دفتر شعر:بخش پنجم

, , ۱ دیدگاه

محمد آسیابانی

 

امروز، من

نایلون پفکم رو

با لذت ِ

خیلی زیادی

ولش کردم

تو خیابون

تا با باد بره

شهر من خونه ی من نیست

مگه اینکه من

کارتون خواب

باشم

و سر کوچه ها بشاشم.

***

نفیسه بالی

 

کدئین می خورم که سر دردم

میزند توی گوش بعد از ظهر

عصر با تو کنار ساحل با

سجده های مکرر بی مهر

 

عصر با تو کنار ساحل با

بدن خیس و لیز ماهی ها

مادرم صید آخر هفته

پدرم صید تارک دنیا

 

از خدایی نگفتی بودی که

پدرم می رود به قبرستان

مادرم پنجشنبه ها گیج است

شکل یک هرزه گرد بی وجدان

 

می خوری توی گوش من هر صبح

با اذانی که… خواب من سنگین

من نمازم غذا شده! تنها

شکم گشنگیم را تو ببین

 

شکل شیطان که توی ذات بشر

می­رود تا خبیث تر بشوم

شکل تو که… گناه من شده ای

از خودم من چقدر سر بروم

 

از خودم من چقدر با سر درد

از خودم که خزر شبیه تو بود

رد پایم که روی شن ها خیس

نفسم تنگ… تُنگ ماهی و… زود…

 

کدئین می خورم که بعد از ظهر

دست و پا توی آب درگیرم

مادرم پس کجاست من دارم

توی تنگی بزرگ میمیرم

 

عصر با تو کنار ساحل با

بدن خیس و لیز ماهی ها

 

***

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد