نقد راجر ایبرت بر فیلم آواتار جیمز کامرون

, , ۳ دیدگاه

 

بازیگران و عوامل

جیک سالی- سم وُرتینگتون؛ نیتری- زُیی سالِدنا؛ گریس- سیگورنی ویور؛ سرهنگ مایلز کوِریچ- استیفن لَنگ؛ پخش- ۲۰th Century Fox؛ کارگردان و فیلمنامه نویس- جیمز کَمِرون؛ زمان فیلم- ۱۶۳ دقیقه؛ دسته بندی نمایش– PG-13

هنگام تماشای “اَوِتار” احساسی شبیه به سال ۱۹۷۷ زمانیکه “جنگ ستارگان” را تماشا می کردم داشتم. جنگ ستارگان هم فیلمی بود که با شک و تردید به تماشای آن نشستم. این فیلم جمیز کمرون نیز همانند “تایتانیک” موضوع شایعات زیادی بوده است. اما اینبار نیز کمرون با تولید یک فیلم فوق العاده مهر خاموشی بر لبان همه گزافه گویان زده است. هنوز یک مرد در هالیود وجود دارد که می داند چطور ۲۵۰ میلیون دلار، یا به قولی ۳۰۰ میلیون دلار، را خرج تهیه یک فیلم کند.

اَوِتار” صرفا یک فیلم سرگرم کننده احساسی نیست، احساس تنها بخشی از فیلم است. فیلم یک پیشرفت قابل توجه تکنیکیست و به طور روشن موضعی ضد جنگ دارد، همچنین فیلم حاوی پیام هایی برای حفظ محیط زیست است. فیلم پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم کالت را داراست. این فیلم داری چنان دقت و ظرافت تصویری است که شایستگی دوبار تماشا کردن را دارد. فیلم همانند “ارباب حلقه ها” یک زبان جدید ابداع می کند، ناوی؛ اگرچه خوشبختانه این یکی را انسان ها نمی توانند تکلم کنند (حتی نوجوانان!). فیلم ستارگان جدیدی خلق می کنند. اجمالا فیلم یک اتفاق است، یکی از آن فیلم هایی که شما حتما باید ببینید تا بتوانید در گفتگو های روزمره شرکت کنید.

حوادث، در سال ۲۱۵۴، حول عملیات نظامی نیروهای امریکایی در سیاره ای دوردست رخ می دهد. این دنیای جدید، پاندورا، حاوی ذخایر نوعی ماده معدنی است که زمین به شدت به آن نیاز دارد. پاندوراهیچ خطری برای زمین نیست، اما ما مزدورانی (عمدتا نیروهای بازنشته ارتشی) را بدانجا اعزام می کنیم تا به این سیاره حمله و آن را تسخیر کنند. این مزدوران از سلاح های خودکار و دژهای پرنده در حملات خود استفاده می کنند. کمرون به روشنی می خواهد که فیلمش تمثیلی از شرایط روز جهان باشد.

پاندورا پوشیده از جنگل های استوایی است، این جنگل ها محل زندگی ناوی هاست. ناوی ها نوعی غول های عظیم الجثه ی هوشمند هستند که چشمان طلایی و پوست آبی دارند، هر ناوی حدود ۳٫۵ متر قد دارد. اتمسفر برای انسان ها قابل تنفس نیست، مناظر سیاره فوق العاده هستند. برای گشت و گذار خارج از پایگاه انسان ها از اَوِتارها استفاده می کنند. اَوِتارها موجوداتی آزمایشگاهی شبیه ناوی ها هستند که به صورت ارگانیک رشد داده شده اند. ذهن هر ناوی توسط یک انسان بوسیله دستگاهی از راه دور کنترل می شود. در حالی که انسان ها یک اَوِتار را هدایت می کنند احساس و ذائقه ای شبیه به ناوی ها دارند، همچنین در این حالت آنها تمام توانایی های فیزیکی ناوی ها را دارند.

در ادامه قهرمان فیلم جیک سالی (سم ورتینگتون)، که از دو پا فلج است، معرفی می شود. سم به پاندورا فراخوانده شده زیرا او نسخه ی کپی ژنتیکی برادرش دوقلویش است که به تازگی فوت کرده است. برای برادر دوقلس جیکو یک اَوِتار تولید شده است، که حالا جیک به خاطر تشابه ژنیتیکی می تواند آن را کنترل کند. با بدست گیری کنترل اَوِتار جیک در واقع می تواند راه برود که در حالت معمولی از انجام آن عاجز است. در عضای شرکت در این عملیات جیک تحت یک عمل جراحی گرانقمیت قرار می گیرد که به کمک آن تولتایی راه رفتن به کمک پاهای خود را نیز بدست می آورد. در تئوری، جیک با شرکت در عملیات در هیچ خطری قرار نمی گیرد، زیرا با صدمه دیدن اَوِتار بدن واقعی خود جیک در پایگاه بدون آسیب باقی می ماند.

روی پاندورا، جیک به صورت یک سرباز خوب انجام وظیفه می کند. نیتری شجاع (زیی سالدنا) در حادثه ای جان اَوِتارِ جیک را نجات می دهد و بدین ترتیب جیک با بومیان سیاره (ناوی ها) آشنا می شود. به کمک این حوادث اولیه جیک به واقعیت گفته های سرهنگ خشن مایلز کوریچ پی می برد. سرهنگ در ابتدای ورود جیک به پاندورا به او می گوید که همه ی موجودات زنده بیرون از پایگاه می خواهند او را برای ناهار بخورند!

ناوی ها به کمک شناخت خود از سیاره، زندگی کاملا منتطبق بر طبیعت و احترام و آگاهی نسبت به موجوداتی که با آنها این سیاره را شریک هستند به زندگی خود در پاندورا ادامه می دهند. به خاطر این ویژگی ها و بسیاری ویژگی های دیگر ناوی ها یادآور سرخپوستان هستند. به مانند سرخپوستان ناوی ها هم حیواناتی را اهلی کرده اند که آنها را به اطراف سیاره می برند، این حیوانات نوعی اژدهای پرنده هستند. یکی از بهترین سکانس های فیلم، سکانسی است که جیک یکی از این از اژده ها را رام می کند.

به مانند فیلم های “جنگ ستارگان” و “ارباب حلقه ها”، فیلم “اَوِتار” نیز جلوه های ویژه جدیدی را وارد سینما می کند. کمرون پیش از این چنین ادعایی کرده بود اما بسیاری در این ادعای او شک کرده بودند. ادعای کمرون به واقعیت پیوست اوحقیقتا نسل جدیدی از جلوه های تصویری را وارد سینما کرده است. پاندورا عمدتا بوسیله تصاویر کامپیوتری خلق شده است. ناوی ها به کمک تکنیک های حرکت گیری از بدن انسان خلق شده اند. آنها شخصیت های قابل قبول و باورپذیری از کار در آمده اند. کمرون و گروهش موفق شده اند یک ناوی ماده چشم طلایی با پوست آبی خلق کنند (نیتری) که دم دارد اما در عین حال زیبا نیز هست.

با اینکه فیلم ۱۶۳ دقیقه است اما طولانی به نظر نمی رسد، چرا که پر از اتفاقات و رویدادهای مختلف است. داستان های مربوط به هرکدام از انسان ها و ناوی ها (شخصیت ناوی ها به مانند انسان ها پرداخت شده است)، پیچیدگی سیاره که پر از رازها و رمز های مختلف است همگی بر کشش فیلم می افزاید. از دیگر حوادث قابل توجه فیلم می توان به پیوستن جیک به ناوی ها، جزایر معلق در میان ابر ها و غیره اشاره کرد.

من پیش از اینها گفته ام که بسیاری از فیلم های جدید قصه تعریف نمی کنند بلکه صرفا سکانس هایی ناپیوسته از صحنه های اکشن هستند. برخلاف آنها کمرون عمل قصه گویی را به درستی انجام می دهد، بدان معنا گرچه که ما در فیلم صحنه های اکشن زیادی داریم، اما نوع دخالت شخصیت ها در هر یک از این صحنه و نحوه ی عملکرد آنان برای ما اهمیت دارد. در واقع برای ما نحوه ی شرکت جستن اشخاص در نبرد مهمتر از آنست که کدام طرف نبرد را می برد.

کمرون پیش از این قول داده بود که نسل جدید فیلم های سه بعدی را در “اَوِتار” معرفی خواهد کرد. من همیشه نسبت به فیلم های سه بعدی بدبین بوده ام، به نظر می رسد که این بعد جدید نوعی اخلال در سیر حوادث فیلم و فهم آنها ایجاد می کند. اما با این حال باید بگویم فیلم کمرون بهترین فیلم سه بعدی است که من تا به حال دیده ام، نکته آنکه کمرون از بعد سوم با دقت استفاده می کند، فیلم هیچوقت از بعد سوم استفاده نمی کند برای انکه یک فیلم سه بعدی است. کمرون به خوبی از ضعف سه بعدی کردن فیلم ها که باعث تاریک شدن تصویر می شود آگاه است، از این رو گرچه که فیلم در یک جنگل استوایی اتفاق می افتد اما نور کافی در صحنه همواره وجود دارد. من فیلم را روی یک پرده معمولی سه بعدی دیده ام، فوق العاده به نظر می رسید. شاید که فیلم قابل توجه تر باشد اگر آن را روی پرده IMAX تماشا کنید.

یک کارگردان باید خیلی با اعتماد به نفس بوده و فیلم فوق العاده ای ساخته باشد که بتواند خود را پیش از اسکار برنده آن بداند. جیمز کمرون چنین کاری کرده است، او قطعا مجددا جایزه اسکار را می گیرد.  

 

 

۳ دیدگاه

  1. سمانه

    ۱۱/۱۸/۱۳۹۲, ۰۱:۲۱ ب.ظ

    دیشب تو لینک زیر تو اینترنت خوندم یه ایرانی فیلمی ساخته خیلی شبیه آواتار. من که عاشق آواتارم و امیدوارم تا آواتار ۳۰ هم بسازن اما واسم خیلی جالب بود تو ایران هم کسایی هستن که توانایی ساختن صحنه هایی مشابه هالیوود رو دارن. اینم لینک منبع خبرش و عکسای تماشایی سکانسهای فیلم آواتار ایرانی:
    http://forum.funfar.ir/showthread.php?tid=27842&pid=482283#pid482283

    پاسخ
  2. مهسا

    ۰۲/۲۱/۱۳۹۳, ۱۱:۴۰ ق.ظ

    ممنون از آقای ایبرت و ممنون از شما که برگردان کردین.واقعا جای خوشحالی داشت برای من که دنبال یه نقد می گشتم از این فیلم اما همش در مورد شیطان پرستی و صهیونیسم و این چیزها نوشته بودن. التبه روال اینجور نقد ها اینه که یکی (اولین نفری که با هوش فوق لعاده ای که برابری می کنه با دانشمندهای بزرگ ، فهمیده که وای کلی نماد شیطان پرستی بکار رفته تو فیلم )می نویسیه بقیه کپی پیست می کنن.

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد