یادداشتی بر فیلم «شیاطین و فرشتگان» ران هاوارد

, , ۱ دیدگاه

 

  

   ۱-پدیدۀ اقتباس در سینما، قدمتی هم  پا با حیات خودِ سینما دارد. خیلی از آثار درخشان تاریخ سینما  که هنوز هوادارانی پَر و پا قرص دارند، گرته  برداری هایی هوشمندانه از متون ادبی یا نمایشیِ شناخته شده بودند که البته به مدد تسلط بی چون و چرای سازندگان شان بر مدیوم سینما و نیز شناخت این قبیل فیلم سازان از به-کارگیری مؤلفه های نمایشی و ترکیب آن ها با روح حاکم بر منبع ادبی آثار، توانسته اند هویتی مستقل داشته باشند و در حافظۀ ماندگار تاریخ سینما جایگاهی درست و حسابی برای خود دست و پا کنند.

     ۲- دن براون نامی است که در سال های اخیر بارها و بارها شنیده ایم؛ نویسنده ای که با چهار اثر خود توانست رکوردهای فروش کتاب را در سراسر جهان جابه جا کند که مشهورترین شان- رمز داوینچی- در ایران تا چاپ دوازدهم پیش رفت و کلی هم طرفدار پیدا کرد. دن براون در «شیاطین و فرشتگان» و «رمز داوینچی» یک-راست به سراغ مقوله های فرقه ای در دین مسیحیت رفته (که در هر دو آثار مشترک است) و البته تلاش کرده میان علم و دین (که نمادش کلیسای کاتولیک است) پُلی هم بزند (که در «شیاطین و فرشتگان» این موضوع نمود بیشتری دارد) و سبب آشتی دوبارۀ میان شان شود. دن براون نویسندۀ هوشمندی است؛ از این دید که رگ خواب مخاطبان اش را خوب بلد است؛ مخاطبانی که در هزارۀ سوم در کانون هجوم سرسام آور محصولات رسانه ای قرار گرفته اند و کم تر مجالی برای رفتن به سمت و سوی اندیشه  و مطالعه دارند. ریتم و سبک نوشتاری اش به گونه ای است که خیلی آسان می توان حدس زد که او از همان ابتدا چشم به سینمای هالیوود و اقتباس های پُر زرق و برق و نان و آب دارش داشته است. با این وجود نمی توان منکر این موضوع شد که کتاب-های دن براون، آثاری نفس گیر و جذاب هستند که خواننده را تا پایان به دنبال خود می کشند و البته از پیچ-وخم های درگیرکنندۀ داستانی نیز بی بهره نیستند و هر مخاطبی را با هر سطح سلیقه ای راضی نگاه می دارند.

     ۳- ران هاوارد کارگردان موفق دو دهۀ اخیر هالیوود که کارش را از ۱۹۶۹ و با ساخت فیلم های تلویزیونی آغاز کرده و برای «ذهن زیبا» (۲۰۰۱) اسکار بهترین کارگردانی را از آنِ خود کرد و دیگر فیلم هایش نیز همواره با استقبال خوب منتقدان و تماشاگران روبه رو شده، در سال ۲۰۰۶ کارگردانی اقتباس سینمایی از «رمز داوینچی» را بر عهده گرفت و با این که حاصل کارش چنگی به دل نمی زد، اما مطابق انتظارها فیلم اش فروش چشمگیری را در گیشه تجربه کرد. با وجود این که «رمز داوینچی» موفقیتی هنری برای ران هاوارد در پی نداشت، اما باز هم مسؤولین استودیو کلمبیا به او اعتماد کردند و اقتباس سینمایی از یکی دیگر از آثار دن براون که در مقایسه با «رمز داوینچی» بستر داستانی جذاب تری هم دارد، را به او سپردند. «شیاطین و فرشتگان» برای هاوارد که سال گذشته با فیلم خوب «فراست/ نیکسون» نام خود را بر سر زبان ها انداخت، می توانست ادامه ای بر کارنامۀ موفق اش باشد؛ اما باید پذیرفت که «شیاطین و فرشتگان» همانند «رمز داوینچی» کاستی های فراوانی دارد و نمی تواند علاقه مندان به کتاب دن براون را راضی نگاه دارد. فروش فیلم تا این روزها در بازار آمریکای شمالی پایین تر از انتظار بوده است (در حدود صد و پنجاه میلیون دلار) و البته در بازارهای جهانی وضعیت اش کمی بهتر است؛ با این وجود می توان از روی استقبال تماشاگران هم حدس زد که «شیاطین و فرشتگان» انتظارها را، حتی در میان عامۀ سینماروها، برآورده نکرده است.

     ۴- بزرگ ترین مشکل «شیاطین و فرشتگان» به فیلم نامه اش مربوط است. دیوید کوئپ و آکیوا گلدزمن که چهره های شناخته شدۀ هالیوودی در عرصۀ فیلم نامه نویسی هستند، بیش از اندازه خود را مقید کرده اند که به کتاب دن براون وفادار بمانند. در حالی که چه در «شیاطین و فرشتگان» و چه در «رمز داوینچی» براون بیش از اندازه به پیچش های داستانی روی آورده که بی شک در محدودۀ یک رمان جواب می دهد، اما پاسخ گوی ظرفیت یک فیلم سینمایی نیست. به فیلم «رمز داوینچی» این ایراد وارد بود که به دلیل داده های فراوان و لازمی که باید به تماشاگر ارائه می شد (اطلاعاتی که در کتاب هم آمده بود)، فیلم به دامان زیاد گویی افتاده و برخلاف انتظارها ریتم مناسبی ندارد و در برخی بخش های اثر ساکن بودن داستان اش تماشاگری که لذتی هم پای لذت خواندن کتاب را می خواهد، را آزار می دهد. اما «شیاطین و فرشتگان» مسیری معکوس را پیموده است و البته آن قدر در این راه افراط کرده که از آن سوی پشت بام افتاده است! در این جا ریتم فیلم نامه سرعتی سرسام آور دارد و توالی اتفاق ها به اندازه ای است که حساب کار از دست تماشاگری که کتاب را نخوانده است و پیش زمینۀ ذهنی ندارد، خارج می شود. به همین دلیل تعلیق و هیجانی که باید به تماشاگر منتقل شود، آن تأثیر لازم را ندارد و مخاطب تنها با داده ها و اتفاق هایی روبه روست که گرچه جذاب هستند، اما هیچ یک عمق ندارند؛ در صورتی که همین روند در کتاب دن براون به دلیل باز بودن دست نویسنده برای توضیح صحنه ها و حالت ها و درونیات کاراکترها توی ذوق نمی زند و حتی جذاب نیز است.

     ۵- پروفسور رابرت لانگدون (تام هنکس) این بار هم قهرمان داستان است. او به واتیکان فرا خوانده می شود و در کنار زنی فیزیک دان به نام ویتوریا وترا (آیلت زورر) تنها چند ساعت مهلت دارد که بزرگ ترین مرکز اعتقادی مسیحیان را از خطر یک انفجار بزرگ و ویران کننده نجات دهد. با این که خط داستانی فیلم پیرو روند روایی کتاب است و پتانسیل ابتدایی را برای جذب مخاطب عام دارد، اما کاراکترها مجالی برای عرض اندام پیدا نمی کنند. در این جا رابرت آن قدر مکان های مخفی را خوب و سریع حدس می زند و دست تروریست ها را خوب می خواند که تماشاگری که با فضای کتاب دن براون آشنا نیست، انگشت به دهان می ماند که این پروفسور همه-فن حریف چه نابغه ای است! در حالی که در کتاب «شیاطین و فرشتگان» به دلیل بهره مندی نویسنده از فرصت کافی برای توضیح موضوع های مرموز و پیچیده و نمادهای تاریخی و مذهبی، مخاطب در کنار پیگیری داستان، از داده های ریز و درشت و لازمی نیز بهره مند می شود که در فیلم به دلیل بالا بودن حجم این داده ها، تلاش فیلم نامه نویسان برای فشرده کردن آن ها و نیز حفظ وفاداری به کتاب تا اندازه ای عقیم مانده است. ایدۀ لاییک بودن پروفسور در ابتدای داستان (من ضدکاتولیک نیستم… ضد وحشی گری هستم…) و تغییر نسبی روحی-اش در پایان داستان- جایی که تام هنکس می کوشد حیرت خود را نشان دهد و می گوید: «باور نمی کنم خدا منو فرستاده»- که قرار است تردید پروفسور لانگدون را در باورهایش حس کنیم، نچسب است؛ چون تماشاگر فرصت کافی نداشته تا به این شخصیت نزدیک شود و همراه با او در دل این اتفاق ها باشد و آهسته آهسته تغییر باورهای اعتقادی پروفسور را درک کند. تام هنکس هم در این فیلم سیمای ستاره گونه اش را حفظ کرده و بودن-اش در این نقش تماشاگر را آزار نمی دهد؛ هرچند که نقش اش چندان هم جای کار ندارد. در سوی مقابل با کاراکتر ویتوریا وترا روبه رو هستیم که حتی نمی تواند در حد و اندازه های کاراکتر رابرت لانگدون باشد؛ او که قرار است بازوی کمکی قهرمان داستان در این مسیر خطرناک باشد، بود و نبودش تفاوت چندانی ندارد و جز مقداری توضیح در مورد ضدمادۀ ربوده شده از سوی اشراقیون، تا پایان نقشی دراماتیک را ایفا نمی کند و آیلت زوررِ عصاقورت داده هم به هیچ وجه مناسب این نقش نیست. هرچند که این کاراکتر در کتاب هم در مقایسه با کاراکتر زن «رمز داوینچی» آن نقش پُررنگ و آن تأثیر لازم را در داستان ندارد و این ایراد بیشتر از آن که متوجه نویسندگان فیلم نامۀ اثر باشد، باید به حساب دن براون نوشته شود. 

     ۶- فرقۀ ایلومیناتی (یا همان اشراقیون) گروهی بودند  که در قرن های پیش، زمانی که کلیسای کاتولیک به مبارزه با علم پرداخت، پدید آمد و هدف اش گرفتن انتقام از کلیسا بود؛ هرچند که به گواه تاریخ این گروه دوام چندانی نیافت. در فیلم به این فرقه و چگونگی پدید آمدن اش آن چنان که باید اشارۀ مناسبی نمی شود؛ در حالی که فرد یا افرادی که خود را پیرو آن می دانند، به عنوان قطب منفی ماجرا در برابر پلیس و رابرت لانگدون ایستاده اند. یکی از کاراکترهای خوب کتاب «شیاطین و فرشتگان»، کشیش پاتریک کاملنگو است که در پایان می فهمیم تمام سرنخ ها در دستان اوست و در پس بازی ای که به راه انداخته، انگیزه ای مذهبی وجود دارد و او می خواهد که اقتدار کلیسا را زنده کند. با این که ایوان مک گرگور اندکی از آن پیچیدگی همراه با معصومیت و مرموز بودن را به خوبی به تماشاگر منتقل می کند و بی شک بهترین بازی فیلم از آنِ اوست ، اما کاراکتر کشیش کامنگلو به دلیل همان سرعت بالای اتفاق ها، آن ابهت و پیچیدگی همتایش در کتاب را ندارد. تروریستی که به کشتار کاردینال ها دست می زند و روند اتفاق ها را پیش می برد، همانند شخصیت کتاب قالبی تیپیکال دارد و البته به همان اندازه حضورش در کتاب، بودن اش در جای جای داستان تماشاگر را در تعلیق فرو می برد. با این-وجود فیلم نامه نویسان به خود زحمت نداده اند که انگیزه ای قوی و دراماتیک برای او ایجاد کنند که این کشتارها و فرمان پذیری او در پایان شکلی منطقی داشته باشد.

     ۷- ران هاوارد را در پُرکشش نبودن فیلم «شیاطین و فرشتگان» چندان هم نمی توان مقصر دانست. او به عنوان کسی که فیلم نامه ای پُر از ایراد در اختیارش بوده، بیش از این نمی توانسته کاری انجام دهد. سکانس-هایی که باید تماشاگر را درگیر کنند، در پرداخت و اجرای شان بد هم از کار در نیامده اند و با استانداردهای روز تریلرهای هالیوودی برابری می کنند؛ مثل سکانسی که یکی از کاردینال های به زنجیر کشیده شده در آتش دست و پا می زند؛ یا سکانسی که رابرت یکی از چهار کاردینال ربوده شده را از آب بیرون می ک

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد