بررسی مولفه های اجتماعی فیلم هفت دقیقه تا پاییز

, , ۲ دیدگاه

 

 

 

 

 

 

فیلم هفت دقیقه تا پاییز دست مایه ای رئالیستی و رویکردی انتقادی به مشکلات اجتماعی دارد و این مسائل در انواع و اقسام مختلف در این فیلم به نمایش گذاشته شده است. 

 

کارگردان با شیوه ای مناسب، ناپایداری قشر متوسط جامعه را با تأکید بر معضلات اقتصادی این قشر همگام با وضعیت زنان در ایران به تصویر می کشد.

 

به تصویر کشیدن محیط اجتماعی، از مشخصه های فیلم هایی است که کارگردانان آن ها نگرش جامعه شناختی به انسان دارند، تصویری که علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز اندک اندک آن را نشان می دهد و این ترکیب، نوعی پیش آگاهی از موقعیت به مخاطب می دهد.

 

بخش اعظم فیلم بر محور تأثیر گذاری موضوع مرگ بر شخصیت ها و روایت این تأثیرات بر زندگی و روان افرادی است که ایشان با مشکلات اقتصادی همیشه دست به گریبانند و بی مهری اجتماع را نیز با پوست و گوشت خود احساس می کنند و تمام این مصائب در شخصیت های داستان آن گاه که قرار از کف می دهند، به خوبی تبلور پیدا می کنند.

 

کارگردان در تصویر سازی صحنه ها و فضای فیلم خوب عمل کرده است و به طور نمونه در ابتدای سکانس خود کشی، نور لرزان فندک نشان تردید و بی ثباتی شخصیت فرهاد «حامد بهداد» در فیلم است و کارگردان با استفاده از شی ء و رفتارهای نمادین، حال و وضعیت شخصیت های داستان را به خوبی در صحنه ها بیان می کند.

 

این انتقال حس و حال در شخصیت ها با بازی خوب هدیه تهرانی « میترا »، محسن تنابنده « نیما »، خاطره اسدی « مریم » و حامد بهداد « فرهاد »، اثر گذاری فیلم هفت دقیقه تا پاییز را افزایش می دهد و باعث هم ذات پنداری تماشاگر با شخصیت های فیلم می شود و این انتقال حس و حال بیش از همه در چهره ی میترا «هدیه تهرانی» نمود پیدا می کند گویی: در نگاه خیره اش، نابودی ام مشهود بود.

 

این پرداخت تلخ واقعیت است که نمی توان فیلم هفت دقیقه تا پاییز را دید و از تراژدی مرگ و نگاه جنسی به زنان در جامعه تکان نخورد، با این ویژگی که کارگردان توانسته است با پرداخت رئالیستی، حس تراژیک فیلم را به بیننده منتقل کند و وی را همراه و هم دل شخصیت های فیلم بسازد.

 

 یکی دیگر از عوامل مهم در پیش برد فیلم هفت دقیقه تا پاییزجدال است. عرصه ی این عامل در فیلم بسیار گسترده است و از ساده ترین و شخصی ترین تا پیچیده ترین و عام ترین شکل را شامل می شود. شخصیت های اصلی فیلم در عین این که جدالی درونی را با خود پیش می برند، در جدال با شخصیت های دیگر و اجتماع هم شرکت دارند.

 

در جدال درونی، بن بست ها، مشکلات، دغدغه ها و … از هر نوع که باشد درونی شده و عرصه ی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود. هفت دقیقه تا پاییز نمونه ی موفق ترکیب این دو نوع جدال و کشمکش در درون و بیرون شخصیت های فیلم است.

 

از دیگر مسائل قابل بررسی در فیلم هفت دقیقه تا پاییز، شیوه ی پایان بندی آن است. در این شیوه پرداخت پایان بندی در ارتباط درونی با دیگر عناصر صورت می گیرد و پایان بندی همچون مکملی در داستان عمل کرده و در اصل محل تجلی داستان می شود که با درک آن، پرتوی بر کلیت و عناصر فیلم انداخته شود.

 

در مجموع علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز نگاهی کاملاً واقعی به انسان و مسایل اش می اندازد و در آن علل اجتماعی را به گونه ای اگزیستانسیالیستی به تصویر می کشد که ایجاد رابطه ی باور پذیر متن فیلم و مخاطبین را به ارمغان می آورد.

 

* عنوان مقاله ای از اسلاوُی ژیژک: در نگاه رعب آور او، نابودی ام مشهود بود که در آن دو اصطلاح نگاه (gaze) و صدا (voice) را در فیلم های هیچکاک بررسی می کند

 

 

 

 

 

 

۲ دیدگاه

  1. پیام نیک فرد

    ۰۴/۲۲/۱۳۸۹, ۰۱:۲۱ ب.ظ

    به اعتقاد بنده یافتن یافتن تشابه هایی بین این فیلم و «درباره الی..» بزرگترین اشتباه اغلب قلم به دستان بود که خوشبختانه این نقد تهی از آن بود، به همین دلیل خوندنش واسم لذت بخش بود.

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد