بهاریه‌ای از سید مهدی موسوی‌تبار

, , ارسال دیدگاه

بهار که تو باشی

فرقی نمی‌کند

که بوسه‌های برف روی گونه‌ام باشد

یا

خیسی شرمندگی تابستان

این‌جا

بهار را نمی‌شناسند

من برای ظهور بهار

دعا می‌کنم

برای ظهور تو

که بهاری

خزان از سر و روی این‌جا بالا می‌رود

به ” اخوان ” بگویید

پادشاه فصل‌ها

این‌جا

یک دربان ساده است

یک

……

تحویل می‌دهیم

دار و ندارمان را

و تورا می‌خواهیم

ای بهار سبز

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد