دو شعر از خوانندگان آدم برفی ها

, , ۱ دیدگاه

مهزاد متقی

 

دوباره ضجه زدن توی خلوتی خالی

 

یکی صدای تو را می کند به من حالی

 

 

تویی که منعکسی در صدای نارس من

 

درون بغض گلوخورده ام که می نالی

 

 

اتاق، خواب پریده وَ قرص ماه سیاه

 

دوباره اشک شبم روی کارت پستالی

 

 

چقدر از تن داغ هوس کتک خوردند

 

کنار تخت نگاهم، دو پلک پوشالی

 

 

هنوز غرق غرور حروف قلب توام

 

همان خشونت اشعار خیس و جنجالی

 

 

به آفتاب هجومت قسم که از تو نشست

 

عجیب دور خودم، سایه های دنبالی

 

 

برای رفتن من عطسه زد کسی انگار

 

یکی صدای تو را می کند به من حالی

 

 

 

 

حسین ظهرابی

 

 

 

دیوار… پای پنجره روبان قرمز

 

کم کم نوار مغز من جریان قرمز

 

 

لب بود و بوسیدن هوا هم سرد می شد

 

آغوش بازی زیر آن باران قرمز

 

 

قلبم هوس می کرد و احساسم تپش داشت

 

عطر تن داغ تو و دستان قرمز

 

 

یک چار دیواری غریب و پرت و تاریک

 

آماده ی تنها شدن زندان قرمز

 

 

از شور مجنون وار هم مسموم بودیم

 

پیراهنم مرطوب شد پایان قرمز

 

 

 

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد