نگاهی به پنج فیلم‌ساز ایرانی در سال ۸۹

, , ارسال دیدگاه

داریوش مهرجویی

تهران؛ روزهای آشنایی نوروز ۸۹ اکران شد. قرار بود با دو فیلم همدان و آسمان محبوب در جشنواره‌ی فجر ۲۹ حضور یابد. همدان که در آغاز مستند بود و بعدا بازی‌گوشی‌های خاص مهرجویی به آن اضافه شد، به جشنواره نرسید. آسمان محبوب که برای تلویزیون ساخته شده بود یکی از عجیب‌ترین فیلم‌های جشنواره بود. مهرجویی این شانس را دارد که حتی ضعیف‌ترین فیلم‌هایش شیفته‌گان خاص خود را پیدا می‌کنند و کالت می‌شوند. اگر بگردید حتما کسی پیدا می‌شود که ستایش‌نامه‌ای جان‌سوز و استخوان‌شکن درباره‌ِی شیرک یا بمانی بنویسد. آسمان محبوب که قرار نبود کمدی باشد در عمل به یکی از شادترین نمایش‌های جشنواره بدل شد و البته این هیچ ربطی به محتوا و ارزش فی‌نفسه‌ی فیلم ندارد. مهرجویی در روزهای پایان سال نمایشنامه‌ی چهل دقیقه‌ای درس نوشته‌ی اوژن یونسکو را روی صحنه برد و از گفته‌ها بر می‌آید که با استقبال خوبی روبه رو شد.

مسعود کیمیایی

سال ۸۹ را به آماده‌سازی و تبلیغات رسانه‌ای جرم مشغول بود. او نسخه‌ی بدون دوبله‌ی فیلم را به جشنواره‌ی فجر داد و نسخه‌ی دوبله شده با صدای چنگیز جلیلوند و منوچهر اسماعیلی را برای اکران کنار گذاشت. مسئولان جشنواره‌ی فجر می‌خواستند برای کیمیایی بزرگداشت برگزار کنند. او که در آغاز زیر بار نمی‌رفت پس از چانه‌زنی با مسئولان طراز اول سینمایی و رایزنی‌های لازم سرآخر راضی شد و در پایان جایزه‌ی بهترین فیلم را هم برای جرم دریافت کرد. علاوه بر این خبرهایی از همکاری او با فارابی درباره‌ی یک فیلم جنگی دهان به دهان منتشر شد. در واپسین روزهای سال دچار حمله‌ی قلبی شد و در بخش مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستان دی تحت نظر قرار گرفت. پس از چند روز به بیمارستان جم منتقل شد. در این سال کتاب حسد هم از او توی ویترین کتاب‌فروشی‌ها خودنمایی می‌کرد که بازخورد خیلی خوبی نداشت. در سال ۸۹ پس از مرگ بیژن الهی دوستی‌اش با این شاعر از دست رفته نقل زبان‌ها و رسانه‌ها شد؛ موضوعی که پیش از این نمود و اهمیت چندانی نداشت.

بهرام بیضایی

با این‌که برای فیلم‌نامه‌ی مقصد پروانه‌ی ساخت گرفت ولی از ساختن این فیلم منصرف شد و ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد و ظاهرا به دعوت عباس میلانی برای تدریس در یکی از دانشگاه‌های آمریکا روانه‌ی آن کشور شد. خبر دیگری از او منتشر نشد تا این اواخر که شنیده شد پس از روز واقعه و ماجرای کربلا این‌بار فیلم‌نامه‌ای درباره‌ی حضرت عباس (ع) نوشته و بنیاد فارابی هم با بهایی چشم‌گیر قصد خریدش را دارد. البته صحت این خبر هنوز مشخص نیست.

اصغر فرهادی

سال گذشته و پس از انتخابات در مصاحبه‌ای گفت که با دیدن رخدادهای اخیر دیگر نمی‌تواند مثل سابق فیلم بسازد و نگاهش به مردم کشورش عوض شده. اما پس از نمایش جدایی نادر از سیمین درجشنواره‌ی فجر ۲۹ خیلی‌ها عقیده داشتند جدایی… ادامه و بازخوانی جهان و فضای درباره‌ی الی و کارهای گذشته‌ی فرهادی است. قرار بود پس از موفقیت درباره‌‌ی الی فیلمی در آلمان بسازد که منصرف شد و فیلم‌نامه‌ی جدایی… را نوشت و سال ۸۹ کلید زد. سخنانش درباره‌ی پناهی و مخملباف در جشن خانه‌ی سینما برایش دردسرساز و فیلم‌برداری فیلمش به دستور مقامات متوقف شد. چند روز بعد برای جبران مافات در مصاحبه‌ای دیگر ابراز ندامت کرد. خودش معتقد است ترجیح می‌داده این رنج را به جان بخرد اما فیلمش ساخته شود. ساخت جدایی… پس از کش‌وقوس‌های فراوان و جنجال‌هالی بی‌سابقه به پایان رسید و به موفق‌ترین فیلم ایرانی یک دهه‌ی اخیر و یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران در عرصه‌ی بین‌المللی تبدیل شد. خرس طلایی بهترین فیلم جشنواره‌ی برلین و دو خرس نقره‌ا‌ی برای مجموعه‌ی بازیگران مرد و زن فیلم یک رکورد بی‌سابقه برای سینمای ایران به جا گذاشت. سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه و کارگردانی را هم از جشنواره‌ی فجر ۲۹ دریافت کرد. فیلم بعدی‌اش را خارج از ایران خواهد ساخت.

ابراهیم حاتمی‌کیا

پس از موفقیت چشم‌گیر به رنگ ارغوان که محصول چند سال قبل بود و در پاپان سال ۸۸ رنگ اکران به خود دید، و پس از شایعاتی که کلیپی مربوط به رخدادهای ۸۸ را به او منتسب می‌کرد، با گزارش یک جشن به جشنواره‌ی فجر ۲۹ آمد. نام فیلم در آغاز بانوی شهر ما بود و در آخرین روزها تغییر کرد. حاتمی کیا با توجه به بازخورد خوب به رنگ ارغوان این بار هم آدم اصلی‌اش را در قالب یک مامور تقریبا مخفی و مجهز وارد کارزار کرد و موقعیت‌های محبوبش در آژانس شیشه‌ای، ارتفاع پست و … را یک بار دیگر بازآفرید. هرچند این بار لحن شعاری و پرداخت سرسری فیلمش موجب انتقاد خیلی‌ها شد. با این حال سکانس‌های واپسین فیلم که بازسازی نمادین رخدادهای اجتماعی اخیر بود، نظر گروهی را به خود جلب کرد. و در مقابل، گروهی دیگر با لحنی تند و تهدیدآمیز از حاتمی‌کیا به عنوان عنصری در خدمت «فتنه» نام بردند و زیر تازیانه‌ی لعن و سرزنش گرفتند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد