درباره‌ی «مرهم» داوودنژاد

, , ۱ دیدگاه


فیلم‌سازی در ژانر اجتماعی به راه رفتن روی لبه‌ی باریک شیروانی شبیه است. گاه ممکن است آن‌قدر شعارزده با مساله برخورد شود که دافعه بیافریند و گاه ممکن است فیلم‌ساز را از سوی دیگر شیروانی به حیاط سیاه‌نمایی پرت نماید. همیشه این دغدغه موجب می‌شود که با نگاهی تیزبینانه‌تر به آثاری که در این ژانر ساخته می‌شوند نگریسته شود. و البته کم نیستد آثاری که با نگاه موشکافانه‌ی‌ کارگردانان خویش تصویری منطبق بر واقعیت‌های موجود در جامعه‌شان ارائه دهند که نه شعارزده باشد نه سیاه.

«مرهم»، آخرین ساخته‌ی علیرضا داوودنژاد، پس از دیده شدن بلافاصله این پرسش را برایت ایجاد می‌کند که : فیلمی که این همه با وسواس به پدیده‌ای اجتماعی که دامنگیر جامعه‌ی امروز ماست پرداخته، چگونه به بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر راه نیافته است!؟ داوودنژاد، با ارائه‌ی تصویری واقع‌گرایانه از معضل اعتیاد جوانان، به شرحی مستندگونه دست می‌زند که تصویربرداری با دوربین روی دست به شدت در خدمت این ساختار است. و هرچند از نگاه بیننده‌ فیلم با پایانی خوش به تیتراژ می‌رسد اما به هیچ‌وجه در ورطه‌‌‌‌‌ی شعارزدگی نمی‌افتد.

تصویری که فیلم ارائه می‌دهد در سینمای گاس ون سانت نیز مشاهده می‌شود. از قضا، تصویر پارکی که در ابتدای فیلم مریم و بردی در آن قرار گذاشته‌اند، ناخودآگاه «پارانوئید پارک» را به خاطر می‌آورد.

می‌توان از منظری جامعه‌شناسانه و از زوایای گوناگون، «مرهم» را کاوید. نخست، همان‌گونه که اشاره شد، مبحث انحرافات اجتماعی ست : معضل اعتیاد؛ آن هم اعتیاد دختران جوان که جای بسیاری نیز برای بررسی موقعیت لغزان این جنس دارد. مریم، دختری که در تقابل مرتونی ناسازگاری اهداف و وسایل نیل به اهداف مطلوب اجتماعی، الگوی انزواطلبی را برگزیده و از ساختارهای خشک خانواده‌اش (با بازی بسیار نچسب بازیگر نقش پدر) فرار می‌کند و در جامعه در تیررس نگاه‌های آلوده‌ی مردان قرار می‌گیرد. اعتیاد مریم و شیوه‌ی استعمال مواد مخدر صنعتی و اثراتی که بر روح و جسم می‌گذارد و نیز تبعات اجتماعی این مساله بسیار دقیق تصویر شده است.

نکته‌ی دیگری که در «مرهم» به چشم می‌آید، تقابل بین نسل‌هاست (نسل موسیقی رپ و نسل موسیقی سنتی). در واقع تقابل بین سنت‌ و مدرنیته‌ای‌ست که در شمایلی نامتقارن در متن جامعه‌ی ما نفوذ کرده است : از تقابل بین رضا و مادربزرگ متمولش گرفته تا تقابل مریم و پدرش. در این میان تنها مادربزرگ مریم است که می‌کوشد شکاف بین نسلی را با نوه‌ی خویش از میان بردارد : با نوه‌اش برای خرید مواد مخدر به پارک می‌رود؛ با اصطلاح ساقی آشناست؛ برای نوه‌اش موبایل می‌خرد؛ برای نجاتش به متل قو می‌رود و … و در نقطه‌ای از فیلم ـ که شاید آن را بتوان تکانه‌‌ی اصلی درام نامید ـ از پسر جوان می‌پرسد: « این درد علاج داره؟».

اما بیش از هر چیز، این آخرین محصول خانوادگی داوودنژاد، فیلم خانواده است. داوودنژاد مرهم این درد را بازگشت به نهاد اصلی  شکل‌دهنده‌ی جامعه‌ی انسانی (خانواده) و ارزش‌های خانوادگی می‌بیند. این‌که در پایان سفری ادیسه‌وار و کلنجار با خود و مشکل و محیطش، مریم از گرگ‌های پیرامونش می‌گریزد و به آغوش مادربزرگ پناه می‌برد. در واقع این مهربانی جاری در روابط خانوادگی است که آبی بر آتش نابسامانی‌های اجتماعی ست. حتا کلنجارهای رضا با مادربزرگش نیز شیرین است. آنجا که به مادربزرگش می گوید «من سر کیو می خوام کلاه بذارم؟ کی بیشتر از شما منو دوست داره؟» اما رضا…. به نظر نگارنده یکی از نقاط ضعف فیلم شخصیت‌پردازی‌ی نه‌چندان محکم کاراکتر رضا ـ با وجود بازی خوب رضا داوودنژاد ـ ست. شخصیت رضا بیش از اندازه باسمه‌ای از آب درآمده و لیز خوردنش در بی‌تعادلی‌ی میان نیکی و بدی به خاکستری بودن نینجامیده است. کاراکتر رضا بیش از خاکستری بودن سردرگم است.

دنیای «مرهم» با وجود به تصویر کشیدن تلخی‌ها دنیای شیرینی ست. به نوعی، قصه‌ی پریان است. حتا جوانان بزهکارش گاه دلسوز و انسان‌دوست‌اند. آن‌قدر دنیای فیلم لطیف است و به قصه‌های مادربزرگانه می‌ماند که از تقابل تصادفی آدم‌ها با هم در دنیای فیلم خیلی دلزده نمی‌شوی. یا زیاد به این پرسش توجه نمی‌کنی که چرا فرار از پیش فکر شده‌ی از خانه در بدترین و پرتنش‌ترین زمان ممکن اتفاق می‌افتد؟ قصه است دیگر! باید دید و از لطافت موجود در آن لذت برد. به خصوص این‌که : به دلیل رابطه‌ی خویشاوندی بازیگرانش، دستش برای به تصویر کشیدن این روابط انسانی باز بوده است.

خلاصه‌ی کلام اینکه : شاید به جا نباشد توقع ساختن «نیاز»ی دیگر از داوودنژاد. اما پس از چند فیلم ضعیف و متوسط، «مرهم» بازگشت علیرضا داودنژاد به خود است؛ امیدی دوباره به فیلم‌سازی که ادای روشنفکری درآوردن را بلد نیست خوشبختانه!

 

 

یک دیدگاه

  1. مجتبی خدارحمی

    ۰۳/۳۱/۱۳۹۱, ۰۳:۲۹ ب.ظ

    علی سنتوری بهتر بود تمام فیلم صحنه های ضعیف بود بیشترشبیه مستند بود تا یک فیلم؟

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد