نگاهی به سینمای جان کارپنتر

, , ۲ دیدگاه


اگر استفن کینگ در ادبیات عنوان «استاد وحشت» را به خود اختصاص داده، در سینما هم هستند صاحب‌نظرانی که معتقدند جان کارپنتر را باید «استاد سینمای وحشت» خواند. استاد سینمای وحشت عنوان قانع‌کننده‌ای به نظر می‌رسد چرا که جان کارپنتر در طول بیش از سی سال فیلم‌سازی نشان داده که فقط کارگردانی نیست که به لحاظ مضمونی و بصری در ژانر وحشت کار کرده باشد، بلکه او در واقع تجسمی از این ژانر است. کارپنتر علاوه بر کارگردانی، نویسندگی و آهنگ‌سازی برخی از فیلم‌هایش را نیز خود به عهده گرفته است. با وجود این‌که بیشتر فیلم‌هایش در ژانر وحشت می‌گنجند، نباید او را صرفاً فیلم‌ساز این ژانر بدانیم چرا که فیلم‌های اکشن و علمی ـ ‌تخیلی هم ساخته است. استادی و مهارت او در اصول سینما در بیشتر فیلم‌هایش دیده می‌شود و بسیاری از مسائل اجتماعی و نژادی و جنسیِ دنیای مدرن در آثارش منعکس شده‌اند. اما نکته‌ی عجیب این است که کارپنتر جزو آن دسته فیلم‌سازانی‌ست که فیلم‌هایشان قدر نمی‌بینند و گاهی از سوی منتقدان نادیده گرفته می‌شوند. اما مروری کوتاه بر فیلم‌های شاخص او به‌خوبی جایگاهش را در سینمای امریکا نشان می‌دهد. برای مثال، فیلم «هالووین» که در سال ۱۹۷۸ ساخت، یکی از موفق‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت است که فروش زیادی داشت و هفت دنباله بر آن ساخته شد و بعد از آن بسیاری از فیلم‌سازان از کارپنتر تقلید کردند.

جان کارپنتر در ۱۹۴۸ و در نیویورک به دنیا آمد. پدرش موسیقی‌دان بود و در سال‌های کودکی و نوجوانی به او کمک کرد که ذوق هنری و موسیقایی‌اش را بالا ببرد. کارپنتر در جوانی به فیلم‌های وسترن علاقه‌ی زیادی داشت و می‌توان تاثیرِ فیلم‌های وسترن را در بیشتر فیلم‌هایی که بعدها ساخت به خوبی دید. این‌ها چیزهایی بود که در جوانی روی او تأثیر گذاشت: وسترن‌های هاوارد هاکس و جان فورد و فیلم‌های علمی‌ ـ تخیلی ارزان‌قیمتی که در دهه ۱۹۵۰ ساخته می‌شدند. کارپنتر در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ وارد مدرسه‌ی فیلم‌سازی دانشگاه کالیفرنیا شد که یکی از مهم‌ترین مراکز آموزشی امریکا بود. در ۱۹۷۵، وقتی که هنوز دانشجو بود، اولین فیلمش را به نام «ستاره تاریک» ساخت. فیلمی علمی ـ ‌تخیلی درباره‌ی چهار فضانورد که مأموریتی فضایی دارند تا جهان‌های ناپایدار را نابود کنند و فضای کهکشان را برای آیندگان جای امنی کنند. فیلم اول کارپنتر دیدگاهی پست‌مدرنیستی داشت و سال‌ها پیش از «بیگانه» (ریدلی اسکات، ۱۹۷۹) و یا «بلید رانر» (۱۹۸۱) ساخته شده بود. ایده‌های خلاقانه‌ای در فیلم بود و به عنوان یک فیلم دانشجویی با بودجه‌ای اندک، موفقیتی برای کارپنتر محسوب می‌شد. کارپنتر در ۱۹۷۶ اولین فیلم حرفه‌ای‌اش، «تجاوز در مرز۱۳»، را ساخت که فیلم مهجوری‌ست اما از این نظر که به نوعی بازسازیِ «ریو براوو»، وسترن کلاسیک هاوارد هاکس بوده، قابل توجه است. کارپنتر داستان «ریو براوو» را به لس‌آنجلس دوران مدرن می‌آورد و به لحاظ سبکی به فیلم «شب مردگان زنده» جورج رومرو نزدیک می‌شود. اولین نشانه‌ها از مشخصه‌های بصری و تماتیک خاص کارپنتر در این فیلم دیده شد.  فیلم بعدی او، «هالووین»، که تا امروز موفق‌ترین فیلم او بوده، پای کارپنتر را در ژانر وحشت محکم کرد و یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینمای امریکا به نام او ثبت شد. «هالووین» داستان ساده‌ای داشت : یک پرستار بچه توسط یک قاتل زنجیره‌ای کشته می‌شود. کارپنتر موفق می‌شود از همین داستان ساده فیلمی خوش‌ساخت و هوشمندانه بسازد که به شدت تأثیرگذار است و تماشاگر را می‌ترساند. بسیاری از عناصر فیلم او جزو موتیف‌های ژانر شده و در بسیاری از فیلم‌ها تکرار شدند. نحوه‌ی روایت فیلم و نمایش خشونت و جلوه‌های بصری همه استاندارد تازه‌ای برای ژانر وحشت ایجاد کردند. «هالووین» باعث شد که ژانری فرعی به نام «اسلشر» در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد شکوفا شود. موفقیت فیلم مستقل و کم‌بودجه‌ی «هالووین» شهرتی برای کارپنتر رقم زد و باعث شد استودیوهای هالیوود بودجه‌های کلانی برای فیلم‌های بعدی‌اش در اختیارش بگذارند.

کارپنتر در برخی از فیلم‌های استودیویی‌اش هم خلاقیت خود را نشان داد. در ۱۹۸۰ فیلم «مه» را ساخت که فیلمی علمی ـ ‌تخیلی بود با داستانی که ارواح در آن حضور داشتند. «مه» که به زیبایی فیلم‌برداری شده بود، به شهر کوچکی می‌پرداخت که جرائم فرهنگی مردمش باعث به وجود آمدن موجودات فراطبیعی می‌شد. در ۱۹۸۱ کارپنتر بالاخره فرصت یافت یکی از رویاهایش را تحقق بخشد و فیلم «فرار از نیویورک» را بسازد. فیلم اکشنی که از وسترن‌های سرجیو لئونه و هاوارد هاکس بسیار تاثیر گرفته بود. جرم و جنایت و فساد و افزایش جمعیت و غروری که در آمریکای آن سال‌ها بود، در این فیلم نمود یافتند. کارپنتر در ۱۹۸۲ فیلم «چیز» را ساخت که بازسازی فیلمی کلاسیک به نام «چیزی از دنیای دیگر» بود که هاوارد هاکس آن را تهیه کرده بود. «چیز» فیلمی علمی ـ ‌تخیلی بود که به مبارزه‌ی اعضای یک ایستگاه فضایی با موجودات فضایی بیگانه می‌پرداخت. موجودات فضایی حیات موجودات زمینی را تهدید می‌کردند و از گوشت انسان موجود عجیبی می‌ساختند. «چیز» یکی از پیچیده‌ترین فیلم‌های کارپنتر تا به امروز است.

در دهه‌ی هشتاد بیشتر فیلم‌سازان ژانر وحشت به سراغ اقتباس از رمان‌های استفن کینگ رفتند. جان کارپنتر در این سال‌ها فیلم‌های «کریستین»، «مرد ستاره‌ای» و «مشکل بزرگ در چین کوچک» (۱۹۸۶) را ساخت. مرد ستاره‌ای فیلمی علمی‌ ـ تخیلی و رمانتیک بود درباره‌ی یک بیگانه‌ی فضایی که به زمین می‌آید و گرفتار می‌شود. دو فیلم «کریستین» و «مرد ستاره‌ای» اکران موفقی داشتند و با نظر مثبت منتقدان نیز روبرو شدند.  «مشکل بزرگ در چین کوچک» را نیز می‌توانیم یکی از فیلم‌های خوب کارپنتر محسوب کنیم. این فیلم ترکیبی بود از ژانرهای وسترن، وحشت، فانتزی و البته فیلم‌های رزمی هنگ‌کنگی! استفاده از هنرهای رزمی آسیای شرقی در این فیلم درست مثل «ماتریکس» برادران واچوفسکی و یا «ببر خیزان، اژدهای پنهان» بود. علاوه بر این‌ها، در این فیلم کارپنتر شخصیت قهرمان اکشن امریکایی را که در دهه‌ی هشتاد به اوج رسیده بود، به چالش کشید. جک برتون (کرت راسل) قهرمان این فیلم احمق ساده‌لوحی‌ست که فکر می‌کند «جان وین» است و اعمال قهرمانانه‌ی او مثل دون‌کیشوت بی‌فایده و گاه خطرناک است. فیلم «مشکل بزرگ در چین کوچک» به دلیل مسخره کردن قهرمان اکشن امریکایی جای چندانی در اکران عمومی نیافت.

کارپنتر بعد از ساخت چهار فیلم استودیویی به خاطر دخالت‌های مدیران استودیوها مأیوس شد و باز به فیلم‌سازی مستقل روی آورد چرا که به این ترتیب می‌توانست حتی با بودجه کم فیلم خودش را بسازد. بازگشت او باعث شد دو فیلم خلاقانه «شاهزاده تاریکی» (۱۹۸۷)  و «آن‌ها زندگی می‌کنند» (۱۹۸۸) ساخته شوند.

کارپنتر دهه‌ی ۹۰ را با فیلم «خاطرات مرد نامرئی» آغاز کرد. این فیلم کمدی ناموفقی بود که احتمالاً باید بدترین فیلم او در نظر گرفته شود. اما کارپنتر در ۱۹۹۵ به سراغ جهان ترسناک خلق شده توسط «اچ.پی لاوکرفت»  رفت و کاری کرد کارستان. «در کام جنون» فیلمی بود آخرالزمانی و بر پایه‌ی این ایده استوار شد : داستان‌های ترسناک می‌توانند از خودبیگانگی و شیزوفرنیِ وحشتناکی در خوانندگان به وجود آورند. «در کام جنون» فیلم خوش‌ساختی بود که جهان  کابوس‌گونه‌ای خلق کرد که به نوعی نمایان‌گر جهان خود سینمای وحشت هم بود.  «دهکده نفرین‌شدگان»، «فرار از لس‌آنجلس» و «خون‌آشامان» فیلم‌های دیگر کارپنتر در دهه ۱۹۹۰ بودند. این فیلم‌ها نیز متأثر از وسترن‌های سرجیو لئونه و جان فورد بودند اما کارپنتر با تغییر در نوع روایت، ساختارهای تازه‌ای خلق کرد و با مضامین اسطوره‌ای وسترن‌ها هم بازی کرد. کارپنتر در سال ۲۰۰۱ فیلم «اشباحی از مریخ» را ساخت و پس از آن مدتی فیلم‌سازی را کنار گذاشت. بعد در سال ۲۰۱۰ فیلم «نگهبان» را ساخت که همین روزها در امریکا اکران شده است. «نگهبان» تریلری ۸۸ دقیقه‌ای‌ست که مثل بیشتر فیلم‌های کارپنتر ارواح و اشباح در آن حضور دارند. در این فیلم آمبر هرد نقش زنی به نام کریستین را بازی می‌کند که توسط یک روح به قتل می‌رسد. به‌نظر می‌رسد کارپنتر کهنه‌کار در ۶۲ سالگی هم هنوز همان مایه‌هایی دوران اوج فیلم‌سازی‌اش را دنبال می‌کند و دنیای ارواحی که تبدیل به قاتلان سریالی می‌شوند، هنوز دست از سرش برنداشته‌اند.

جان کارپنتر پس از سی سال فیلم‌سازی در جایگاهی ایستاده که می‌توان گفت برخی از بهترین فیلم‌های ترسناک تاریخ سینما را ساخته است. بسیاری از فیلم‌های مهجور او در این سال‌ها روی DVD دوباره کشف شده‌اند و جایگاه تازه‌ای یافته‌اند. فیلم‌هایی مثل «چیز» و یا «آن‌ها زندگی می‌کنند» کارپنتر را به عنوان یکی از چهره‌های سینمای فانتزی مطرح می‌کنند. علاوه بر این، او کسی‌ست که وسترن را در فرم‌های اکشن و ترسناک و علمی‌تخیلی بازسازی کرد و به نوعی افتخار ساختارشکنی وسترن هم به او می‌رسد. اما از آن‌جایی که او را تنها به عنوان کارگردان ژانر وحشت شناختند، بسیاری از فیلم‌های خوب او نقد نشده باقی مانده‌اند. به‌نظر می‌رسد منتقدان تحلیلی سینما تا قبل از مرگ کارپنتر باید نگاه دوباره‌ای به سینمایش بیندازند و جایگاه او را بهتر تعریف کنند.

 

۲ دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد