نگاهی به فیلم‌های پرفروش سینمای ایران در سال ۸۸

, , ارسال دیدگاه

 

سال ۱۳۸۸ به پایان رسید و اکنون می‌توان وضعیت سینمای ایران را در زمینه‌های مختلف در سالی که گذشت مورد بررسی قرار داد، سینمایی که به غیر قابل پیش بینی بودن و پر فراز و نشیب بودنش عادت کرده‌ایم. جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های سال هم می‌تواند یکی از همین زمینه‌های مورد بررسی  باشد .

این فیلم ها به ترتیب ۱۰ فیلم پرفروش سینمای ایران از اول فروردین  تا اول اسفند ۸۸ هستند :

 ۱- اخراجی های ۲ / ۲- دوخواهر / ۳- زندگی شیرین /  ۴- درباره الی /  ۵- خروس جنگی / ۶- بی پولی /  ۷- پسر تهرونی /  ۸ – نیش زنبور /  ۹- کتاب قانون و ۱۰- سوپر استار

در ابتدا اولین موردی که توجه ما را به خود جلب می‌کند حضور تعداد فراوان فیلم‌های کمدی در این لیست است . به طوری که ۸ فیلم از این ۱۰ فیلم در ژانر کمدی دسته بندی می‌شوند .

این میزان بالای استقبال از فیلم‌های کمدی می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد، دلایلی مانند اینکه مردم ما با این‌که آدم‌های شادی نیستند اما تمایل فراوانی برای دیدن فیلم‌های کمدی دارند. البته گاهی اوقات فراهم کردن غیر عادی و غیر عادلانه شرایط اکران فیلم‌ها هم به این فروش‌ها کمک میکند. به یاد بیاورید اکران عید سالی که گذشت را. در حالی که درباره الی از اکران عید حذف شد در عین ناباوری تمام سینماهای نمایش دهنده اش به اخراجی ها رسید، بنا براین در اقدامی بی سابقه اخراجی ها در ۲ گروه سینمایی اکران شد .  

از ده فیلم بالا به غیر از درباره الی و بی پولی که مورد استقبال منتقدین سینمایی قرار گرفتند و کتاب قانون و سوپراستار که طرفدارانی هرچند اندک در بین منتقدان و مخاطبان جدی سینما پیدا کردند باقی فیلم‌ها به هیچ عنوان با استقبال روبرو نشدند. می‌توان نتیجه گرفت که در سینمای ایران کمتر فیلمی پیدا می‌شود که بتواند هر دو طیف منتقدان و مخاطبان عام را راضی کند .

وقتی فیلم بسیار ضعیفی مثل پسر تهرونی که حتی حداقل‌های فیلمسازی هم در آن رعایت نشده در میان ۱۰ فیلم پر فروش سال است، مقصر اصلی کیست ؟

منتقدان سینمایی ؟ مردم ؟ دست اندرکاران سینما ؟ و یا مسئولین سینمایی کشور ؟

بسیاری از منتقدان اساسا نوشتن درباره چنین فیلم‌هایی را وقت تلف کردن میدانند  و حق هم دارند. چون قشری که به دیدن پسر تهرونی می‌رود طبعا چندان علاقه‌ای هم به  خواندن مجلات سینمایی ندارد پس  نوشتن نقد منفی بر چنین فیلم‌هایی کار بیهوده ای به نظر می‌رسد . البته شرایط وقتی با پدیده خطرناکی مثل اخراجی ها روبرو باشیم متفاوت خواهد بود.

اما در مورد دست اندرکاران سینمایی قضیه فرق می‌کند . تکلیف کسانی که همیشه در چنین فیلم‌هایی حضور داشتند جداست، اما  با نگاهی به عوامل پشت و گاهی اوقات جلوی دوربین فیلم‌های ضعیف کمدی  این سال‌ها با نام‌های مهمی روبرو می‌شویم که در کارنامه‌شان فیلم‌های بسیار خوب و آبرومندی وجود دارد. اینکه چرا چنین افرادی حاضر به همکاری با چنین فیلمهایی می‌شوند باعث تعجب و البته تاسف است. خانواده سینما اتفاقا باید بیشتر از بقیه به فکر خودش باشد. چرا باید محصولی را عرضه کنند که می‌دانند به سینمای ایران ضربه خواهد زد ؟ این خیانت در قبال سینما را چه چیزی توجیه می‌کند ؟ فروش فراوان ؟

 البته در این میان هنوز بسیاری هستند که دارند راه خودشان را ادامه می‌دهند و سینمایی شریف و قابل دفاع را عرضه می‌کنند .

مسئولین سینمایی کشور هم قطعا در رشد قارچ گونه چنین فیلم‌های ضعیفی بی تقصیر نیستند. متاسفانه  از خیلی جهات به فیلم‌های کمدی سخیف امتیازاتی داده می‌شود که دیگر فیلم‌ها از آن‌ها محرومند. در حالی که فیلم‌های بسیار زیبا و ارزشمندی مثل اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر ( شهرام مکری) هنوز نتوانسته‌اند اکران شوند شاهد وضعیت از تولید به مصرف فیلمهای کمدی هستیم به طوری که با فاصله کمی از آماده نمایش شدنشان به روی پرده می‌روند و بعد از آن به سرعت وارد شبکه خانگی می‌شوند. به همه این‌ها اضافه کنید وضعیت سخت‌گیرانه ممیزی درمورد فیلم‌های جدی و کمدی‌های هوشمندانه مثل آتشکار (محسن امیر یوسفی) را ، در حالی که در طرف دیگر ماجرا شاهد شوخی‌ها و نکات به مراتب وقیح‌تر هستیم . متاسفانه وضعیت ساخت و اکران فیلمهای شریف و غیر مبتذل به قدری دشوار شده که منجر به رشد قارچ گونه فیلم‌های مبتذل گردیده است .

اما شاید مهمترین عامل درباره این مشکل مردم سینمارو باشند. وقتی استقبال از چنین فیلم‌های ضعیفی این‌قدر زیاد است نباید هم امیدوار باشیم پخش کننده‌ها و سینمادارها به سراغ فیلم‌های جدی‌تر بروند. متاسفانه تلقی مردم ما از سینما تبدیل شده به این‌که ” بریم یه فیلم ببینیم بخندیم ” و همین جمله ضربه بزرگی به سینمای ایران زده است. عدم تنوع و نبود امکانات تفریحی در بین قشر متوسط جامعه باعث شده سینما به عنوان یک تفریح ارزان و دم دست مورد توجه قرار گیرد ( که خیلی خوب است) اما مشکل اینجاست که انگار کسی حوصله این را ندارد که برود سینما و فیلمی را ببیند که او را وادار به اندکی تامل کند.

برای رهایی از باتلاق فیلم‌های سخیف باید همه دست به کار شوند. فیلمساز ا باید بیشتر به سراغ ساخت فیلم‌هایی بروند که بتواند با طیف‌های مختلف ارتباط  برقرار کند.  سینمای ما باید به سمتی برود که فیلم‌هایی مانند پستچی سه بار در نمی‌زند و یا کیفر ( حسن فتحی) ساخته شوند . فیلم‌هایی که داستان بگویند. قصد پند و اندرز و تزریق مفاهیم معنوی نداشته باشند و بر پایه لذت و سرگرمی ساخته شوند. آن وقت است که در سایه چنین فیلم‌هایی می‌توان شاهد اکران فیلم‌هایی با مخاطب خاص‌تر هم بود. از طرفی مسئولین سینمایی با کمک به اکران فیلم‌های خوب شرایط تغییر ذائقه مخاطبان را فراهم کنند. یادمان نرود زمانی اجاره نشین‌های داریوش مهرجویی فیلم پرفروش سینمای ایران بود. پس اگر با اکران مناسب فیلم‌های خوب بتوانیم مخاطب عام را به دیدن فیلم‌های خوب عادت دهیم آن موقع فیلم‌های بد و ضعیف خود به خود حذف می‌شوند .

اگر به ۱۰ فیلم پرفروش سینمای آمریکا ( به عنوان یک سینمای نمونه در برقراری تعادل میان سرگرمی و هنر) نگاه کنیم با طیف وسیعی از فیلم‌ها مواجه میشویم .

فیلم اکشن – ماجرایی سه بعدی (آواتار) ، انیمیشن ( بالا و آلوین و چیپمانکس ۲ ) ، درام ورزشی ( نقطه کور) ، کمدی ( خماری) ، درام خون آشامی ( ماه نو ) ، اکشن- فضایی ( استار ترک) ، ماجرایی- کارآگاهی ( شرلوک هولمز)  و قسمت های جدید فیلمهای دنباله داری مثل هری پاتر و ترانسفورمرها.

 در این میان تقریبا اکثر فیلمها ( به غیر ترانسفورمرها ۲ و ماه نو ) از طرف منتقدان هم تا حدودی تحویل گرفته شدند ( بالا و آواتار که کاندید بهترین فیلم در اسکار هم بوده‌اند) و اینکه خلاصه فیلم‌های بدی نبوده اند و این نشان دهنده ایجاد تعادل درست توسط مخاطبان سینما در آمریکا است .

سینما و مخاطبانش بسیار بر روی هم تاثیر می‌گذارند. ما به عنوان مخاطب باید سینمای کشورمان را به سوی ساخت فیلم‌های بهتر سوق دهیم و از آن طرف سینما هم باید به سلیقه ، شعور و وقت مخاطبانش احترام بگذارد . باشد که سال بعد فیلم‌های بهتری در لیست پر فروش‌ترین‌های سال باشند.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد