دفتر شعر:بخش اول

, , ۲ دیدگاه

وحید نجفی

 

بازی ِ باد و عشق بازی با گل گندم

دعوای دربی های تهران، ورزش و مردم

طرح ترافیک ِ زن ِ چی؟ صیغه ی چندم؟

 

با چند شاهد چند شوهر عشق عرفانی؟!

 

ذهنیت بیمار دکترهای بیهوشی

صدها وکیل پایه یک در خواب ِ خرگوشی

از عشق گفتن با خودت هر شب  در ِ  گوشی

 

در آینه با هیچ کس گفتاردرمانی

 

تنظیم ِ پاس ِ خانواده، جمع، دانشگاه

شرح ِ تنی در زیست پیرامون ِ خوانش، گاه

در لوله های آزمایشگاه… زایشگاه…

 

حمّام ها میدان ِ تحقیقات ِ میدانی

 

در روزنامه،  آگهی، ویلای با ژیلا

طرح ِ معمّا: بید مجنون بود یا لیلا؟!

پروانه ی کسب گلی مثل ِ تو بی امضا

 

وجدان اخلاقی ِ پارک ِ شهر، سیمانی!

 

می بندم از داخل به بیرون راه ِ رفتن را

روی دماغ مردها بوی خوش ِ زن را

حتی تمام درزهای خانه ی تن را

 

روی شیار ِ قرصهای خورده پنهانی

 

از عشق داروخانه ها را از دوا خوردن

از پشت پاهای تو حتی پشت پا خوردن

دکتر شدن قرص مریضی مرده را خوردن

 

مجبور ِ  جان کندن میان عدّه ای جانی

 

مثل ِ «مرا دریاب» ها در خواب خرگوشت

مانند فرداهای از حالا فراموشت

گیسو به باد ِ گندمی رنگی ست آغوشت

 

این را تو یک عمر است یک عمر است می دانی!

 

شبگریه هایی که تو سعدی را به من دادی

بیزاری از پسکوچه های خرّم آبادی

از نامه لبخندی که با اخمت فرستادی

 

از پست برگشتم به زلفت در پریشانی!!

 

به خواب های بچّه ای از جیش برگشته

دختر ونک رفته زن از تجریش برگشته

چون فیلسوف تازه ای از خویش برگشته

 

توی اتاقی بی در و دیوار زندانی

 

حالا پلی هستم که می گفتند خواهم ریخت

که شانه هایم زیر ِ سنگینی ِ آهم ریخت

که ایستادم تا بگویم عشق را هم… ریخت

 

تا مشت کوبیدم به این دیوار سیمانی!

***

[۱] قسمتی از شعر brain damage از آلبوم نیمه‌ی تاریک ماه کاری از گروه pink floyd

 

۲ دیدگاه

  1. SAEID

    ۰۳/۰۱/۱۳۸۸, ۰۷:۴۵ ب.ظ

    با سلام………..به تمام شاعران عزیزی که امروز مهمان غمگین کلماتشان بودم
    آثار زیبای شما را خواندم و لذتی به پهنای باند غم امروز( جمعه۱خرداد)بردم …امروز اولین غمگین روز ۸۸بود (برای من)..به دلایلی…………….اما غمگین ترین اینکه اردی بهشتی دیگر امد و رفت و این اردی بهشت بدترین اردی بهشت عمرم بود ….چرا که این ماه را من یک فصل می شمارم ………و فصلی است که تقویم مرا مملو از شعر می کند…….اما امسال به خاطر مشغله ی زیاد.درس.مقاله.کنفرانس و دیگر و دیگر نتوانستم از فصل زیبایم بهره ای ببرم……بوی یاس را که امسال اصلن احساس نکردم و بوی سنجد هم مثل قبلها برایم ملموس نبود……………………..
    حال بد امروز اجازه ی صحبت راجعه به کار دوستان را به من نداد و فقط تا اطلاع ثانوی به خواندن و لذت بردن اکتفا کردم………دوباره باید بخوانم(حتمن)
    …………………………………………………………………………………………………………………
    درپایان این قول از تمامی عزیزانی که برای به روز کردن و به نظم کردن این سایت زحمت می کشند
    و از اطلاع رسانی آقای دکتر موسوی تشکر و قدردانی میکنم

    دست مریزاد دوستان

    خسته نباشید
    س.ن

    پاسخ
  2. هراس

    ۰۹/۱۷/۱۳۸۸, ۰۸:۱۱ ب.ظ

    آقای نجفی من در مورد شعر شما دچار تناقضم.هم زیباست هم نه.انگار با آدم بازی می کند .البته مصرع اول بسیار زیبا شروع شده،اما گاهی تعابیر پایانی روبه افول می روند وآدم را از سرخوشی دنبال کردن شعر در می آورند.در کل به قدرت وخلاقیت شما معترفم.مانا باشید.

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد