نگاهی به آغاز / تلقین کریستوفر نولان

, , ۶ دیدگاه

خلاصه داستان:

کاب یک سارق است اما نه یک سارق معمولی بلکه او خواب و رویا می‌دزدد. در یکی از همین دزدی‌ها که به شکست می انجامد، کسی او را ترغیب می‌کند که به جای سرقت ایده آن را در ذهن یک نفر ایجاد کند و در ازای آن بتواند دوباره به آمریکا و پیش بچه‌هایش برگردد. کاب آن را می‌پذیرد اما مشکلات زیادی پیش روست که باید با آن دست و پنجه نرم کند…. 

درباره‌ی فیلم:

(قبل از این‌که درباره فیلم حرفی بزنم باید اعلام کنم که آغاز ترجمه مناسبی برای نام فیلم نیست و شاید کلمه تلقین با اندکی گذشت ترجمه‌ی بهتری باشد .اما چون این فیلم به اسم آغاز مشهور شده از این کلمه استفاده کردم )

شاید اولین چیزی که با دیدن این فیلم به فکرت خطور کند این باشد که چه وحشتناک است اگر روزی برسد که خواب‌ها نیز محل امنی برای رازهای‌مان نباشند. فیلم آغاز با نویسندگی و کارگردانی کریستوفر نولان درباره‌ی چنین زمانی ساخته شده است. زمانی که حتی خواب‌ها و رویاهای‌مان از دستبرد سارقان در امان نیستند. اگر کابوس‌ها و آرزوهای آدمی را که همواره در خواب تجلی می‌کنند نیز بتوان دزدید، پس چه چیزی برای‌مان باقی می ماند. وقتی به خصوصی‌ترین لحظه‌هایت حمله می‌شود دیگر حریم شخصی معنایی ندارد. ما با چنین دنیایی در فیلم روبروییم. دنیایی که مرز بین واقعیت و تخیل بند به یک شی‌ء کوچک و بی ارزش (توتم) می‌شود.

نکته‌ی قابل ذکر این است که در چنین دنیایی کاملا طبیعی است که به اصالت هر چیزی شک کنیم که د رواقع گره‌ی اصلی فیلم نیز روی همین موضوع بسته شده است. (مولی ) بدین سبب خود را می‌کشد که به اصالت زندگی خود شک دارد. در چنین دنیایی نمی‌شود دانست چه چیز واقعی است و چه کسی غیر واقعی حتی نمی‌توان دانست کسی را که دوستش داری وجود دارد یا تنها سایه ای از خاطرات و گذشته‌هایت است. فیلمنامه فیلم با ایده بکری که دارد فیلمنامه پیچیده‌ای است که نوشتن آن چالش مهمی برای نولان بوده است(حدود ده سال تکمیل این فیلمنامه طول کشیده).  

فیلمنامه صرف نظر از تناقضی که در پایانش دارد و متذکر آن خواهم شد در روایتٍ داستانی با این پیچیدگی، روان و گیراست. حتی عقب و جلو بردن زمان‌ها نیز در جذاب شدن داستان کمک کرده است. فیلم با سکانسی آغاز می‌شود که با همان سکانس پایان می‌یابد. تلاشی که پدری برای رسیدن به فرزندانش انجام می‌دهد به طور سمبلیک تلاشی است برای رسیدن به واقعیت. تلاشی که به شکست می‌انجامد (به گمان من برای یک خواب‌دزد این کمترین مجازات ممکن است که هیچگاه به واقعیت باز نگردد) البته او به بچه‌هایش(واقعیت) می‌رسد اما به قیمت آنکه اولا باید رویای همسرش را رها کند و می‌بینیم تا زمانی که (کاب) توهم همسرش را رها نکرده، موفق به دیدن صورت فرزندانش نمی‌شود و همیشه تصویری که از بچه‌هایش دارد تصویری است که گویا دارند از او فرار می‌کنند و دوما اینکه به همین پاداش  نیز در خواب دست می‌یابد.

از دیگر نکته‌های قابل توجه فیلم، فیلمبرداری دقیق و زیبای آن است مخصوصا صحنه‌ی قرار گرفتن دو خیابان بر روی هم که به کمک فیلمبرداری و جلوه‌های وی‍ژه به یکی از صحنه‌های ماندگار این چند سال تبدیل شده است. در مورد بازی‌ها نیز باید بگویم همه بازی‌ها خوب و قابل تحمل است اما این روزها دی کاپریو واقعا در اوج است او که با تایتانیک مشهور شد کمتر کسی فکر می‌کرد به بازیگر بزرگی تبدیل شود. خود من بعد ازدیدن تایتانیک و بازی او گفتم: پسر لوس دیگری به بچه لوس‌های هالیوود اضافه شد. اما او راه خود را با همکاری با کارگردانان بزرگ پیدا کرد و با انتخاب دقیق نقش‌هایش اینک در  سال ۲۰۱۰ دو نقش شاهکار در کارنامه خود دارد  و اگر برای هر دو نقش (جزیره شاتر و همین فیلم آغاز) کاندید بهترین بازیگر نقش اول در اسکار شود هیچ جای تعجبی ندارد. دی کاپریو اینک به جایی رسیده که بازی‌هایش در هر فیلمی بالاتر از استانداردهای موجود است و نمره‌ای جز عالی به آن نمی‌توان داد.

و اما جدا از این همه تعریف و تمجید به نظرم فیلم دو نکته منفی در خود دارد: یکی از آن‌ها در رابطه با زمان فیلم است به گمان من زمان فیلم قدری طولانی است. امروزه کمتر کسی است که دو ساعت و بیست دقیقه بتواند در سالن سینما بماند. متوسط زمان فیلم های امروز بین ۹۰ تا ۱۰۰دقیقه است و اگر زمان این فیلم اندکی کمتر می‌شد هم بر جذابیت فیلم اضافه می‌شد و هم تماشاگران بیشتری از فیلم رضایت داشتند. ولی نکته منفی مهم‌تر فیلم، تناقض در روایت منطقی داستان است. محور اصلی داستان القای فکری در ذهن رابرت فیشر جوان است اما چیزی که در پایان به آن می‌رسیم این نکته است که سایتو و کاب نمی توانند از خواب بیدار شوند و به دنیای واقعی بازگردند. بنابراین منطقی است که فیشر جوان وقتی در هواپیما بیدار می‌شود و اطراف خود را می‌بیند کسانی را ببیند که در خوابش بوده‌اند و دو نفر آن‌ها مرده‌اند و با توجه به اینکه می‌دانیم که فیشر می‌داند سرقت در خواب وجود دارد پس طبیعی است که او به همه‌ی این مسائل شک کند و قاعدتا باید ایده‌ی آغاز شکست بخورد در حالی که در فیلم گویی  کاب ودوستانش موفق شده‌اند و به پیروزی رسیده اند و این با منطق داستان نمی ‌واند. اما به هرحال آغاز فیلمی زیبا و دیدنی است که ارزش بیش از یک بار دیدن را دارد.

لینک آی ام دی بی فیلم :

http://www.imdb.com/title/tt1375666/

نمره من به این فیلم ۸ از ۱۰ امتیاز

 

۶ دیدگاه

  1. هومن داودي

    ۰۸/۲۳/۱۳۸۹, ۱۱:۱۷ ق.ظ

    سعید عزیز کاب و سایتو هرگز نمردند بلکه در برزخ بودند یک چیزی مثل کما. در مورد نکته منفی که گفتی باید بگم رابرت فیشر تلقی ذهنی که از افراد و صورتشان دارد با واقعیت تطابق نداره. مثلا تام برنجر رو به جای تام هاردی می بینه و ازش خط می گیره. بنابراین اون افراد رو هر جور که دلش بخاد تو خواب می بینه. در کل افراد در خواب پروجکشنی از واقعیت هستن نه بازسازی واقعیت. در ضمن در خواب معمولا چهره ها دفرمه شده به نظر میاد و شناساییشون خیلی سخته. رابرت آخر فیلم تو فرودگاه یک نگاه مشکوک به کاب می کنه اما واضحه که نمی تونه بشناسدش. از همه اینا مهم تر وقتی ایده ای در ذهن کاشته بشه (که شد)، منطقی ترین دلیل ها هم نمی تونه عوضش کنه. مثل مورد مال همسر کاب.

    پاسخ
  2. سعيد عابدي

    ۰۸/۲۵/۱۳۸۹, ۰۴:۴۳ ب.ظ

    هومن جان به نظرم این ها همه اش فقط توجیه باشه هیچ جا تو فیلم نمیگه صورت ها تو خواب دفرمه میشن و این فقط میتونه برداشت شخصی باشه از طرفی رابرت که نگاهمخصوص میکنه تو فرودگاه به کاب درواقع تو واقعیت نیست یادت رفته این همون آخرین خواب کابه ککه قراره تو اون به هدیه اش برسه

    پاسخ
  3. هومن داودي

    ۰۹/۰۱/۱۳۸۹, ۱۱:۴۷ ق.ظ

    من مهمترین دلیلمو آخر گفتم و فکر می کنم همون کافی باشه. در ضمن من مثل تو هرگز با قطعیت نمیگم که اون نگاه تو خوابه. لحظه آخرین کات فیلم بسیار هوشمندانه و ویرانگره. منظورم لرزش توتم در آخر فیلمه. کل فیلم بر روی همین عدم قطعیت جلو میره.

    پاسخ
  4. سید آریا قریشی

    ۰۹/۰۴/۱۳۸۹, ۱۱:۱۸ ق.ظ

    ضمن احترام به نظر نویسنده گرامی، بخش هایی از این نوشته رو درک نمی کنم. یکی درباره زمان فیلم. هر فیلمی زمان خودش رو می طلبه. یه فیلمی رو می شه تو ۷۰ دقیقه جمع و جور کرد (مثل «تعقیب»، اولین فیلم همین آقای نولان) و برای خیلی از فیلم های دیگه نیاز به مقدمه چینی و شرایط خاصیه که باعث طولانی تر شدن فیلم می شن. شما می تونید «پدرخوانده ۲» رو با تایمی کمتر از سه ساعت و ربع تصور کنید؟ واضحه که نمی شه. چون داستان فیلم و روابط بین شخصیت ها اون قدر پرمایه ان که باید تو یه همچین تایمی روایت شن. درباره «تلقین» هم فروش بالای فیلم نشون می ده که تماشاگران از این فیلم استقبال کردن و خسته نشدن. همون طوری که من حتی برای بار سوم تماشای فیلم هم تا آخر رو صندلی میخکوب شده بودم.
    درباره نشناختن کاب تو آخر فیلم، نباید فراموش کرد که کاب و همدستانش تو رؤیای فیشر بودن و اونجا امکان هر کاری رو داشتن. تلقین یه همچین ایده ای که فیشر دیگه اونا رو بعد از بیداری نشناسه که کاری نداره! در ضمن اتفاقات پایانی (از بیدار شدن کاب تو هواپیما به بعد) خودش می تونه بخشی از یک رؤیا باشه (به یاد بیارید عدم نمایش افتادن توتم در حال چرخش در انتهای فیلم). پس همه چیز تو اون سکانس هم می تونه طراحی شده و غیرواقعی باشه.

    پاسخ
  5. محمد حسن

    ۰۱/۰۷/۱۳۹۰, ۰۳:۴۳ ب.ظ

    رویاها و خواب هایمان گاها آنقدر طبیعی است که اگر از خواب بیدار نشویم گویی واقعیت است از طرفی وقتی به گذشته چندین دهه زندگی خود می نگریم می بینیم که همچون چشم برهم زدنی بوده است آیا واقعیت زندگی مان چیز دیگریست؟ شاید این دنیا لایه ای از همان لایه های فیلم باشد. از نولان بخاطر دیگرگونه دیدن باید متشکر بود و اینکه دیگران نیز تامل نمایند بر واقعیات و شاید رویاها!
    حظ وافر عبارت انتخابی من برای این فیلم است.

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد