شعری از مهسا زهیری

, , ۶ دیدگاه

 

 

دست و پا می‌زنی از ترس فراموش شدن

سهم  ِ بیداری ات از دنیا، سر درد شده

به خودت می‌آیی خسته تر از هر روزت

دست‌های همه از زندگی ات طرد شده

می‌رسد از ته  هر کوچه شبی بی فردا

شهر خوابیده ، خدا رفته ، زمین سرد شده

 

غرق خوشبختی ، در زندگی شیرینت

با سکوتت همه‌ی شهر پرید از کابوس

از خودت می‌پرسی : زنده بمانم یا نه ؟

دست‌هایت خالی، لحن  نگاهت مأیوس

آرزوهات به دنیای فراموشی رفت

قایق کاغذی ات در دل یک اقیانوس

 

دست و پا می‌زنی و آخر دنیا این‌جاست

توی مرداب خودت را تنها می‌بینی

به جهانی که نمی‌خواسته ای وصل شدی

مگسی مرده که چسبیده به یک شیرینی

بغض این قایق دلتنگ در امواج شکست

هیچ چی نیست به جز فاصله‌ای تلقینی

 

شهر جا ماند به امید جهانی دیگر

می ‌زی پشت دو تا پلک  همیشه بی خواب

ریشه‌هایت را باز از همه جا می‌بری

به خیالت بیرون می‌پری از توی حباب

از خودت می‌پرسی: زنده بمانم یا نه ؟

[ دست‌هایم را بیرون بکشید از مرداب ]

 

 

 

 

 

۶ دیدگاه

  1. ع.چكاد

    ۰۶/۲۵/۱۳۸۹, ۰۸:۴۸ ب.ظ

    همانا سلام به شاعر نقره و خورشید.
    …میشه گفت محتوا و قالب شعر کمی تا اندکی به گذشته بر می گرده-“مگسی مرده که چسبیده به یک شیرینی” کلن میشه گفت از لحاظ زبانی و کمی تا اندکی حال و هوای محتوا،زیاد امروزی نیست.اما نباید روان بودن و ارتباط خوب عمودی-افقی شعر و چسپیدن به جای کلمات رو به بند بند شعر نادیده گرفت.به اعتقاد من همین شعر رو میشه در قالبای امروزی تر،حتا سپید،بهتر به اجرا گذاشت. بعضی از ابیات،کاملن مشخصه که صرف توضیح بند قبلی اومده(که زیاد لازمه ی شعر نیستش). ضمنن اون بار عاطفی که باید مخاطب رو در پی خود بکشونه و نوعی انتقال حس ایجاد کنه،زیاد به چش نمیاد-شرمنده من کمی بی تعارفم- و در شاعر بودن تون شکی نیست-اما بایدخواه وناخواه یه سری نقدا رو قبول کرد.شما ذاتن شاعرین ولی باید امروز رو حتا نیم قرن آینده رو در نظر داشته باشین.رباعیاتون خیلی بروز تر و زیباتر بودن.(فقط ایده ی شخصی و دوستانه بود).ببخشین.
    همیشه شاعرو شاعر باشین………..ع.چکاد

    پاسخ
  2. ع.چكاد

    ۰۶/۲۵/۱۳۸۹, ۰۸:۵۹ ب.ظ

    باکلی شرمنگی باید گفت اون رباعیا از پریسا خانم بودن-که من فکر کردم از سروده های شما هستش.باز ببخشین و از پریسا و مهسا خانم به خاطر این اشتباه، جدن پوزش می خام….بااین که واسه خودم یه پا نقاد شده ام،اما کارای خودم باور کنین دست کم، یه پله پایین تر از کارای شماست!.خب دیگه از قدیم و ندیم گفته ان که یه بازی کن خوب ،یه مربی خوب نمیشه مگه استثنا!
    ع.چکاد

    پاسخ
  3. فراخوان ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر

    ۰۹/۲۳/۱۳۹۰, ۰۶:۴۲ ب.ظ

    به منظورارتقای سطح کیفی شعروگسترش هرچه بیشترآن، به عنوان پشتوانه فرهنگی وثروت ملی، ششمین جشنواره بین المللی شعرفجر برگزار می شود. امیداست شرکت فعال وموثرکلیه عزیزان شاعر، باهرگرایش، سلیقه وسبک شعری موجب بالندگی هرچه بیشتراین هنرملی گردد.
    این جشنواره کاملاًرقابتی است وتمام سنین، مضامین، قالبهاو حوزه های شعری(سنتی، نیمایی وسپید، سرودوترانه) وبخش ویژه کودک ونوجوان رادربرمیگیرد.
    بدیهی است ارزیابی براساس آثارارسالی خواهدبود وازبرگزیدگان به نحو شایسته ای تقدیربه عمل خواهدآمد.
    دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین ۱۳۸۵ تا پایان اسفند ۱۳۸۹ خواهد پرداخت.

    شرایط شرکت:
    ۱- ارسال مجموعه های شعرمنتشرشده درفاصله زمانی ۱۳۸۹ و۱۳۹۰یاحداقل۱۰وحداکثر۲۰صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهریک ازبخشهای موردنظرشاعران
    ۲- تکمیل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضمیمه ۱برگ تصویرشناسنامه یاکارت ملی

    مهلت ارسال آثار: تاپایان وقت اداری روزچهارشنبه مورخ۳۰ آذرماه۱۳۹۰
    نشانی ستاد برگزاری:
    تهران،خیابان شهیدمطهری،خیابان فجر(جم سابق)، پلاک۷،طبقه۴،کدپستی:۱۵۸۹۷۴۳۱۱۱
    تلفن:۸۸۳۴۲۹۷۹ نمابر:۸۸۸۶۱۳۲۴

    نمونه فرم شرکت در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر:
    نام
    نام خانوادگی
    نام پدر
    شماره شناسنامه
    محل تولد
    تاریخ تولد
    کدملی
    نشانی محل سکونت
    کدپستی
    تلفن ثابت
    شماره تلفن همراه
    نشانی پست الکترونیکی
    اینجانب بامشخصات فوق وباارسال … جلد کتاب… صفحه شعر، آمادگی خودرابرای شرکت دربخش سنتی – نیمایی و سپید – سرود و ترانه – بخش ویژه کودک ونوجوان
    ششمین جشنواره بین المللی شعرفجر اعلام می دارم.

    تاریخ

    امضاء

    پاسخ
  4. سایه

    ۰۶/۳۰/۱۳۹۱, ۰۸:۳۰ ب.ظ

    مهسای عزیز بهت تبریک می گم
    شعر زیبا و قابل تاملی بود
    به امید روزی که کتاب شعرت را از کتابفروشی شهرمان بخرم
    موفق باشی

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد