نگاهی به مستند «مینور، ماژور» علیرضا رسولی‌نژاد

, , ارسال دیدگاه

 

«مینور ماژور»، مستند تجربی‌ی علیرضا رسولی‌نژاد، داستان راوی ناپیدا از یک گروه فیلمسازی ست که در حال پرسه‌زنی در فرم‌های مختلف شهری ست  و تلاش می‌کند که تصویری از پیچیدگی‌های روابط انسانی را ارایه دهد. ناصر طهماسب راوی فیلم است و آنتونیو نگری (فیلسوف معاصر ایتالیایی)، دکتر موسی غنی‌نژاد (اقتصاد دان)، محمد قائد (نویسنده) و محمد تهامی‌نژاد (محقق تاریخ سینما) هم در فیلم حضور دارند. فیلم در شهرهای مختلفی از جمله تهران، اصفهان، پاریس، پراگ، اسلو و … فیلمبرداری شده است. رسولی‌نژاد که کارگردانی و تهیه‌کنندگی این فیلم مستند را بر عهده دارد، متولد ۱۳۵۴ در سیرجان است و پیش از این، تنها یک فیلم بلند با نام  «صحنه‌های خارجی» را کارگردانی کرده که از پدیده‌های جشنواره‌ی فجر سال ۸۳ بود .

فیلم ۱۱ اپیزودی ست. بخش‌هایی به ظاهر مجزا اما در باطن مرتبط با هم. روایت سیال ذهن راوی ما را به ناگاه از نمایی در متروی شلوغ تهران به نمایی آرامش‌بخش در موزه‌ی لوور پاریس می‌برد. عناوین جذاب هر بخش که طنز ظریفی را به همراه دارند، راهنمای بسیار مناسبی برای ورود به هر بخش‌اند. رسولی‌نژاد در جستجوی سرگشتگی‌ی انسان شهری معاصر و یافتن هویت گمشده‌ی او به سراغ اندیشه‌های متفاوت می‌رود : از چپ تا راست لیبرال، از خوشبین و ساده‌نگر (سارا کوچولوی داستان) تا بدبین و سخت‌نگر و …. به واقع فیلم همان طور که اسمی متانقض‌نما بر خود دارد، آمیزه‌ای از تضادها در زندگی‌های امروز است. زندگی‌ای که با ریتمی سریع، حوادث، صحنه‌ها و لحظه‌های تلخ و شیرین (که بی‌شک آن هم نسبی خواهد بود) پیش روی ما قرار می‌گیرد.

فیلم، واگویه‌های یک ذهن جستجوگر است. همانند ذهن کسی که خسته از کار روزانه، شب آماده‌ی به خواب رفتن است و در همین حین، تمامی صحنه‌های زندگی آن روز خود را همانند عکس‌هایی از جلوی چشمان خود عبور می‌دهد .

ساختار روایی فیلم کاملاً متناسب با ساختار هیبریدی و چندگونه‌ی شهر تنظیم و ساخته شده است. فضای آرام خانه‌ی محل فیلمبرداری در کنار شلوغی‌های ذاتی‌ی شهر، طنز و اشک، تراژدی و کمدی و … همه و همه در کنار هم. آدم‌ها در «مینور ماژور» در فضایی پراکنده به نام شهر ـ مکانی پر از تصاویر کلاژگونه‌ی انسانی و غیرانسانی ـ  در جستجوی قطعه‌های گمشده‌ی پازل هزار تکه‌ی زندگی خود هستند.

جایگاه شهر در سینما همواره از موضوعات جذاب و چالش‌برانگیز در میان سینماگران و سینمادوستان بوده است. شهر نقش شایسته و بایسته‌ی خود را در سینمای ما به خوبی ایفا نکرده و جز نمونه‌های انگشت‌شماری چون «نفس عمیق»، «بوتیک»، «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» و ….   هیچ‌وقت شهر را به عنوان کاراکتری هماندد دیگر پرسوناژها (و به اهمیت آن ها) در فیلم‌های داستانی‌مان ندیده‌ایم.  فردیتی پویا که همچنان که بستر بسیاری از رویدادها ست، خود نیز به علت وقوع رویداد تبدیل می‌شود.

فیلم که نگاهی مدرن را در سرتاسر اثر دنبال می‌کند، پاسخی قطعی به هیچ‌کدام از سوال‌های مطرح شده نمی‌دهد و تنها تلنگرها و پرسش‌هایی را در باب چیستی زندگی (که بر کیستی آن مقدم است) پیش روی مخاطب قرار می‌دهد : نگاهی که کنجکاوانه در جستجوی پرسش‌های عمیق خود به همه جای این شهر سرک می‌کشد.

 

عنوان مطلب ، برگرفته از نام یکی از اپیزودهای فیلم

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد