پنج فیلمساز مطرح سینمای ایران در سال ۸۸

, , ارسال دیدگاه

 

 

اصغر فرهادی: با هر متر و معیاری اصغر فرهادی موفق‌ترین چهره سینمایی سال بود و با درباره الی بر فراز ابرها بود. جایزه‌های مختلف از جشنواره‌های جهانی و کاندید شدن در اسکار به همراه استقبال بی نظیر منتقدین سینمایی و فروش فوق العاده با توجه به زمان اکرانش همه و همه باعث شدند درباره الی مهم‌ترین اتفاق سینمایی سال باشد. داستان از آنجا شروع شد که گلشیفته فراهانی به قصد بازی در فیلمی از اولیور استون راهی خارج از کشور شد و همین مسئله گریبانگیر فیلم شد. در حالیکه به لحاظ محتوایی درباره الی هیچگونه مشکل ممیزی نداشت ولی مسئله بازیگرش باعث شد که فیلم به جشنواره راه نیابد که با وساطت جواد شمقدری مشکلش برای اکران در جشنواره حل شد. نمایش فیلم در جشنواره با استقبال بی نظیر منتقدان و مردم مواجه شد بطوریکه در همان روزها خیلی ها از آن بعنوان بهترین فیلم بعد از انقلاب یاد کردند. بعد از اتمام جشنواره صحبت‌هایی برای اکران فیلم در عید نوروز شد و حتی در سایت‌های خبری مطرح شد که قرارداد فیلم با گروه سینمایی آفریقا منعقد شده است و همه علاقمندان جدی سینما که در جشنواره موفق به تماشای آن نشدند بی صبرانه منتظرانه تماشایش بودند. اما با شروع اکران عید ناگهان ورق برگشت و فیلم‌های دیگری به اکران درآمدند و شایعاتی مبنی بر توقیف فیلم از یکسو و حذف فیلم از اکران نوروزی به نفع فیلمی دیگر شنیده شد. نکته قابل توجه سکوت خود فرهادی در قبال تمام این حوادث و شایعات بود. بالاخره با گذشت دوماه و نیم از شروع سال جدید فیلم در نیمه‌های خرداد و نزدیک انتخابات ریاست جمهوری به نمایش درآمد. حوادث پس از انتخابات باعث شد فیلم به فروشی که پیش بینی می‌شد دست نیابد ولی با توجه به زمان اکرانش فروش بدی هم نکرد و پس از چندماه نسخه خانگی اش هم به بازار آمد که با استقبال فوق العاده مردم همراه بود و بدین ترتیب اصغر فرهادی با چهارمین فیلمش غوغایی به پا کرد که الحق و والانصاف لایقش بود.

بهرام بیضایی: فاصله طولانی بین ساخته‌های بیضایی از یکطرف و اعتبار فیلم‌های گذشته او همیشه در این سال‌ها باعث کنجکاوی مخاطبانش بوده است. وقتی همه خوابیم فیلمی بود که بیضایی پس از پروژه ناتمام لبه پرتگاه دست به ساختن آن زد و قرار بود فیلمی راجع به پشت صحنه سینما و واقعیت‌های رقت بار آن باشد. اما نمایش فیلم در جشنواره باعث بحث و جدل‌های فراوان بین منتقدان شد. مخالفان فیلم از عصبیت جاری در فیلم و شعارزدگی آن گله داشتند و موافقان آن علاوه بر مضمون فیلم از ساختار حرفه ای و کارگردانی خاص بیضایی دفاع می‌کردند. مخالفان فیلم از همه طیف بودند مانند مسعود فراستی از نسل قبل تر منتقدین و امیر قادری و امیر پوریا از نسل جدید که دو نفر اول با اظهار نظرهای تندشان سینمای بیضایی را از اساس کوبیدند و سعی کردند اسطوره بیضایی را تخریب کنند. اما واقعیت این بود که وقتی همه خوابیم در حد بقیه آثار فیلمساز نبود ولی این دلیل نبود که عده ای بخواهند اینطور به این شخصیت فرهنگی و برجسته این مرز و بوم بدترین توهین‌ها را بکنند. فیلم در اکران نوروز قرار گرفت و با توجه به تلخی اغراق شده‌اش و باور پذیر نبودن شخصیت‌ها و ساختار متفاوتش نتوانست به فروش خوبی دست پیدا کند.

مسعود کیمیایی: همانند فیلم حکم کیمیایی محاکمه در خیابان را قبل از جشنواره اکران کرد. مهم‌ترین نکته قبل از اکران فیلم همکاری اصغر فرهادی در نوشتن فیلمنامه بود. همیشه در طی سال‌های اخیر مخالفان کیمیایی مهمترین ایراد آثار او را فیلمنامه‌های نامنسجم آن‌ها می‌دانستند و حضور فرهادی که دیگر بعنوان یک فیلمنامه‌نویس قابل، مطرح بود کنجکاوی‌ها را بیشتر کرد. علاوه بر آن مراسم فرش قرمزی که برای فیلم برپاشد توجه خیلی‌ها را برای تماشای آخرین ساخته کیمیایی جلب کرد. از یکسو تبلیغات خاص فیلم بیشتر از آن‌که بار مثبتی داشته باشد از سوی مخالفان فیلمساز به شمشیری علیه کیمیایی تبدیل شد. واکنش‌های پس از اکران فیلم اوج تناقض‌ها را در مورد فیلم نشان می‌داد. عده‌ای از مسخره کردن فیلم توسط مردم در سینماها خبر می‌دادند و از طرفی فروش نسبتا خوب فیلم چیز دیگری نشان می‌داد. مجله فیلم هم در دوشماره نقدهایی راجع به فیلم چاپ کرد که در قسمت اول نقدهای نسبتا مثبتی چاپ شد. اما در شماره بعد آن نقدهایی کاملا منفی دیده میشد که تندترین مطالب علیه دنیای فیلمساز در آن‌ها خودنمایی میکرد. بعضی از ایرادهایی که از فیلم گرفته می‌شد ایرادهایی غیر منطقی بودند مثل حفظ راکورد لوکیشن‌ها که در واقع نکات تعیین کننده‌ای نبودند.

محاکمه در خیابان آشکارا تغییراتی در شیوه فیلم‌سازی کیمیایی را نشان می‌داد که مثلا می‌توان به ساختار اپیزودیک فیلم و استفاده از دوربین دیجیتال برای فیلمبرداری آن اشاره کرد. قهرمان جوان کیمیایی به شیوه فیلم‌های فرهادی در پایان فیلم فریب می‌خورد و این در دنیای آشنای کیمیایی اتفاق تازه ای محسوب می‌شد. اما با همه این‌ها شخصیت نکویی با بازی محمدرضا فروتن از طرف بسیاری از مخالفان فیلمساز مورد توجه قرار گرفت و همه به توانایی‌های کیمیایی در پرداخت چنین کاراکترهایی اذعان داشتند. به هرحال محاکمه در خیابان هم مانند خیلی از فیلم‌های کیمیایی با فیلم‌هایی مثل گوزن‌ها و قیصر مقایسه می‌شد و مثل همیشه باعث شد فیلم در یک فضای عادی مورد بررسی قرار نگیرد. یکی دیگر از عمده ایراداتی که به فیلم گرفته می‌شد شیوه دیالوگ نویسی کیمیایی و لحن صحبت کردن بازیگرانش بود. چیزی که در سال‌های دور جزو نقاط قوت فیلمساز محسوب می‌شد و این نکته بیش از همه نشان می‌دهد که بعضی برخوردهای افراطی از سوی بعضی از نزدیکان فیلمساز توانسته چه تاثیرات مخربی روی فیلمساز تاریخ ساز ما داشته باشد.

حسن فتحی: فیلم اول فتحی یعنی ازدواج به سبک ایرانی یک فیلم متوسط تجاری ارزیابی شد که نشانی از دنیای خاصی که فتحی در سریالهایش نشان می‌داد نداشت.

اما پستچی سه بار در نمیزند یکی از غافل‌گیری‌های جشنواره بیست و هفتم بود. ایده درخشان فیلم به همراه شیوه دیالوگ نویسی خاص فتحی که آشکارا متاثر از فیلمسازانی مانند کیمیایی و حاتمی بود و کارگردانی پرجزئیات فتحی و فضاسازی کاملا ایرانی فیلم در جشنواره تحسین خیلی‌ها را برانگیخت. فیلم پیشرفت زیادی را در فتحی نسبت به فیلم اولش نشان می‌داد. اما عمده انتقاداتی که به فیلم می‌شد مربوط به اواخر فیلم و گره گشایی نهایی آن بود که بسیاری از منتقدین اعتقاد داشتند فتحی به دلیل نگرانی بیش از حد از بابت تماشاگر عادی لحن فیلمش را تغییر داده و سعی کرده بود به اصطلاح تماشاگرانش را شیر فهم کند. به هرحال دشواری ساخت چنین فیلمی باعث شد که از این پس فتحی جزو کارگردانانی قرار بگیرد که می‌توان برای تماشای آثار بعدیش اشتیاق بیشتری داشت.

 پرویز شهبازی موفقیت خیره کننده نفس عمیق باعث شد تا شهبازی برای ساخت فیلم بعدیش با وسواس زیادی شروع به کار کند چون طبق معمول قرار بود اثر تازه اش با نفس عمیق که الان دیگر بعنوان یک فیلم کالت در سینمای ایران مطرح است مقایسه شود. همینطور هم شد و بیشتر نقدهایی که بر عیار۱۴ نوشته شد با مقایسه عیار۱۴ و نفس عمیق شروع می شد. اما با همه این ها در جشنواره بیست و هفتم عیار۱۴ با استقبال خوب منتقدان مواجه شد که اگر رقیب پرقدرتی به نام درباره الی نبود چه بسا عیار۱۴ فیلم برگزیده منتقدان هم لقب می‌گرفت. عیار۱۴ کارگردانی سنجیده ای دارد و برخی بازیگرانش بهترین بازی‌هایشان را در آن ارائه داده اند. لوکیشن عجیب و غریب فیلم هم بر جذابیت آن افزوده بود. هرچند جسارت کمترش چه به لحاظ مضمون چه به لحاظ ساختار نسبت به نفس عمیق باعث شد که منتقدان همچنان نفس عمیق را بهترین فیلم شهبازی بدانند. نکته دیگری که در حواشی فیلم خودنمایی میکرد کارگردانی افتخاری کیارستمی در سکانس آخر آن بود. نمایی شبیه به نمای معروف خانه دوست کجاست با آن جاده معروفش که جزو امضاهای کیارستمی به شمار می‌رود. جدا از این شهبازی برای استفاده آهنگ آداجیوی آلبینونی به اروپا سفر کرد تا بصورت کاملا قانونی از آن در سکانس پایانی فیلمش استفاده کند که پس از تماشای آن متوجه می‌شوید که ارزشش را داشته است. همچنین برای فیلمبرداری یک سکانس باقی مانده فیلم یکسال صبر کرد تا لوکیشن فیلم دوباره پوشیده از برف شود که همه اینها نشان دهنده وسواس زیاد شهبازی در کارش است. بهرحال فیلم در اکران اسفندماه به نمایش درآمد و باید دید که تا آخر اکرانش که احتمالا اواخر فروردین ما خواهد بود مردم چه استقبالی از آن می‌کنند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد