دفتر شعر کوتاه

, , ۱۵ دیدگاه

سید مهدی موسوی

 

من بودم و گریه هام پشت ِ گوشی

من بودم و جای خالی آغوشی

سرما سرما سرما سرما سرما

من بودم با بخاری خاموشی

 

 

***

 

 

بهزاد بهادری

 

و ما

توان بلند کردن پرچم

داشتیم

پرچم نداشتیم!

 

 

 

***

 

محمد آسیابانی

 

چراغ مطالعه را خاموش کن

تا حشرات

راحت بخوابند

 

 

 

***

 

سید حمید سهرابی

 

مانند دو نقطه ایم: کور و ترسو

در دایره ای که می رویم از هر سو

یک نقطه که سمت دیگری می آید

بک نقطه که در می رود از دیگر سو!

 

 

***

 

سعید محمّدی

 

تصویر دو پنجره… و شهری خاموش

چشمان کسی به لختی عکس گوگوش!

که زل زده بود، مرد از جا برخاست

سرما که نشسته در تن دستفروش

 ***

 

 

۱۵ دیدگاه

  1. saeed

    ۰۲/۰۵/۱۳۸۸, ۰۹:۵۴ ب.ظ

    آیا همیشه برای فهمیدن احتیاج به توضیح است؟
    اگر به سه کلمه‌ای که این خانم اشاره کردند دقت کنیم خواهیم دید
    به طرز عجیبی ۳ حرف مشترک دارند. حالا چرا دارند و از کجا آوردند
    معلوم نیست!!!
    اگر از کلمه‌ی آغوشی حرف (آ) رو برداریم با این مسئله‌ی غیر قابل باور مواجه میشیم
    که فقط قسمت غوشی میمونه.
    همینطور از کلمه‌ی خاموشی قسمت (خا) رو حذف کنیم قسمت موشی میمونه
    عجیبه، نه؟ برای بعضی‌ها بله
    حالا با کنار هم قرار دادن ۳ کلمه‌ی:
    گوشی
    غوشی
    موشی
    به طرز غیر قابل باوری( البته نه برای خیلی‌ها) می‌بینیم که قافیه هستند
    امیدوارم دفعه بعد سوالهای سخت‌تری بپرسید

    پاسخ
  2. سمیه مردانی

    ۰۲/۰۶/۱۳۸۸, ۰۱:۴۹ ب.ظ

    جناب متفکر
    من با” ی ” های آخر کلمات و اینکه در بعضی قافیه ها جزئی از واژه هست و در دیگری خیر والبته خاموشی آخر هم با توجه به خوانش می شود فهمید که جزء کلمه است یا نه؟! که این هم بسته به نظر شاعر و خوانش خودش دارد
    من نمیفهمم مگر من از شما پرسیدم که برایم طومار گذاشتید ؟! سوال من از خود آقای موسوی بود که قطعا هم منظورم را می فهمیدند و هم توضیحات قانع کننده تری می دادند…
    فکر نمی کردم دانستن تاوان به این توهین آمیزی داشته باشد !!!!!!!!!!!!

    پاسخ
  3. سید مهدی موسوی

    ۰۲/۰۷/۱۳۸۸, ۱۲:۳۱ ق.ظ

    فکر می کنم سوءتفاهم شده باشد
    منظور خانم مردانی انواع یای معروف و مجهول بوده
    که در بین قدما قافیه نمی شده
    چون تلفظش فرق داشته
    (و اکنون هم در تاجیکستان متفاوت است)
    ایشان ظاهرا قصد سوال داشته اند
    و می خواستند یاد بگیرند
    اما جناب محمدی حمل بر بی احترامی و تکه انداختن به من کرده اند
    و دلخور شده اند
    در هر صورت از لطف هر دو عزیز ممنونم
    و هر دو از دوستان خوب من هستند
    و امیدوارم این سوءتفاهم رفع شود
    در توضیح برای خانم مردانی هم عرض کنم:
    حدود ۱۰۰ سال است که این تفاوت تلفظ برطرف شده
    و حتی بزرگانی نظیر «قیصر امین پور» این دو «ی» را با هم قافیه کرده اند
    و دیگر مشکلی ندارد…

    پاسخ
  4. الهام میزبان

    ۰۲/۰۷/۱۳۸۸, ۱۰:۰۴ ق.ظ

    آقای بهادری
    ما با هم شدیدا قهر هستیم
    به خاطر کامنت هایی که خودتان می دانید
    (فعلا چند لحظه آشتی)
    واقعا نمی توانم نگویم که:
    چقدر کارتان خوب بود
    عمیقا لذت بردم
    (حالا دوباره قهر)

    پاسخ
  5. الهام میزبان

    ۰۲/۰۷/۱۳۸۸, ۱۰:۰۶ ق.ظ

    سعید محمدی غیر خواننده(هرچند قافیه اش خواننده است)
    فضا سازی کارت خوب بود
    ممنون
    فقط مصرع آخر اون (که) برای چی اومده بود؟
    سرما نشسته در تن دست فروش بود دیگه!که رو نفهمیدم

    باز هم ممنون
    به خاطر گوگوش
    خیلی استفاده خوبی بود

    پاسخ
  6. سعيد محمدي

    ۰۲/۰۷/۱۳۸۸, ۱۰:۱۰ ق.ظ

    در وضعیت فعلی ادبیات کشور
    تشخیص دادن سوال از توهین کمی سخت شده
    اگر قصد سوال کردن بود که من واقعا عذرخواهی میکنم
    اما اگر قصد تخریب بود که…

    پاسخ
  7. nastaran gheysari

    ۰۲/۱۶/۱۳۸۸, ۰۷:۴۴ ب.ظ

    سلام خیلی قشنگ بودند کارها البته من شعر اقای بهادری رو از دوستم شنیده بودم و منتظر کارهای بعدی سایر دوستانی که زیاد نمیشناسم هستم

    پاسخ
  8. میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

    ۰۸/۰۵/۱۳۸۸, ۰۴:۰۴ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب
    ممنون می شوم اگه امکان است سری به وبلاگ هایم بزنید و نظر کارساز و گرانبها را درباره شعر هایم برای من ارسال نمائید . در ضمن ممنون می شوم بفرمائید چطور می توانم در نشریه شما عضو و یا مطلب بفرستم.
    با تشکر
    میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

    پاسخ: مطالبتان را به ای میل SNOWMAG@YAHOO.COM بفرستید. با سپاس

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد