نقدی بر فیلم هیچ

, , ۱ دیدگاه

واقعا نمی‌دانم معیار هیات انتخاب فیلمهای جشنواره فیلم فجر چه بوده که فیلمی مثل هیچ در بخش خارج از مسابقه به نمایش در می آید و فیلمهایی نظیر تسویه حساب و گزارش واقعی و ترانه کوچک من در بخش مسابقه.

مضمون فیلم من را یاد آیه ای از قرآن با این مضمون انداخت:

انسان وقتی بی نیاز می‌شود طغیان می‌کند

هیچ روایت شوربختی مردمانی است که در جبری دائمی قرار دارند. ورود ابتدایی نادر سیاه دره به آن خانه و زندگی فلاکت بار مشکلات آنها را که به زور شکمشان را سیر میکنند چند برابر میکند پس او باید از آن خانه برود. اما در مرتبه دوم نادر با جیب پرپول برمیگردد. پولی که حاصل بیماری عجیب و غریب نادر است. قبل از ورود نادر که حالا پولدار شده فقر شاید بزرگترین مشکل آنهاست اما با وجود همان فقر آنها زندگی ظاهرا با ثباتی دارند و حالا اینجاست که تراز زندگیشان درمی‌رود. بیک بجای اینکه به فکر درمان محترم که خودش باعث لال شدنش شده باشد به فکر همسر تازه می افتد. نیما بجای آنکه به فکر سروسامان دادن به زندگی لیلا باشد به نادر می‌چسبد شاید از نادر چیزی به او برسد. محترم که شاید با تمام نواقص بیک ساخته بود ازدواج مجدد او را تاب نمی آورد و نیما هم در نظر لیلا که به فکر زندگی در بالاتر افتاده مردی بی دست و پا جلوه می‌کند. عادل هم که در پس گرفتن پول‌های ساندویچ از نادر ناتوان است باعث ناامیدی و دلسردی زنش می‌شود.

درواقع فقر همان‌قدر که برای این خانواده عامل عذاب است نوعی مانع برای هوس‌های نهفته آنان است و پول نادر این هوس‌های بالقوه را به بالفعل تبدیل می‌کند و طبیعی است که در این میان قربانیانی نیز(که بیشترشان زن هستند ) نیز می‌گیرد.

اگر به لحاظ زمانی فیلم را به سه قسمت تقسیم کنیم بخش اول با وجود تلخیش خیلی آزاردهنده نیست و کم و بیش به لحاظ طنز هم متعادل است. نیمه دوم فیلم بیشترین بار کمدی را بر عهده دارد و یک سوم پایانی فیلم بقدری تلخ است که بخصوص در نمای پایانی آزاردهنده است. اگر وظیفه لحظات طنز فیلم مثل قضیه فیلم نرم را به نوعی کم کردن تلخی های فیلم بدانیم آنوقت شاید بتوان گفت که ایکاش طنز خلاقانه جاری در فیلم بطور مساوی بین تمام سکانسهای فیلم تقسیم می‌شد که در این صورت باتوجه به پرداخت درخشان فیلم شاهد کمترین فاصله بین فیلم و واقعیت این نوع زندگی‌ها را شاهد بودیم.

به لحاظ اجرایی اما کار عوامل ساخت فیلم بسیار دیدنی از کار درآمده. طراحی صحنه و لباس که توسط خود کاهانی انجام شده بسیار به کار شخصیت پردازی می آید. بطور مثال نگاه کنید به طراحی لباس عادل و پرچم یک تیم فوتبالی که بجای پرده در سردر اطاق آنها نصب شده. یا لباسهای لیلا(نگار جواهریان) که به خوبی روحیه بلند پروازانه او را به تصویر می‌کشد. دکوپاژهای روان و زیبای کارگردان بوسیله فیلمبرداری زیبای مسعود سلامی که بهترین استفاده را از حرکات افقی دوربین(پن) کرده با زیبایی تمام به تصویر کشیده شده اند و بیننده به راحتی تمام اجزای این زندگی طاقت فرسا را به چشم می‌بیند. مثلا به سکانس بیرون انداختن نادر از خانه دقت کنید. کرین زیبایی که نادر را پشت نرده های زندان مانند در خانه در کوچه خلوت به تصویر میکشد و یا صحنه ای که نادر و عفت کنار حوض نشسته اند و دوربین با نمایش تصویر منعکش شده آنها در آب حوض بخوبی وضعیت متزلزل آنها را یاد آوری می‌کند.

بازی بازیگران فیلم کاملا یکدست است و مهدی هاشمی با نوع خاص غذاخوردنش و راه رفتنش و نگاههای جستجوگرش بیشتر از همیشه می‌درخشد. مهران احمدی هم که به بازیگر ثابت فیلمهای کاهانی تبدیل شده کاراکتر بیک را بسیار باورپذیر از کار درآورده است. نگار جواهریان هم که بازی خوبش نیازی به تعریف ندارد.

به هرحال دنیایی که کاهانی در هیچ پیش روی بیننده قرار میدهد به رغم آشنایی بیننده با فضا و نداشتن فراز و فرودهای داستانی بخاطر ایدهای کم نظیرش همانند بیماری عجیب نادر و اجرای باحوصله فیلمی دلنشین از کار درآمده که تماشایش در برهوت این سال‌های سینمای ایران حسابی می‌چسبد.

 

 

یک دیدگاه

  1. hooriyeh

    ۰۱/۲۳/۱۳۸۹, ۱۱:۴۵ ب.ظ

    khob bayad be in nokte niz eshare mikardid ke be in sabk az filmha filme kasif migan.chon az avalesh ba halate chendesh avari shoro shod va akharesham ba hamin halat tamam shod.midonin man khodamam darin mored kam midonesam ama khob sabke jalebi bood.va 1 bahse dg ham ine ke bayad be nahve amalkarde nader dar tamame film tavajoh mishod va on in bod ke dar tamame tole modat ke in faghir bod va bad poldar shod faghat be 1 chiz fek mikard va on khordan bood ke bedone hich taghiire raftari in nahve raftar be tasvir keshide shod.mamnon .

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد