مستندی درباره باخ

, , ارسال دیدگاه

 

.طنین پیانو ، همهمه ترافیک و صدای خرامیدن یک اسب ، نغمه ها و ضرباهنگهای جداگانه و چه بسا به هم پیوسته ای را در فیلم اغواگرانه غیر داستانگوی «سکوت در محضر باخ» از کارگردان هفتاد ساله اسپانیایی «پیر پرتابلا » می آفرینند .شاید بگویید ترکیب این سه آوا با هم طبعا یک موسیقی زیبا را شکل می دهد ولی این حرف، پیچیدگی چند آوایی فیلم را که نت در برابر نت و نما در برابر نما پیش رویمان می گذارد کم رنگ نمی کند.

آقای پرتابلامتولد ۱۹۲۹ در آغاز فعالیت های سینمایی اش در تهیه چند فیلم از کارلوس سائورا (جانی ها ۱۹۵۹)، لوئیس بونوئل(ویریدیانا محصول ۱۹۶۱ که فرانکو را به خشم آورد) همکاری کرد و از اواخر دهه شصت، دست به کار ساختن فیلمهای خودش شد و در این راه، گاهی از یاری هنرمندان کاتالونیا( منطقه ای خودمختار در اسپانیا) همچون «خوان میرو» بهره می برد.

برطبق سنت دیرینه و گاه به گاه جشنواره ، اولین برنامه مرور بر آثار او در آمریکای شمالی ، در سال  ۲۰۰۷ در مرکز فیلم سیسکل شیکاگو برگزار شد و یک سال بعد موزه هنر مدرن، برنامه ای برای بحث و بررسی بر آثارش ترتیب داد. مطابق آنچه جاناتان رزنبام( منتقد نامدار) می گوید آقای پرتابلا متاسفانه اجازه نداده است هیچ یک از کارهایش به VHS و یا DVD تبدیل شود که بشود آنها را با «سکوت در محضر باخ» سنجید و مقایسه کرد.او شایستگی مخاطبان بیشتر و بازخورد وسیعتری در قبال آثارش دارد.

با وجود موانع و مشکلاتی که در پخش و نمایش فیلمهای خارجی وجود دارد، اما این فیلم همچنان مخاطب خودش را داراست. «سکوت در محضر باخ» شاید یک فیلم غیر داستانگو باشداما آشکارا لذت بخش است؛ حتی وقتی که چندان معنایی هم به ذهن متبادر نمی کند یا نسبتا دیر یاب تر می شود.

فیلمِ آقای پرتابلا که از یک سری قطعه های ظاهرا غیر مرتبط – برخی در اروپای امروز می گذرد و برخی در گذشته – شکل گرفته، باخ را با رویکرد معمول و متعارف فیلمهای زندگینامه ای به تصویر نمی کشد بلکه این فیلم،نقطه عزیمتی است برای شکل گیری ایده ها و پیوندهای دیداری و شنیداری دیگرگون که واقعیت هویت چند فرهنگی اروپا را در بر می گیرد.

متاثر از نوای باخ، آقای پرتابلا و فیلمش بر فراز نقشه پرواز می کنند و قاره اروپا ـاز اسپانیا تا آلمان ـ را با مسافران گوناگون، ضرباهنگ ها و هارمونی هایشان می پیمایند.

«سکوت در محضر باخ» با حرکت پرسه زنانه ی دوربین از میان اتاقهای خالی آغاز می گردد که شباهت بسیار به  فضای یک گالری آماده و منتظر برپایی یک نمایشگاه دارند. آقای پرتابلا مخاطب را چندان دلزده نمی کند و خیلی زود نمایش را با ظاهر شدن یک پیانوی خودکارسحر انگیز شروع می کند.این سازِ مدام در تکاپو و حرکت  ـ کلیدها و دنده های ساز، واریاسیون های گلدبرگ را با تلاطم بسیار باز می آفرینند ـ به دوربین نزدیک و نزدیک تر می شود و ناگهان جهت حرکتش معکوس می گردد و همچون عقب نشینی نیروی نظامی دشمن پا پس می کشد. این تصویر به شدت رازناک و شوخ طبعانه( حمله یک پیانوی خودکار)بر این نکته  اشاره دارد که این موسیقی( یا شاید شیفتگانش) ابدا دوست ندارد(ندارند) در فضایی سترون و بی روح و نچسب همچون این به اصطلاح گالری، محبوس شود(شوند).

ادوارد سعید( اندیشمند فقید فلسطینی الاصل آمریکایی) درباره هنر آهنگسازی باخ چنین نوشته است: «شنونده  به یک پیچیدگی شایان توجه در آثار او پی می برد که به هیچ روی، آکادمیک و دشوار نیست. باخ یک مولف کامل است. به شنونده و نیز به  اجرا کننده قطعات او حس خوشایند زیبایی شناسانه ای دست می دهد که در برداشت حسی و لحظه ای از اثر از یک سو و مهمترین جنبه های جسورانه تکنیکی از سوی دیگر ریشه دارد.» . من «سکوت در محضر باخ» را اثری دیریاب دیدم ،هرچند این به منزله گلایه از فیلم نیست. فیلم می طلبد که با آن درگیر شوی و یک جورهایی خودت را به آن بسپاری. یعنی باید میل و تمنایی برای ورود به دنیای اثری داشته باشی که بر پایه همبستگی ساختاری، استعاره ،کنایه، با تصویرهای زیبا و ایده های پراکنده ی پرشمار شکل گرفته است، اثری که موسیقی را در انقباض گوشهای یک سگ،انحنای شکم یک زن، نوای یک کودک و سودای یک بزرگسال می جوید و به ما نشان می دهد. همچون ستایشی که این فیلم نثار موسیقی می کند، خود فیلم نیز اثری است در وصف شکوه و عظمت جهان.

مانولا دارگیس

ژانویه ۲۰۰۸

 

 

عنوان مقاله اصلی

It All Comes Down to (or Looks Up to) Bach

مشخصات فیلم:

silence before bach

کارگردان:پیر پرتابلا ،فیلمنامه نویسان: پرتابلا،کارلوس سانتوز و خاویر آلبرت  ( به زبان اسپانیایی، کاتالونیایی و آلمانی با زیرنویس انگلیسی) مدیر فیمبرداری:آلبرت مانرا، کارگردان هنری: کوئیم روی /  زمان فیلم: ۱۰۲ دقیقه

 

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد