صدای فرشته ها

, , ۱ دیدگاه

دو سه روزه صدای فرشته ها رو نمیشنوم… فقط انگار از دور  برام دست تکون میدن!

انگار دارن گم میشن! به جاش ، صداهای عجیبی میشنوم… دلم میگیره. فرشته ها که نیستن تنهام، با این صداهای عجیب…

چک،چک،…

هق، هق…

آه…

-صدای بم: چی شده مریم جان؟! چرا گریه می کنی؟

-صدای زیر: می ترسم!!!

-صدای بم: غصه نخور؛ آخه از چی می ترسی؟

-صدای زیر:نمی دونم، فقط…می ترسم!

-صدای بم: اشکاتو پاک کن، فکر هیچی رو نکن؛ من باید برم… چند روز دیگه دیر کنم، بیرونم می کنن

-صدای زیر: مواظب خودت باش…

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

تق!

 

-صدای بم: در حال حاضر ۲۰ هزار کودک در کشور های مختلف جهان روزانه از گرسنگی می میرند…

 

تق!

 

_صدای زیر: نمک رو روی گوشت ریخته و تو روغن سرخ می کنیم…

 

تق!

 

…موج نا آرامی در نوار غزه ادامه دارد!

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

رینننننننننننننگ…

 

-صدای زیر: کیه؟

-صدای زیر دیگر: منم مریم خانوم جان، باز کن!

-صدای زیر: سلام!بفرمایین تو

-صدای زیر دیگر: چه خبر مریم جان؟ هنوز دردت نگرفته؟ پس کی این بچه ی تنبل می خواد به دنیا بیاد؟

-صدای زیر:چه میدونم نرگس جان، هنوز که خبری نیست!

-صدای زیر دیگر: به هر حال یادت باشه، من هر شب لباسامو می ذارم کنار رختخواب… آماده ی آمادم ها… دردت گرفت هر وقت شب بود زنگ بزن باهات بیام.

-صدای زیر: دستت درد نکنه…

-صدای زیر دیگر: راستی، خبر داری؟ پسر طاهره خانم اینا معتاد شده؟ توی زباله های زیر پل پیداش کردن! الانم تو بیمارستانه! چه آبرو ریزی ای!!!

-صدای زیر: می ترسم

-صدای زیر دیگر: رفته بودم نیم کیلو گوشت بخرم، آبگوشت درست کنم…چی میشه خرید؟ فهمیدی که شیر و تخم مرغم گرون کردن؟؟؟ عجب وضعیتی شده ها؟!

-صدای زیر: می ترسم!

 

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

رینننننگ….ریننننگ…..رینننننگ…

 

_صدای زیر: الو!

_صدای زیر دیگر : سلام …خوبی؟

_صدای زیر: مرسی سحر جان! تو خوبی؟

_صدای زیر دیگر: چه خبر؟ خاله نشدم هنوز؟؟

_صدای زیر: نه هنوز….عصر وقت دکتر دارم

_صدای زیر دیگر: ببخش نتونستم یه سر بیام پیشت، آسم ستاره عود کرده، تو این هوا نمی تونم بیارمش از خونه بیرون،هوای بیرون خفش می کنه…گاهی انقدر سرفه می کنه که می ترسم یهو بمیره!

_صدای زیر:می ترسم!

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

تاپ ….تاپ….تاپ…

 

_صدای زیر: چه طوره خانم دکتر؟

_صدای زیر دیگر:با امروز ۴۲ هفته تموم میشه! اما هنوز خبری نیست… انگار این کاکل زری شما قصد اومدن ندارن!

_صدای زیر: حالا چه کار کنم؟

_صدای زیر دیگر: حالا که نمیاد به زور میاریمش! همین فردا می خوابی تا سزارین…

_صدای زیر: می ترسم!

_صدای من: می ترسم…

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

 

_صدای بم: چی شده مریم؟ تو فکری؟!

_صدای زیر: رفته بودم دکتر…گفت فردا بیا واسه سزارین!!

_صدای بم: غصه نخور… فعلا از فرهاد اینا قرض می گیریم… بذار یه زنگ بزنم!

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

_صدای زیر: خیلی طول می کشه؟

_صدای زیر دیگر: نه عزیزم…چشاتو بذار رو هم تمومه! بیهوش میشی، وقتی بیدار شی بچت …

_صدای زیر: می ترسم

_صدای زیر دیگر: تا ده بشمار…

_صدای زیر دیگر: یک… دو… سه…

_صدای من: می ترسم!

 

 

تیک…تاک….تیک…..تاک…

 

 

یک دیدگاه

ارسال پاسخ به میرزایی

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد