به اردوگاه ده‌نمکی خوش‌آمدید!

, , ۶ دیدگاه

مسعود ده‌نمکی که مدعی‌ست بدون تحصیلات آکادمیکی و با مطالعه‌ی آزاد در حوزه‌ی سینما و فیلم‌نامه‌نویسی، پا به این عرصه گذاشته، از شخصیت‌پردازی چه می‌داند؟ چه می‌داند که کشش دراماتیک به‌ چه دردی می‌خورد و نقاط عطف فیلمنامه چه موقع و برای چه به کار می‌روند؟ آیا او نمی‌داند که دوران فیلم‌فارسی گذشته و دیگر شوخی‌های بی‌معنا و تهوع‌آور خنده‌دار نیستند؟ چیزیالیست و فوتبالیست چه حرفی برای گفتن دارند؟ آیا ده‌نمکی برای توجیه این‌ یکی هم به «هجو ایسم‌ها» توسل می‌جوید؟ آق‌دایی دیگر چه حکایتی‌ست؟ آقای ده‌نمکی لطفاً «اخراجی‌ها ۳» را نسازید!

شخصیت‌های اخراجی (آن چند اخراجی هم‌سنگر مجید سوزوکی) که اکثرشان تیپ‌ هستند و کاریکاتورگونه، در مواجهه با دشمن و موقعیت‌های سخت، چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهند؟ (چون معمولاً آن‌ها کنش‌پذیرند و باید انتظار عکس‌العمل داشت). لودگی این شخصیت‌ها که قرار است دشمن را هجو کنند، آیا منجر به هجو خود آن‌ها نمی‌شود؟ گاهی به این فکر می‌کنم که اگر «اخراجی‌ها ۲»  به‌صورت انیمیشن بود، طرفداران بیشتری پیدا می‌کرد. شخصیت‌های تیپ در بدترین شرایط هم همانی هستند که بودند و اندکی تغییر که دال بر انسان بودنشان باشد در آن‌ها نمی‌بینیم! به‌یاد بیاورید تونلی را که سرباز‌های بعثی درست کردند تا اسرا از آن عبور کنند؛ بازی‌ها چقدر باور پذیر است؟ آیا شما باور می‌کنید که حاجی‌گرینوف، آن باتوم‌ها به کمر و پاهایش بخورد و آخ نگوید؟! از این بدتر باتوم‌های قلابی‌ست که تصنعی و انعطاف‌پذیر بودنشان از فاصله‌ی دور هم بیداد می‌کرد! اگر به گفته‌ی خود کارگردان چند سرمایه‌گذار برای این فیلم پیدا شده، پس این همه کم‌کاری توجیه‌پذیر نیست. از دیگر منظر، اگر قرار بود تمامی فیلم در این حال و هوا بماند، دیگر آن لحظات احساسی و معناگرایانه به چه کار می‌آید؟ آیا این افراط و تفریط نیست؟ در طول زمان طولانی فیلم، تماشاگر فهیم، در این نوع قصه‌پردازی درمی‌ماند؛ آن فضای ایده‌آل، بازی فوتبال، مخاطب را به‌یاد «فوتبال شائولین» می‌انداخت. در این وانفسا کاوازاکی در ادامه‌ی سوزوکی هم یکی از کودکانه‌ترین انتخاب‌هاست. گویا در قسمت سوم با یک هارلی دیویدسون طرفیم!!

تابه‌حال این همه بی‌احترامی به مخاطب را یک‌جا دیده بودید؟ اولین بار است با کارگردانی طرفیم که برای توجیه فیلمش و مقاوم نشان دادن در برابر باسوادهای سینما سراغ احساسات می‌رود و می‌گوید این فیلم را با روایت خودش ساخته و کاری به کسی ندارد! و از طرفی دیگر در برابر نقدهای منفی، احساسات خود‌ساخته و قطار اندیمشک را کنار می‌گذارد و دم از تماشاگرانی می‌زند که شاید هرگز ذائقه‌ی رو به افولشان را نشناخته و بعید می‌دانم که اصلاً برایش مهم باشد.

مسعود د‌‌ه‌نمکی، این کارگردان به‌ظاهر جریان‌ساز، در یکی از قدم‌های سینمایی برنامه‌ی «دو قدم مانده به صبح»، مهمان فریدون جیرانی، کارشناس آن برنامه بود. انتظاری که مخاطب از آن برنامه و آن نشست سینمایی داشت، شنیدن حرف‌های ناگفته‌ی مسعود ده‌نمکی بعنوان یک شخص نبود؛ بلکه با سوق دادن بحث به سوی چگونگی روایت (ضعف روایت) در فیلم «اخراجی‌ها ۲» و به‌نوعی وارد تخصص مسعود ده‌نمکی، بعنوان یک کارگردان شدن، شنیدن پاسخ بود. فریدون جیرانی توضیحاتی در مورد ساختار این فیلم داد و همینطور به نقد هوشنگ گلمکانی بر فیلم «اخراجی‌ها ۲» در ماهنامه‌ی فیلم اشاره کرد، اما متأسفانه پاسخی که از ده‌نمکی در برابر ایرادها شنیدیم، همان حرف‌های تکراری بود که در هر خبرگزاری و رسانه‌ای قبل‌ از این‌ها زده شده و جالب‌تر این‌که برای توجیه ضعف فیلم‌نامه گفت: این روایت من بود… . مسعود ده‌نمکی که این‌روزها سرتیتر هر مجله‌ و روزنامه‌ی سینمایی‌ست، برای فیلم خود از اصطلاحات: «سنت‌‌شکن»، «ساختارشکن» و اصولا هر «شکنی» که نشان دهد او خواسته خلاف جریان رودخانه شنا کند، استفاده می‌کند و به زعم خودش توانسته، موفق هم بوده و منتقدان حسود هم، همچنان سد راهش هستند. اگر بخواهیم راجع‌به ضعف و حواشی این فیلم بنویسیم، مثنوی هفتاد‌من هم کم است و دیگران خوشبختانه با وجدان بیدارشان گاهی مواقع حق مطلب را ادا کرده‌اند. این را خطاب به شما می‌گویم آقای دهنمکی: اگر بدانید که چه باسوادها و درس‌خوانده‌ها و فیلم‌سازانی در کارشان با مشکل مواجه‌اند و پشت درهای بسته مانده‌اند، اینطور بیهوده وقت و هزینه‌ی خود و ملت را هدر نمی‌‌دهید و به سینما دهن‌کجی نمی‌کنید.

 

 

۶ دیدگاه

  1. سایه

    05/24/2009, 11:38 ق.ظ

    هومی جان
    هر چقدر ادعای فضل کنی و از در کارشناسی در بیائی و ایراد واشکال روشنفکرانه از اخراجی ها بگیری
    باید بدونی پرفروش ترین فیلم ها در عمر سینما اخراجی ها بوده. اگر می خواهی حرفی بزنی باید به مردم بتازی که چرا رفتن این فیلم رو دیدن.در غیر این صورت فیلمی رو دست اون بساز.
    بسم الله…..

    پاسخ
  2. hooman

    05/24/2009, 02:50 ب.ظ

    چه جسارتی داری که اسمم را اینطور مثله کردی. هرچند خودت در سایه ای و جرأت اینکه حتی معرفی شوی هم نداری. این را بدان که اکثر مخاطبان، جدای از سینماروهای حرفه ای خام تبلیغات تحریف شده ی تلویزیونی شده اند و تیلیغات گسترده ای که در سطح شهر موجود است؛ ۹۰% آنان که فیلم را دیده اند ناراضی اند و فیلم را دارای نقصان می دانند. و این را بدان که نقد دیده بان هنر است و به زودی بهترین ها را همین منتقدان می سازند.

    پاسخ
  3. koohyar

    05/24/2009, 06:48 ب.ظ

    هومن عزیز نقدت بسیار پر مغز و درست بود . از این بی خبران بسیارند بگذار در خواب زمستانی بمانند . طرفدار ده نمکی و سینمایش نباید چیزی از این دست آدمها باشد.اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم .

    پاسخ
  4. سید آریا قریشی

    07/22/2009, 04:21 ب.ظ

    با شما موافقم. نهایت بی احترامی به مخاطب رو در این فیلم شاهد بودیم. این بی احترامی ها حتی خارج از خود فیلم هم ادامه داشت. به طوری که آقای ده نمکی این فیلم را قیصر زمانه نامیده!! ولی باید قبول کرد سطح سلیقه ی مردم ما خیلی پایین اومده. هر چقدر هم نقش تبلیغات رو مؤثر بدونیم، این رو نمی شه انکار کرد.

    پاسخ
  5. حامد والی

    08/18/2009, 01:57 ب.ظ

    احمقانه است که بگیم چون پر فروش بوده بهترین هم بوده!
    خدا به حال سینمای کمدی ما رحم کنه که داره به سوی لودگی میره!
    فیلم هندی دهه ۸۰ نگاه کنی ولی اخراجی ها ۲ رو نگاه نکنی!

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد