بازیگران فیلم خراب کن

, , ۱ دیدگاه

 

 

از نظر عشاق ِ سینما، هیچ چیز بدتر از آن نیست که بخواهی فیلمی را به تماشا بنشینی ـ فیلمی را که مدتی به انتظار اکران آن سر کرده‌ای ـ اما به هنگام تماشای فیلم متوجه شوی که بخاطر ایفای نقش نامناسب، به فیلم گند زده شده است. راه‌های بسیاری برای به وقوع پیوستن این فاجعه وجود دارد، از بازیگری ِ بد گرفته تا بازیگری در نقشی که به تیپ ِ کاراکتر نمی‌خورد. اما در پایان، داستان همیشه همان داستان همیشگی است؛ شما سالن سینما را در حالی ترک می‌کنید که دوست دارید در آن لحظه محکم با مشت به صورت یکی بکوبید. لیست زیر اسم افرادی است که باعث ِ خراب کردن فیلم‌هایی شده‌اند که در آن‌ها بازی کرده‌اند.

 

 

۱۰: کوین کاستنر

فیلم: رابین هوود: شاهزاده‌ی دزدان

 

رابین هود یکی از قهرمانان ِ افسانه‌ای ِ بریتانیا است که با شخصیتی مودب و محبوب، در مقابل ظلم ِ ظالم قد علم می‌کند. اما هنگامی که در دهه‌ی ۹۰ مسئله انتخاب بازیگر برای ایفای نقش ِ کاراکتر رابین هوود به میان می‌آید، استودیو این‌طور احساس می‌کند که کاستنر – یک بازیگر آمریکایی که حتی با لهجه‌ی مادری ِ خودش هم مشکل دارد –  می‌تواند انتخاب ایده‌آلی برای این نقش باشد. البته واضح و مبرهن است هنگامی که کاستنر مجبور به بازی در نقشی غیر از آن تیپ جا افتاده‌ی یک آدم خسته ـ مثلا یک ورزشکارـ می‌شود، بازی‌اش بسیار بی‌روح و خشک از آب در می‌آید. بسیار شگفت‌انگیز است که تمام بازیگران ِ فیلم را با ته لهجه‌ی غلیظ بریتانیایی مشاهده کنی ـ حتی کریستین اسلیتر بیچاره  و مورگان فریمن و آلن ریکن که آنان هم نقش‌های کلیدی‌ای را بر عهده دارند اما کاستنر را طوری ببینی که انگار یک مرد از قرن بیستم با ماشین زمان به قرن سیزدهم فرستاده شده است‌! لهجه‌ای بسیار نچسپ و امروزی. اغلب می‌توان از مشکل‌های پیش ِ پا افتاده در فیلم‌ها گذر کرد و آن‌ها را به خاطر نیاورد اما هنگامی که مشکل، دقیقا کاراکتر اصلی فیلم است چه باید کرد؟

 

 

۹: دایان کیتون

فیلم: چون من اینطور گفتم

 

بله، همان زن ِ از پا افتاده. بعد از دیدن این فیلم به این نتیجه رسیدم که اگر کسی از من پرسید «زجرآورترین کاراکتری که در تاریخ سینما دیده‌ای، چه کسی بوده است؟» بدون شک دایان کیتون را معرفی می‌کنم. برای کسی همچون من که تمام فیلم‌های آکادمیِ پلیس را نگاه کرده‌ام، دقیقا مطمئن نیستم که چقدر از تیپ شخصیتی ِاین کاراکتر که نقش مادری درنده‌خو را بازی کرده است، تقصیر خودش بوده اما در فیلمی که قرار است بیننده نسبت به نقش مادر/دختر احساس ترحم کند، احتمالا حس خوبی نیست که تمام فیلم را در آرزوی این باشید ای کاش مادر توسط یک اتوبوس زیر گرفته شود.

 

 

۸: جان وویت

فیلم: آناکوندا

 

البته خوب می‌دانم که بازی کردن در فیلم برای آنچه آن را «زنگ تفریح» می‌دانند یعنی چه اما بین یک فیلم «زنگ تفریح»ی و بازی‌ای که ما از جان وویت در این فیلم شاهد هستیم از آسمان تا زمین فرق هست. به نوعی، در فیلمی که مارهایش از نوع CGI هستند، جان وویت و آن لهجه‌ی کاجون (Cajun)اش به یکی از مزخرف‌ترین بخش‌هایی که می‌توانست در یک فیلم حضور داشته باشد، تبدیل شد. به نظرم اگر دست اندکاران فیلم می‌خواستند از جان وویت بهره بیشتری ببرند و روی آن مانور بیشتری بدهند، می‌توانستند به راحتی سر جان وویت را روی آن مار غول پیکر نصب کنند و قطع به یقین بدانید این‌طوری بیشتر به دل بیننده می‌چسپید.

 

۶: پل واکر

فیلم: The Fast and the Furious

 

واکر به طرز شگفت‌آوری بسیار خشک و بی‌روح در این فیلم ظاهر می‌شود. به گمانم صورت خوشی برای یک بازیگر ندارد که نتواند از توانایی‌هایش استفاده کند و آن‌ها را در خدمت بگیرد، طوری که حتی نتواند ادای یک پلیس را در بیاورد که عشق ِ سرعت است. شاید بزرگترین گناه واکر این است که او بسیار بد در فیلم ظاهر شده است، طوری که حتی بازی وین دیزل بسیار بهتر به چشم بیاید.

 

 

 

۶: هر بازیگری که در فیلم «Pump Up The Volume» اسم‌اش کریستین اسلیتر نیست.

فیلم: Pump Up The Volume

 

این فیلم به نوعی برای نسل من یک نوستالژی محسوب می‌شود، داستان یک بچه دبیرستانی که سعی دارد یک رادیوی ترانزیستوری را راه بیاندازد و در آن خودش را یک دزد دریایی معرفی کند. به نظرم این داستانی است که هر بچه‌ای می‌تواند عاشق آن شود. تنها مشکل این مجموعه، بقیه‌ی بازیگران فیلم است که آنقدر بازی‌شان ضعیف و بی‌روح است که شما واقعا به این نتیجه می‌رسید که تمامی ِ بار فیلم بر دوش اسلاتر است که سعی دارد نگذارد فیلم به یک فیلم ِ مزخرف ِ دبیرستانی تبدیل شود. از بازی‌های بد در این فیلم همچنین می‌توانم به بازی شلی پولاک اشاره کنم؛ همان دختر محبوبی که قصد خودکشی داشت و حضور نامبارکش در فیلم واقعا داغی بر دل تماشاگر می‌گذاشت.

 

۵: ادوارد فورلانگ

فیلم: ویرانگر دو: روز داوری

 

البته بر من خورده نگیرید که چرا به بازیگران جوان و کم سن و سال گیر می‌دهم اما تصدیق بفرمایید که نمی‌شود و نمی‌توان از بازیگری که هی دور خودش می‌چرخد و سردرگم بازی می‌کند، خورده نگرفت. به نظرم خود ِ نابودگر می‌بایست او را از سر راه بردارد، چون با این نوع بازی و سردرگمی، واقعا بیننده‌ها از آینده‌ی بشریت ناامید خواهند شد.

 

 

۴: تام کروز

فیلم: همهِ فیلم‌ها

 

تام کروز همیشه به طور عبثی مزخرف بوده است، اما زمانی که روی کاناپه‌ی اوپرا وینفری قرار گرفت، از یک بازیگر دم دستی و آماتور، به یک بازیگر معروف تبدیل شد. جدا از فیلم «Tropic Thunder» که در آن هیبتی فربه، کچل و کج و معوج داشت، واقعا نمی‌توان کروز را در دیگر فیلم‌های جدی گرفت. من این را قبلا گفته‌ام و باز هم خواهم گفت که اگر شما در یک سالن سینما نشسته باشید و روی پرده تبلیغ فیلمی با بازی ِ تام کروز را نشان دهد،حاضرم قسم بخورم که نصف ِ بیشتر حضار نشسته در سالن از دیدن تام کروز به وجد می‌آیند و خنده بر لب‌هایشان نقش خواهد بست.

 

 

 

۳: سوفیا کاپولا

فیلم: پدرخوانده: قسمت سوم

 

من حقیقتا سوفیا کاپولا را بخاطر بازی در این فیلم سرزنش نمی‌کنم. منظورم این است که هرچه باشد، او یک کارگردان/نویسنده‌ی با استعداد است و هنگامی که این فیلم ساخته می‌شد او بازیگری به غایت آماتور بود. اما مشکل همین‌جاست. از بازیگری چُنین آماتور و خام درخواست می‌شود که نقشی کلیدی را در قسمت سوم سه‌‌گانه‌ی پدرخوانده بازی کند. ممکن نیست شما فیلم را ببینید و به این فکر نکنید که او صرفا بخاطر استعداد خودش برای بازی دراین نقش انتخاب شده است و نه بخاطر اینکه دختر کارگردان فیلم است. شاید اگر این فیلم، یک فیلم کم‌خرج و ساده بود هضم این نکته راحت‌تر بود که بالاجبار کارگردان از دختر خودش برای بازی در نقش استفاده کرده است. تصدیق بفرمایید که وقتی آل پاچینو در فیلمی حضور دارد، حضور بازیگری چنین آماتور – آنهم برای بازی در کنار آل – آن‌چنان جالب نیست.

 

 

۲: هایدن کریستین و جیک لیود

فیلم: جنگ ستارگان: اپیزود یک، دو و سه

 

اگر نگاهی به کاراکتر قدیمی فیلم جورج لوکاس نگاهی بیاندازیم، او با انتخاب جک لیود جوان به عنوان آناکین اسکای‌واکر که یکی از کلیدی‌ترین رُل‌های فیلم جنگ ستارگان است، واقعا شاهکار می‌کند! البته تقصیر این بازیگر بیچاره نیست – منظورم این است که او صرفا یک بازیگر آماتور است و نه بیشتر – اما انگار لوکاس یک چیزی را خوب دقت نکرده است که لوید حتی نمی‌تواند در یک صحنه دست‌هایش را به خوبی تا کند. جدا عرض می‌کنم، فیلم را دوباره ببینید. این صحنه، یک سکانس زودگذر است اما واقعا شگفت‌انگیز. خدا  را شکر که لوید آنچنان در فیلم ضربه ندید و مجروح نشد تا رازش برملا شود.  هنگامی که اپیزود دوم اکران شد، داستان به اندازه‌ی کافی بسط داده شده بود  که لوکاس بتواند بازیگر دیگری را برای نقش آناکین انتخاب کند.

 

 

۱: کیانو ریوز

فیلم: دراکولا

 

با نگاهی به بازی ِ او در نقش تد تئودور لوگان در فیلم « Bill and Ted franchise » و بازی‌اش در نقش یک پلیس در فیلم «Point Break»، به نظر کیانو برای بازی در نقش یک جنتلمن بریتانیایی به اسم جاناتان هارکر بهترین انتخاب ممکن بود. نه، صبر کنید…چی؟ کیانوی بیچاره. نگاه کردن به او در حالی که زور می‌زند هر چه بهتر لهجه‌ی بریتانیایی را در بیاورد واقعا مضحک و خنده‌دار است. مشکل اینجاست که فیلم در ژانر کمدی نیست. در طول دقایقی که در حال تماشای فیلم بودم، از اول تا آخر فیلم آرزو داشتم الان یکی سر برسد و با اردنگی او را از فیلم بیرون بیاندازد.

 

 

یک دیدگاه

  1. jason

    ۱۱/۱۸/۱۳۹۲, ۱۰:۵۸ ق.ظ

    درود بر شما. من راستسش بقیه نوشته ها رو هنوز نخوندم ولی چون واقعا به ادوارد فرلانگ علاقه دارم ، اول اون رو خوندم. ولی حقیقتش من هم با نظری که شما درباره اش دادید کاملا موافقم و من هم همین عقیده شما را دارم.

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد