دفتر شعر-بخش دوم

, , ۳ دیدگاه

فاطمه اختصاری

 

از شب نفس کشیدن، توی پلاستیک

پرواز کردن از فکرت، با دو بال شیک

فعل گذشته ای از من، پشت جمله ها

بی قید واقعیّت این شوخی رکیک!

سهم «تو را نداشتن» و «گریه داشتن»

از «بودن» و «نبودن» یک مرد بی شریک

لب های خنده دار ِ بچسبان به صورتم

راحت بکن خودت را از غصه ی کسی که…

افتاد توی دستت گنجشک مرده ام

که خواست که بگوید که…

«جیک جیک جیک!!؟»

***

***

پدرام مجیدی

دیشب از «خود»کشی دلم پر بود
تا که گوش چپم به چاقو رفت
توی آیینه راست می دیدم
که «خودم» را سوار جارو رفت

سمت یک «من» که عاشقت باشم
مثل تیشه به کوه سر بزنم
تا که تسخیر من شوی آخر
و همیشه به فکر این که زنم…

مثل فکر «دکارت» می ماند
زیر سنگینی کدامین مرد؟!
دشنه ای توی دست های من و…
و «منی» که اسیر وجدان درد

باید امشب کمی عوض بشوم
نقش یک سگ که پاچه می گیرد
مرگ از چشم هاش می ریزد
و دهات از صداش می میرد

داخل این سکانس بی سر و ته
سگ بیچاره موش می گیرد
بچه ای اخم می کند به سگ و
سگ حسّاس یکهو می میرد

توی دنیای دیگری از نو
از رحم های مرگ می جوشم
می روم لابلای خواب خدا
وحشیانه لباس می پوشم

دارم از این جنون منفجره
به خدایی که بود یا که نبود…
من که انکار می کنم دیگر
قصه هایی که بود یا که نبود…

***

***

 

 

۳ دیدگاه

  1. الهام میزبان

    ۰۲/۰۷/۱۳۸۸, ۱۰:۵۶ ق.ظ

    فاطمه اختصاری
    چرا اینقدر با سلاخ خانه من شعر می گی؟می کشمت آخر!
    جیک جیک جیک هم پایانبندی شعر خودم بود
    تازه وونه گات هم از من دزدیده بود
    .
    .
    .
    .
    چرا اینجا شکلک نداره!
    من نیشخند و عصبانیت و گریه و مظوم بازی می خوام!

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد