسی و کنکاش پیرامون  این پدیده ی جدید پرداخت. حجم بالای تغییرات اتفاق افتاده و پیچیدگی نسبی تکنولوژی مربوط به آن سبب عدم توانایی در پی بردن به اصل این پدیده ها شد و در نتیجه، این عدم توانایی در شناخت، کم کم اعمال محدودیت را برای کاربران کم سن و سال و مشتاق اینترنت دربرداشت.

نوجوانان و جوانان  نیز که در این مدت به این ابزار جدید خو کرده بودند در مقابل اعمال محدودیت ها در خانه ها توسط والدین موضع گرفته و استفاده از آن را به خارج از خانه منتقل کردند. از این پس بود که کم کم کافی نت های کوچک و بزرگ در سطح شهرها پدید آمد تا همگی بدون نظارت عملی  شخص خاصی به امور مورد علاقه ی خود بپردازند. در موازات این جریان، دولت نیز که به نوعی خطرات اینترنت را دریافته بود با اعمال فیل..ترینگ گسترده به محدودیت دنیای مجازی اقدام کرد. اگرچه شروع فیل..ترینگ به بهانه ی جلوگیری از دسترسی افراد به سایت های پ.ورنو و همچنین سایت های سیاسی بود اما کم کم این محدودیت دامن بسیاری از سایت ها و وبلاگ هایی که در هیچ کدام از این دو دسته قرار نداشتند را نیز گرفت. اعمال فیلترینگ بر روی سایت های  که اقدام به تشکیل گروه های دوستی می کردند همانند «اورکات» و نیز تهدید مجلس وقت به اعمال محدودیت بر روی نرم افزارهایی نظیر «یاهو چت» سبب شد که بار دیگر زنگ خطرها برای نسل جوان  به صدا در بیاید و نسلی که در برخورد با این فیل.ترینگ ها سر در گم شده بود به فکر اقدامی در جهت مقابله  با آن بیفتد. در طرف دیگر این ماجرا صدای بسیاری از افرادی که در گیر و دار این فیل..ترینگ ها وبلاگ یا وب سایت شخصی خود را از دست داده بودند  نیز در آمد و زمانی که دامنه ی اعتراضات به مسؤولین و جناح های سیاسی  نیز کشیده شد، مخابرات اقدام به بررسی سایت های فیل.ترشده نمود تا قربانیان بی گناه این جریان را شناسایی کرده و سایتشان را از فیل..ترینگ نجات دهد. این تقابل ها که در مراحل ابتدایی خود قرار داشت با یافتن راهی توسط کاربران برای عبور از فیلتر مخابرات شدت گرفت. کم کم نرم افزارهای عبور از فی.لتر و وب سایتها  و وبلاگ های آموزش دهنده ی این روش به جامعه ی مجازی سرازیر شد تا این بار مخابرات در موقعیت آچمز قرار بگیرد. تلاش های گسترده ی مخابرات برای اعمال محدودیت فنی و خنثی کردن روش های جدید بی فایده بود تا مخابرات موج جدید فیلترینگ را با فیلتر کردن سایت ها و وبلاگ های مرتبط با آموزش عبور از فیل…ترینگ آغاز کند. تولید شبانه روزی وب سایت های عبور از فیل..تر و تلاش مخابرات برای شناسایی و فیلترینگ آن ها، جنگ فرسایشی را بین  کاربران جوان و نسل اولی ها  آغاز کرد که تا امروز نیز ادامه دارد. در آخرین فاز این نبرد هم  نماینده های مجلس طرح «محدودیت دسترسی به اینترنت با سرعت های بالا» را تصویب کردند تا عملا میل خود را به محدودیت این فضای مجازی نشان دهند.

در بررسی دقیق تمامی فرآیند های  رخ داده در این دهه می توان تقابل دائمی نسل های دوم و سوم با نسل اول که عملا اداره کنندگان کشور نیز هستند را مشاهده کرد. در تمامی این کش و قوس ها نوعی واهمه از آثار و نتایج تکنولوژی در نسل اول به چشم می خورد. ترسی که شناخت پایین آنها نسبت به ابزارهایی نظیر کامپیوتر و اینترنت در مقابل اطلاعات وسیع فرزندانشان به آن دامن می زد. در واقع حقیقت تمامی این سخت گیری ها و مشکلات در ترس نسل جو گندمی ها واقع است. همان گونه که افراد در مقابل  تاریکی به دلیل عدم توانایی در تشخیص ، ضعف نشان داده و می ترسند. جو گندمی ها نیز از این عدم شناخت در هراسند و به مقابله با آن و اعمال محدودیت برای فرزندان خود می پردازند. اعمال محدودیت هایی که نتیجه ای جز ایجاد شکاف میان خود و فرزنداشان ندارد. در حقیقت نسل اول بدون توجه به خواسته ها و تمایلات فرزندانش به مقابله به اینترنت پرداخت تا بار دیگر داستانی که بارها در تاریخ معاصر این مملکت تکرار شده، اتفاق بیفتد. داستانی که در هنگام ورود دوش حمام!!، تلویزیون، ویدئو و ماهواره اتفاق افتاد، در جدید ترین قسمت خود  به کامپیوتر و اینترنت رسیده است. اگرچه در برخی موارد اعمال محدودیت ها با بررسی های دقیق و علمی، عاقلانه به نظر می رسد اما در تمام این محدودیت ها تنها یک حقیقت نهفته است:

جوگندمی ها می ترسند .

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد