شعری از ثنا نصاری

, , ۱۰ دیدگاه

من بودم؟

در زن؟

در خط چشم هایی که به شب می کشید،

تن

 

 

من لا به لای نگین های انگشتری سنگی

عروس شدم

عروس دریایی…

 

#

دریا همیشه دست به دامان ساحل است

 

#

 

 

کارم از انگشتری سنگی به سنگ کشید

از سنگ      بِ      زن

آبستن شب های بی اعتباری هستم.

آبستن؟

من؟

 

 

۱۰ دیدگاه

  1. حسن شهابی

    01/13/2010, 12:27 ب.ظ

    شعر بسیار زیبایی بود. نمیدانم چرا بین بعضی خطوط فاصله انداختید در حالیکه پارگرافها در هم نفس میکشندو با سمبلهای شکلی نمی شود جداشان کرد. دوم اینکه دریا شمایید و عروس دریایی که دست به دامان ساحلید یا ساحل است که چنگ به دامن عروس شما دارد؟کنجکاوی شخصی من است. مرسی

    پاسخ
  2. ارش

    05/22/2010, 08:44 ق.ظ

    سلام:
    ثنا عزیز شعر بسیار زیبایی هست.چندین بار خواندمش .حسی را که در لابلای کلمات وجود دارد را می شنوم.امید وارم که پایدار ومداوم باشید.
    آرش

    پاسخ
  3. علی بهرامی -طاهره باقری

    09/04/2010, 08:02 ب.ظ

    سلام – لذت بردیم
    با دو ترانه به روزیم
    someones.blogfa.com/

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد