دفتر شعر:بخش سوم

, , ارسال دیدگاه

نسیم ناظمیان

 

برای خنده شدن در دل شلوغی ها

میان دست زدن ها، کلاه بوقی ها

برای فوت شدن روی کیک غم بارم

و فکر کردن ِ به اینکه دوستت دارم

برای رفتن و از هرچه هست پاره شدن

برای برگشتن، قصّه را دوباره شدن

و هیچ چیز نگفتن، سکوت پشت سکوت

یواش سُر خوردن توی عالم هپروت

برای زل زدنم به… سه خط ّ بی معنی

که سعی کرده بگوید که زندگی یعنی:

«گذشتن از همه ی آنچه دوستش داری

گذشتن از تو و این ماجرای تکراری»

برای هرچه که بوده، برای هرچه که هست

برای هرچه که مرده، برای هرچه شکست

هزار و سیصد و شصت و دو دُور رقصیدم

به افتخار کسی که به زندگی پیوست

***

لیدا تبیانی

 

اضطراب مدّتی ست فکر می کند به من

زیر خواب می زنم که ساعت تو از ترن

فکر می کنم که لااقل همان زنی هنوز

فکر می کنم که این من است در همان بدن

پس تجاوز تو در کدام سطر ِ ناگهان؟

در کدام ایستگاه سایه های تن به تن؟

جیب هات، دست برده توی دست من… و هی

جیغ می کشند روی صورت گذشته: زن!

سرفه های نقطه چین و روز/ نامه های… نه!

تیترهای باد کرده در تورّم لجن

هیچ پرده ای مهم نبوده در تراژدی

این که خون تعارفت کند؛ تو تف شوی؛ ترن

روی مغز هیچ کس، به گریه ات بیفتی و

ناگهان در آستانه ی یکی شدن

***

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد