یادداشتی بر فیلم «حریم»

, , ارسال دیدگاه

ژانر وحشت، ژانر بسیار پر مخاطره‌ای‌ست. در ایران فیلم‌سازان اندکی هستند که بختشان را در این ژانر می‌آزمایند و البته آن‌ها هم خود را محدود به این‌گونه فیلم‌ها نمی‌کنند. خب این طبیعی‌ست. در ژانر وحشت کم کار شده و سرمایه‌ی فکری، مالی و زمانی لازم و کافی هم تابه حال به‌کار گرفته نشده است؛ و به‌جز این‌ها ایرادی دیگر هم وارد است و آن داستان و شیوه‌ی روایت می‌باشد. فیلم های سینمایی در ژانر مورد بحث ما معمولاً دو حالت دارند و این دوحالتِ اصلی، فارغ از ماده‌واحده‌های قابلِ تأمل، جزء ضعف‌های سینمای ژانر وحشت به‌حساب می‌آیند. یکی اقتباس از فیلم‌های خارجی و ساختن نسخه‌ی ایرانی آن‌هاست که با توجه به بودجه‌ی محدود و قوانین دست و پاگیر، هیچ‌گاه شاهکار خلق نمی‌شود؛ و دیگری ذوق فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی‌ست که همه‌چیز را همیشه خوب می‌خواهد و منظور از «خوب» همان بلای تماشاگر‌پسند، یعنی پایان بسته و ایده‌آل آنان است!

 

در فیلم «حریم» که «تماشای آن برای افراد زیر ۱۳ سال توصیه نمی‌شود»، این دوعامل به فراخور سلیقه‌ی کارگردان وجود داشت. «حریم»، نسخه‌ی اقتباسی غیرمستقیم چند فیلم تاحدودی نام‌آشنای هالیوودی‌ست، که این سعی بر ایرانی کردن چند «داستان غیر ایرانیِ بارها تکرار شده» و پایان نیمه‌باز آن، تماشاگران را راضی نگه نداشت. این فیلم با تأکید بر «قسمت» و «سرنوشت» و تأثیر آن بر/در زندگی انسان‌ها، پارا فراتر از حد گذاشت و تمام پتانسیل خود را برای بیان شعار و ایدئولوژی‌های تاحدودی شخصی، به‌هدر داد. مانیفست صادر شده در «حریم»، همان جمله‌ی فیلم «بچه را دعا کن» بود: سرنوشت همه‌ی انسان‌ها از پیش نوشته شده… این جمله شاید مرهمی موقتی بر درد‌ «انسانِ تنوع/کمال طلب» باشد، ولی در پس خود بسیار ناامیدی‌ها را به همراه دارد و زندگی انسان را دست‌خوش تغییراتی از جمله «از دست دادن میل به ادامه‌ی زندگی» می‌کند. هرچقدر فکر می‌کنم نمی‌توانم علت درهم‌آمیزی بین وحشت و ماوراءالطبیعه را بفهمم. چه معنی دارد برای بیان ایدئولوژی‌های تکراری از یک فضای ماورایی و خوف‌انگیز استفاده کنیم؟ بارها گفته‌ام که اگر فیلم‌نامه‌نویس بگذارد داستان، شیوه‌ی قابل درک و جذاب خود را پیش بگیرد و این‌همه بیانیه‌های غیرقابل استناد را به‌کار تزریق نکند، هم مخاطب از تماشای یک داستان تمام‌عیار لذت می‌برد و هم کارگردان هدفش مشخص می‌شود.

 

این‌که همه‌چیز دست به دست هم دهد تا «حریم» یک فیلم وحشتناک به‌حساب آید، توجیه‌پذیر است. مانند سکانس بیمارستان که محبی برای ملاقات توریست انگلیسی به آن‌جا رفته و دوربین از داخل کانال کولر شاهد ماجراست، اما در این نوع صحنه‌ها هم همیشه یک ضعف همراه «حریم» است. برخورد تصنعی دکتر با بیمار، اصلاً قابل توجیه نیست و خنثی‌کننده‌ی آن وحشتی‌ست که قرار است موجود نامر‌ئی از پشت شبکه‌های کولر منتقل کند. ضعف بازی‌ها در «حریم» فقط شامل حال دکتر که نابازیگر است، نمی‌شود. سه‌شخصیت دیگر، زن فالگیر، پیرمرد مرموز روستا و محبی (حمید فرخ‌نژاد) هم آن‌قدر ضعیف و کارنشده ایفای نقش کردند که قطب اصلی این فیلم وحشتناک را که همان بازیگری‌ست، کاملاً بیهوده شماردند. شدت این کم‌کاری و ضعف به‌حدی بود که وقتی پیرمرد یک‌آن برای صحبت با محبی حاضر/ظاهر می‌شد، به‌همراه موسیقی و افکت‌هایی که به‌کار می‌رفت، تماشاگران گویی که درحال تماشای یک فیلم کمدی‌ بودند، می‌خندیدند. انتخاب فرخ‌نژاد، هم به فیلم لطمه زد و هم تجربه‌ی غیرقابل درکی در کارنامه‌ی این بازیگر به حساب آمد. نمی‌توان گفت که فرخ‌نژاد برای نقش خود وقت نگذاشته و آن را سرسری گرفته. حرف من این‌است که فرخ‌نژاد انتخاب مناسبی برای این نقش نبوده و تمام حس‌گرفتن‌های او برای القای وحشت به مخاطب، خنده‌دارند؛ و این از گل‌درشت شدن بازی او در فیلم و بی‌ربط بودن با فضای آن مشخص است.

 

پایان‌بندی «حریم» از همان پایان‌‌‌بندی‌های شعارزده و سردرگم است. بسیار معادله‌ها در طول فیلم مطرح، که در انتها فقط یک‌ یا دو‌تای آن‌ها گره‌گشایی می‌شود. البته اگر خود فیلم اصرار نمی‌کرد که کودک گم‌شده همان محبی‌ست، حدس تماشاگر که جلوتر از روایت فیلم بود، به این موضوع پی می‌برد. شاید اگر کارگردان تنوع‌طلبی «حریم» را می‌ساخت، پایان آن‌را آنقدر ایده‌آل و به‌صرفه جمع‌وجور نمی‌کرد و حتی ممکن بود شاهد مرگ محبی هم باشیم.

 

نمی‌توان از موضوع اصلی فیلم که همان حفاظت از حریم و دزدیدن آثار باستانی کشورمان است، غافل شد. اما اگر این فیلم سفارشی‌ست و میراث‌فرهنگی پشتیانش، بهتر بود که به‌جای انتخاب‌ ژانر وحشت، از لحن ملایم‌تری استفاده می‌شد. این فیلم، فارغ از انتخاب‌های نادرست و بیانیه‌های شعارگونه، فیلم بدی نیست؛ که اگر تفکر بیشتری هزینه ‌می‌شد، می‌توانستیم بگوییم شاهد یک فیلم خوب در ژانر وحشت بودیم.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد