سه شعر سپید

, , ۵ دیدگاه

سعید نوراللهی

 

جوان ترین خاک برای تو است

وپوسیده ترین جنگل

برای من

از تو درختهای بلند می روید

واینجا در جنوبی ترین نقطه

نفت من استخراج می شود

کاش به اندازه ی تو بکر بودم

وساکنانم هنوز نروئیده بودند

پرنده گانم هنوز نمرده بودند

درخت هایم

اولین کشتی هم که در ساحل تو لنگر بیندازد

درختهایت فرو خواهند ریخت

پرنده گانت خواهند مرد

وتو صاحب کلبه خواهی شد

صاحب دودکش و

شومینه ای که هر کسی را به تو نزدیک می کند.

 

یوسف رستمی

 

« آخرین کاج »

 

حوریا …. حوریا

من هنوز

سر برگرداندن مسافران و

برنگشتن تو را

بی خیال نشده ام

و آخرین کاج ِ ایستگاه

که همسنّ ِ انتظار ِ من است !

 

یادت می آید ؟

همیشه می گفتی:

این مردم انگار

ندید بدید ِ دوربینند

و کارگردان

که:

( برنگردید !

مثل اینکه اینجا

هیچ کس مرا نمی فهمد !

کات …. کات ….

 

من

نمایی بسته تر از چشم های حوریا

می خواهم ! )

 

…. و تیتراژ

پشت پلک ها

نمایان می شود .

 

***

 

کاش اصلاً

این سکانس آخر را

تو بازی نکرده بودی !

 

 

عبدالصمد آبروشن

 

فکر های بزرگی درسرم هست،

ژل به ژولیدگیم می زنم.

و به موهایم آرایش نظامی می دهم.

سگ می شوم توی خیابان

پاچه ی مانکنی را می گیرم.

فیل آدمخوار!؟

 

نه- نه

آدم فیل خوار !!

این را پلیس توی بلندگوی دستیش گفت-.

کلرفیل

یعنی به هندی فیل سبزی هستم

که روی کرت برنج کافر شده

خرطومم را روی شقیقه می گیرم

شلیک می کنم

گل وکمی خون هندی.

فیلهای بزرگی که درسرم بودند رم کردند.

 

 

۵ دیدگاه

  1. hadi

    ۰۲/۰۳/۱۳۸۸, ۰۸:۴۹ ق.ظ

    Besiar ziba bood,saeid e jaaaaaaaaaaaaaaaaaan
    tabrik migam bara inhame zogh
    besurate khususi badan bahatoon tamas migiram va dar moredesh ye chizai miporsam
    baz ham khoshhaaaalemoon kardi
    movafagh bashi!

    پاسخ
  2. مهران سيدي

    ۰۲/۰۴/۱۳۸۸, ۱۱:۳۸ ق.ظ

    با سلام و تبریک برای پیروزی روزافزون مجله آدم برفی
    در مورد شعر اول سعید نوراللهی
    شعری محکم که خوب چفت و بست دارد، جاهایی ردپای دریغ را داریم و جاهایی لحن دوگانه‌ای که خوب شعر را تمام کرد
    شومینه ای که هر کسی را به تو نزدیک می کند.
    درود بر سعید عزیز، امیدوارم که همیشه به شعر باشی و شاعر
    ……………………………………
    شعر دوم از یوسف رستمی گرامی
    جزو شعرهایی که در نگاه اول، تجربه به حساب می‌آیند و شیطنت کلامی را به ذهن روان، ولی پایان لایه زیرین را خوب نشان می‌دهد
    کاش اصلاً این سکانس آخر را تو بازی نکرده بودی

    هرچند به علاقه‌ی شخصی مخاطب چنین کارهایی، کمتر قرار می‌گیرم( از باب ساختار زبان) ولی ارزش شاعر و شعر را می‌ستایم و امیدوارم سکانس‌ها همیشه به میلش شعر شود
    …………………………………..
    و شعر سوم
    عبدالصمد آبروشن
    کمی شیطنت مضمونی شعر در این بخش
    – فیل آدمخوار!؟
    نه- نه
    آدم فیل خوار !!
    -این را پلیس توی بلندگوی دستیش گفت-.
    کلرفیل
    ،در ابتدا کمی من رو پس زد، ولی با ادامه شعر، و لحظه‌ی درخشان :
    خرطومم را روی شقیقه می گیرم شلیک می کنم
    خلاقیت کلامی و مضمونی خوبی رو دیدم که کمتر دیده بودم
    و برای این شاعر بزرگوار
    شعرهایی پیشرو تر رو آرزو می‌کنم
    و باقی
    درود و درود و بدرود

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد