نگاهی به کارنامه‌ی اصغر فرهادی

, , ۲ دیدگاه

 

اصغر فرهادی بدون شک از بزرگترین پدیده‌های تاریخ سینمای ایران است. فیلمسازی که با چهار فیلم بلند به جایگاهی رسیده که حالا تماشای هر اثر تازه ای از او می‌تواند تجربه تازه‌ای را برای دوستداران سینمایش به ارمغان آورد و شگفت‌زده‌شان کند. تماشاگرانی از هر طیف و هر سلیقه و رسیدن به چنین جایگاهی بدون شک بیش از هرچیز به نبوغ او برمی‌گردد.

اصغر فرهادی جدا از فیلم‌های کوتاه تجربی کار حرفه‌ای‌اش را در تلویزیون و با سریال محبوب روزگار جوانی به عنوان نویسنده آغاز کرد. روزگار جوانی به دلیل صداقتی که در آن موج می‌زد و شخصیت‌های باورپذیرش به سرعت تبدیل به یکی از محبوب‌ترین سریال‌های دهه هفتاد تلویزیون شد. سریالی که با محوریت عده‌ای جوان عمدتا شهرستانی که در یک خانه مجردی زندگی می‌کردند در هر قسمت داستانی جداگانه داشت و تنوع موضوعاتی که به آن‌ها می‌پرداخت مثل مسائل روز اجتماعی و روابط خانوادگی برگ برنده سریال بودند. از همان وقت می‌شد علاقه فرهادی را به مسائل اجتماعی و بالاخص شهرنشینی طبقه متوسط به وضوح مشاهده کرد.

پس از موفقیت روزگار جوانی اصغر فرهادی در اولین تجربه مستقلش به عنوان کارگردان ساخت سری دوم داستان یک شهر را آغاز کرد. سریالی به غایت تلخ و گزنده به همراه داستان‌هایی جذاب و چند لایه که بر خلاف بسیاری از سریال‌های مشابه که سعی داشتند به هر قیمتی پایان خوش را به کارهای‌شان تزریق کنند سنت‌شکنی کرد و موضوعاتی را پیش کشید که تا آن زمان کسی سراغ‌شان نرفته بود. به عنوان مثال در یکی از قسمت‌های سریال فرهادی داستان زوجی را روایت کرد که مرد خانواده ایدز داشته و آن را به همسرش نیز منتقل کرده است. جدا از کیفیت فنی سریال و بازی بازیگرانش در آن قسمت (به خصوص بازی حیرت انگیز فرهاد اصلانی) فرهادی به مقوله‌های اخلاقی شخصیت‌هایش نیز پرداخته بود و تم‌هایی از قبیل دروغگویی و خیانت و قضاوت که بعدها به مولفه‌ی اصلی سینمای او تبدیل شدند را می‌شد در همین سریال هم دید. پایان تلخ و دروغ نگفتن فرهادی به تماشاگرش هم از مهم‌ترین ویژگی‌های داستان یک شهر بود. داستان یک شهر به قدری خوب نوشته و ساخته شده بود که شاید خیلی‌ها زمان پخش آن به این فکر می‌کردند که فرهادی به احتمال زیاد در سینما هم موفق خواهد بود و حرف‌های تازه ای برای گفتن خواهد داشت.

همانند تلویزیون فرهادی کارش را سینما هم با نوشتن آغاز کرد و البته خوش شانس بود که در اولین همکاریش با یکی از بهترین‌های ایران یعنی ابراهیم حاتمی کیا کار کند. ارتفاع پست تلفیق موفقی بود از دغدغه‌های حالا دیگر آشنای فرهادی در داستان‌گویی و دغدغه‌های سیاسی حاتمی کیا که با وجود محدودیت لوکیشن به خاطر کارگردانی درخشان حاتمی کیا به یکی از بهترین آثار سینمای حاتمی کیا تبدیل شد. ارتفاع پست داستان یک گروگان‌گیری و هواپیمایی را روایت می‌کرد که جزئیات داستان و نقش بازی کردن شخصیت‌ها و پنهان کاری‌ها و رودست زدن به تماشاگر و شیوه‌ی گفت و گونویسی فرهادی طوری که تماشاگر از لوکیشن ثابت فیلم خسته نشود از ویژگی‌های مهم فیلمنامه بود.

بعد از فیلم درخشان ارتفاع پست فرهادی سراغ ساخت اولین فیلم بلندش با نام رقص در غبار رفت. رقص در غبار قصه‌ی جوانی به نام نظر را روایت می‌کند که پس از آشنایی و ازدواج با دختری به نام ریحانه به خاطر بدنامی مادر ریحانه مجبور به طلاق دادن او می‌شود و مصرانه خواهان پرداخت مهریه‌ی ریحانه است. در پی یک فرار سوار ماشین مرد مارگیری می‌شود و با او به بیابان می‌رود و در پی اتفاقاتی نظر و پیرمرد به شناخت تازه‌ای از هم می‌رسند و در پایان فیلم فرهادی با یک سنت شکنی آشکار پیرمرد مارگیر را به شناخت تازه ای از عشق می‌رساند. رقص در غبار با وجود نقص‌هایی به ویژه در سکانس‌های بیابان با واکنش نسبتا خوبی از طرف منتقدان مواجه شد و می‌شد در آن رگه‌های آشکاری از یک فیلمساز توانا و با استعداد دید. نظر جوان عاشق فیلم (با بازی خوب یوسف خداپرست) جنبه‌های تازه‌ای از عاشق بودن را نشان تماشاگر می‌داد که اگر پرداخت هنرمندانه‌ی فرهادی نبود تبدیل به یک شخصیت تکراری و نچسب می‌شد. اما فرهادی با روبرو کردن نظر و پیرمرد مارگیر پیرمرد را به چالشی می‌کشید که عمرش را به خاطر آن به هدر داده بود. در واقع فرهادی با بردن داستان به آن بیابان پر از مار بین نظر و پیرمرد دوئلی تمام عیار را ترتیب داد که برنده نهایی‌اش عشق بود.

پس از رقص در غبار فرهادی فیلم شهرزیبا را ساخت که داستان یک جوان محکوم به اعدام به نام اکبر را روایت می‌کرد که یکی از دوستانش به نام اعلا پس از مرخصی از کانون اصلاح و تربیت برای گرفتن رضایت از خانواده‌ی مقتول به سراغ آن‌ها می‌رود و در این اثنا‌ء به فیروزه خواهر مطلقه‌ی اکبر دل می‌بندد. شهرزیبا حاوی اکثر دل مشغولی‌های اصغر فرهادی است. چه به لحاظ مسائل و درگیری‌های قشر فرودست جامعه و چه به لحاظ قرار دادن آدم‌ها در موقعیت‌های سخت اخلاقی همانی بود که فرهادی در آثار قبلیش نیز به آن‌ها پرداخته بود اما در اینجا بسیار پررنگ تر و با تاکید بیشتر تصویر شده بود. شهر زیبا هم به لحاظ فیلمنامه و هم از حیث ساختارش پیشرفت خوبی را در مسیر فیلمسازی فرهادی نشان می‌داد و تفاوت عمده‌ی این دو فیلم در پایان‌بندی آن‌ها بود که بر خلاف رقص در غبار اینجا فرهادی با رها کردن اعلا در اوج استیصال پایان فیلمش را باز گذاشت تا تماشاگرش بتواند با معیارهای خودش قصه را در ذهنش ادامه دهد. یکی از نکته‌های مشترک دو فیلم بازی‌های خوب فرامرز قریبیان در نقش‌هایی بود که تا حالا تجربه‌شان نکرده بود و فرهادی با انتخاب قریبیان وجه تازه‌ای از توانایی‌های او را به نمایش گذاشت تا قریبیان به جز چند فیلم مسعود کیمیایی بازی‌های خوب دیگری هم در کارنامه اش داشته باشد. شهر زیبا باعث شد تا منتقدان از شهرزیبا به بعد فرهادی را جدی‌تر بگیرند.

چهارشنبه سوری غافلگیری بیست و سومین جشنواره فیلم فجر در سال ۸۳ شد. فرهادی با تجربیاتی که از دو فیلم قبلش به دست آورده بود فیلمی ساخت که توامان در بین منتقدان و مردم محبوبترین فیلم سال شد و توانست سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را نصیب خود کند. هدیه تهرانی هم در فیلم خوش درخشید و جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را گرفت. اما چیزی که باعث تعجب همگان شد جایزه نگرفتن حمید فرخ نژاد بود که بازی‌اش در فیلم حیرت آور بود و در هرلحظه از حضورش در قاب خودش را به تمام اجزای صحنه تحمیل می‌کرد. فرهادی برخلاف دو فیلم قبلی در چهارشنبه سوری به طبقه متوسط رو به بالای جامعه روی آورد و نشان داد توانایی‌هایش فقط در به تصویر کشیدن قشر محروم جامعه نیست. چهارشنبه سوری به بهانه‌ی ورود یک نظافتچی به یک خانه، داستان خانواده‌ای را روایت می‌کرد که در آن مرد به زن خیانت کرده بود. بیشترین زمان فیلم به تلاش همسر مرد برای کشف خیانت شوهرش می‌پرداخت و کارگر جوان که خودش در آستانه‌ی ازدواج قرار داشت ناظر همه چیز بود و در آخر خیانت مرد فقط برای او آشکار می‌شد و او را به شناخت تازه‌ای از زندگی مشترک می‌رساند. از طرفی کار خوب عوامل فنی فیلم از جمله حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری و هایده صفی یاری تدوینگر فیلم کمک شایانی به فیلم کردند و ارزش کار خوب فرهادی را به خوبی منعکس کردند. تنها ایرادی که شاید می‌شد به چهارشنبه سوری وارد کرد این بود که گره‌گشایی نهایی داستان به دلیل لو رفتن خیانت مرتضی به مژده هدر رفته بود و تعدادی بر این عقیده بودند که اولا فیلم چند نقطه‌ی پایان دارد و از سوی دیگر اگر سکانس ملاقات مرتضی و سیمین را ندیده بودیم کشف خیانت مرتضی توسط روحی (ترانه علیدوستی) در انتهای فیلم تاثیر بسیار کوبنده‌تری رو تماشاگرش می‌گذاشت. اما به هرحال چهارشنبه سوری موفق بود و اعتبار فرهادی را بسیار بالاتر برد.

بعد از فیلم موفق چهارشنبه سوری فرهادی در نگارش فیلمنامه کنعان با مانی حقیقی همکاری کرد که همکاری این دو در چهارشنبه سوری نتیجه خوبی به بار آورده بود. کنعان با وجود اینکه فیلم نسبتا خوبی بود آنچنان که انتظار می‌رفت مورد توجه قرار نگرفت و البته عمده اشکالاتی که به آن وارد میشد مربوط به مقوله‌ی کارگردانی بخصوص انتخاب نقش‌ها بود.

پس از کنعان پریسا بخت آور همسر اصغر فرهادی فیلم دایره زنگی را بر اساس یکی از بهترین فیلمنامه‌های اصغر فرهادی ساخت که به گفته‌ی خود فرهادی سخت ترین فیلمنامه‌ای بود که تاکنون دست به نگارش آن زده است. دایره زنگی بر اساس همان الگوی چهارشنبه سوری با ورود دو غریبه به یک مجتمع آپارتمانی شکل گرفت و این بار در ابعادی وسیع‌تر اخلاقیات طبقه متوسط آپارتمان نشین شهری را به چالش کشید و آسیب شناسی کرد. نکته‌ی جالب در مورد فیلمنامه‌ی دایره زنگی این بود که برخلاف سایر آثار سینمایی فرهادی او این بار وقایع را با چاشنی طنز روایت می‌کرد و حکایت از آن داشت که توانایی‌های فرهادی ابعاد گسترده‌تری دارد که اگر فضا مهیا باشد بروز می‌کند و چه بسا بسیار هم موفق می‌شود. دایره زنگی در بین فیلمنامه‌های فرهادی بیشترین شخصیت را دارد که هماهنگی بین آن‌ها و ایجاد کنتراست لازم بین آنها دقت و توانایی خاصی را می‌طلبد که فرهادی با تسلط کامل این مهم را به سرانجام رسانده بود. غافلگیری در سکانس پایانی  دیگر یکی از ویژگی‌های اصلی آثار این فیلمساز تبدیل شده بود.

فرهادی درباره‌ی الی را در سکوت خبری کامل ساخت و تلاش کرد تا آنجا که امکان دارد داستان فیلم به بیرون درز نکند. فیلم برای حضور در جشنواره به مشکل خورد که با وساطت رئیس جمهور مشکلش حل شد و در جشنواره‌ی فیلم فجر نمایش داده شد. درباره‌ی الی به واقع زلزله‌ی جشنواره بود که در حضور آثار سینماگرانی همچون بهرام بیضایی و واروژ کریم مسیحی و پرویز شهبازی موفق شد در همه‌ی عرصه‌ها بدرخشد و همزمان خرس نقره ای جشنواره‌ی معتبر برلین را برای خالقش به ارمغان آورد. درباره‌ی الی مجموعه‌ی کاملی بود از فیلمنامه و کارگردانی حالا دیگر استادانه‌ی فرهادی و بازی درجه یک بازیگرانش که به لحاظ کیفیت در سینمای بعد از انقلاب کم سابقه بود. فرهادی فیلمی ساخته بود که حالا نه در مقیاس سینمای ایران بلکه در مقیاس سینمای روز جهان سنجیده می‌شد و منتقدان صاحب نامی همچون دیوید بوردول و جاناتان رزنبام فیلم را ستودند. ستایشی که از فیلم در رسانه‌ها و مطبوعات شد در سینمای بعد از انقلاب کم سابقه بود. اما درباره‌ی الی بنا به دلایلی که تاحالا پنهان مانده است از اکران عید نوروز جا ماند و در بدترین روزهای سال ۸۸ به روی پرده رفت و به فروش نسبتا خوبی هم دست یافت. در حالیکه همگان می‌دانستند که اگر در عید نوروز اکران می‌شد به طور قطع به فروشی بسیار بیشتر دست پیدا می‌کرد. در همان سال درباره‌ی الی که چندجایزه بین المللی را گرفته بود بعنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار معرفی شد که نتوانست به بخش نهایی راه پیدا کند. جدا از بار فنی قابل توجه فیلم کار بزرگی که درباره‌ی الی کرد این بود که آدم‌های آشنایش را در موقعیت‌های خاص اخلاقی قرار داد تا نشان‌مان دهد که هنوز شاید در مسائل اخلاقی که در جامعه به تناوب از آن صحبت می‌شود متر و معیار مشخصی وجود ندارد و انسان‌های قرن حاضر در هر مسئله‌ی اخلاقی اولویت را با صلاح کار خودشان می‌سنجند. درباره‌ی الی نشان داد که روزمرگی پیش پا افتاده‌ای که همه غرق در آن هستیم با یک اتفاق چه ابعاد وحشتناکی می‌تواند به خود بگیرد و مثلا دروغ‌های کوچکی که شاید هرروزه در مراودات‌مان با دیگران به کار می‌بریم چگونه می‌تواند به یک بحران اساسی در زندگی تبدیل شود و فاجعه بیافریند. همچنین درباره‌ی الی این ویژگی را داشت که هر بیننده بتواند برداشت خودش را داشته باشد و همین برداشت شخصی مثلا چقدر می‌تواند با برداشت شخص دیگری که گمان می‌کنیم بسیار به او نزدیکیم متفاوت باشد و اینجا بود که انگار تمام کسانی که فیلم را می‌دیدند جزئی از همان آدم‌های روی پرده بودند که البته این ممکن نبود مگر با پرداخت استادانه فرهادی و ساختار مینیاتوری فیلم.

بعد از موفقیت خیره کننده‌ی درباره الی فرهادی این بار به یک همکاری مشترک دست زد و با مسعود کیمیایی مشغول نوشتن فیلمنامه محاکمه در خیابان شد. موفقیت درباره‌ی الی از یکسو و کنجکاوی زیادی که همیشه درباره آثار کیمیایی وجود دارد محاکمه در خیابان را پیش از اکرانش تبدیل به پروژه پرسر و صدایی کرد که در از ذهن هم نبود. پس از اکران فیلم حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون این موضوع شکل گرفت که چقدر از فیلمنامه سهم فرهادی و چقدر سهم کیمیایی بود. اما چیزی که مشخص بود این بود که ایرادات فیلمنامه‌های قبلی کیمیایی که نقطه ضعف اصلی کارهای متاخر او قلمداد می‌شدند اینجا بسیار کمرنگ شده بود و همین موضوع باعث شد محاکمه درخیابان بیشتر از آثار دیگر کیمیایی در این سال‌ها مورد توجه قرار گیرد.

حالا اصغر فرهادی مشغول ساختن فیلم تازه ‌ش با عنوان نامتعارف جدایی نادر از سیمین است که متاسفانه پروانه ساختش به دلیل حرف‌هایی که فرهادی در جشن خانه سینما زده لغو شده بود و خوشبختانه آخرین خبرها حاکی از برطرف شدن مشکل و ادامه کار فرهادی است. سیر پیشرفتی که فرهادی از رقص در غبار تا درباره الی به خصوص در حیطه اجرا طی کرده نشان می‌دهد که باید منتظر یک شاهکار دیگر از او باشیم. هرچند که تاریخ سینما نشان داده به صرف اعتبار یک کارگردان همیشه نمی‌توان از او انتظار ساختن شاهکار داشت پس تا جشنواره‌ی فیلم فجر امسال منتظر می‌مانیم تا آخرین اثر کارگردانی را روی پرده ببینیم که خودش انتظار دیدن یک شاهکار دیگر از خودش را در ما بوجود آورده است. راز موفقیت فرهادی شاید در این نکته نهفته باشد که سینمای مدرن خودش را به جذاب‌ترین و سینمایی‌ترین شکل ممکن تصویر می‌کند و قادر است هر تماشاگر و هر منتقدی را پای فیلمش بنشاند. فرهادی به طرز جالبی فاصله‌ی میان سینمای روشنفکری و مردم را از میان برداشته و فروش بسیارخوب درباره الی در بحرانی‌ترین روزهای سال ۸۸ گواه این مطلب است که مردم ما همچنان از فیلم خوب استقبال می‌کنند.

مشخصات فیلمها:

۱-      رقص در غبار:      http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138112130004

۲-      شهر زیبا:            http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138209022001 

۳-      چهارشنبه سوری:   http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138301170000

۴-      درباره الی:          http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138304282001

 

 

 

۲ دیدگاه

  1. Sina

    ۰۷/۲۰/۱۳۸۹, ۰۴:۱۶ ب.ظ

    دوست عزیز، اولین مجموعه تلویزیونی اصغر فرهادی به عنوان کارگردان علاوه بر نویسندگی “چشم به راه” نام داشت برای شبکه تهران و پس از آن هم مجموعه “مجتمع مسکونی فرج و فرخ” برای شبکه دو بود. در ضمن نویسندگی و کارگردانی سری اول “داستان یک شهر” هم متعلق به ایشان است. لطفا اصلاح بفرمایید. با احترام

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد