فلفل سیاه

, , ۲ دیدگاه

 [دیشب اومدم خونه تون نبودی   راستشُ بگو کجا رفته بودی؟ 

یادته قول دادی قالم نذاری         هی واسم عذر و بهونه نیاری 

                 راستشو بگو کجا رفته بودی؟] 

 

* اِ؟ نه بابا،چیه؟ زنت اون دور و ورا نیس؟ خیلی شیر شدی، دلی! ما که داریم میایم اون ورا. حیف که تازه راه افتادم و دیر می رسم و گرنه یه نهار مینداختمت. اگه بدونی یارو چه یاروییه که ولش کردم و محض رو ماه تو دارم می یام اونجا. نه بابا، راننده؟ همینم مونده دل این خیکی رو ببرم. پیف پیف. باد می خوره زیر بغلش. مرتیکه بو خر مرده می ده. حالم داره به هم می خوره دلی. 

 

¤ پسره؟ 

– دست بوس شماست. 

¤ خدا حفظش کنه.چند وقتشه؟ 

– دوسال و سه چهار ماه. 

¤ وای وای وای وای، مرد ِ گنده هنوز شیر می خوری؟ این لولوا کجان که نبردنش. بگیم عمو راننده وایسه بندازیمش جلو لولو ها؟ آره؟ 

– آقامون می گه اشکال نداره. ولی من خسته شدم. 

¤ منم سر بچه اولم همین مکافاتُ داشتم. پسرا کلا سرتق ترن. خرس گنده شده بود. تا سه سال و نیم شیر می خورد. می رفت تو اتاق از پشت در کله می کشید که مانی من ممه می خوام، چش سفید! خدا بیامرز مادرم می گفت بچّه رو یهو باید از شیر بگیری. خواهر همون شد. سر دو تا بچه ی دیگم نه گرفتاری کشیدم نه حرص خوردم. عین آب خوردن از شیر افتادن.  

 

«باید یه کاری بکنم. از فردا دیگه ناخن نمی خورم. سر یه هفته بلند می شن. شایدم ده روز! میتونم لاک بزنم. یه رنگی که به رنگ لباسام بیاد. هر روز یه رنگ. می تونم یه جعبه دوازده رنگ بخرم. موهامم رنگ می کنم. اوّل یه کم این پایین مایینشو باید بدم کوتاه کنن. شایدم فِرش کنم. آره اینجوری بهتره. ابروهامو می ذارم در بیاد. یه ردیف پُرتر ورش می دارم. یکی دو درجه روشنترش می کنم. اونم یه دو هفته طول می کشه. یعنی کلا از سر ماه یه چیز دیگه می شم. باشگاه می رم. پنج کیلو کم شم، نه ده کیلو کم کنم این دسگیره قابلمه ها می ره تو. این جوری خیلی بهتره.» 

 

[دروغ نگو دروغ نگو تو رو به خدا گولم نزن   

 بهم می گن پشت سرت از مرد و زن 

تو رو با رقیب من دیده اند تو جاجرود 

که با اون گرم سخن نشسته بودی لب رود] 

 

* ایش، مرده شور برده ی بدبخت. اون که همیشه داره موس موس می کنه. واسا این شیشه رو پایین بکشم خفه شدم! بدبخت سگ، دیشب ندیدی چه جوری دُور زنش می گشت. همچی که رفتن اونور نشستن منم نشستم رو دلشون،خوب کردم! تو هم بعضی وقتا خیلی خر می شی دلی، ولی نه به این تابلویی، هه هه هه، دیوونه… اینجا که نمی تونم از اون خنده ها بیام واست، می تونم؟ اصلا من خسته شدم. همش باید فک کنم کی و کجا می تونم برات بخندم که هیچ تخم سگی نبیندم. همون دیشب تصمیم گرفتم دیگه جواب تلفناتو ندم. یا من یا اون صدتای دیگه؟ خداییش فک کردی من خرم؟ فلفل نبین چه ریزه اقا پیمان جون! دلی با ما به از این باش، قربونت برم. به قول خودت ما جلدیم. یه ماه دیگه م واسه خاطر شما صبر می کنیم.

 

ـ همه گفتن چسب بچسبون  

¤ می شه بلندتر حرف بزنی صدا به صدا نمی رسه، این زنیکه شیشه رو داده پایین. چه عشوه شتریایی واسه راننده می یاد تو آینه، خدا به دور.  

ـ ببخشیدا، چشم، می ترسم صدا بره جلو. می گم اوّل بهم گفتن به نوکشون چسب بچسبونم. منم چسبوندم. روشم بتادین ریختم. ببخشیدا، خیلی هم بوی بدی گرفت. ولی بازم این جونور خورد. ووی، پدر سگ گاز می گیره!  

¤ این حرفا رو ول کن. می ری خونه، چن تا لبو می پزی و آبشو می ذاری کنار. یه عالمه فلفل می ریزی تو آبش. می زنی به جفت سینه هات خواهر. لبو یه خاصیتی داره که فلفل نوک سینه ت رو نمی سوزونه. حکم خدا نوک سینه ت سرخ سرخ می شه. بذا یه بار دهن بزنه. دهنش آتیش بگیره. ببینم بازم توکل می کنه بیاد طرفت یا نه؟ هر روز سینه تو بش نشون بده بگو اوف شدی. کم کم عرض یه ماه یادش می ره. خدا مرگم بده ببین چه زلی زده بهم سرتق آتیش پاره. 

 

«از یه ماه بعد می تونم بش گیر بدم. می شه برم سر موبایلش. اس ام اس هاشُ بدون اینکه باز کنم واسه خودم بفرستم. اگه یه دفه ای خواست بره بیرون خودمُ به مریضی می زنم. نه، چرا اینجوری؟ می تونم تو روش واسم. بگم از کثافت کاریاش خبر دارم. ولی اگه منتظر بهانه بود چی؟ اگه خواست طلاقم بده؟ نه اینجوری خیلی بد می شه مامان دق می کنه. باید اول زنگ بزنم به اون زنا، فحش بدم یا تهدیدشون کنم. اینقد خر نیستن که بذارن کف دست محسن! اگه بگن هم که محسن به من نمی گه. شاید یه کم بترسنُ ولش کنن. تا اون وقتم من خودمُ ساختم. یه روانپزشکم می رم. شاید افسرده شده باشم خودم خبر ندارم. تا اون دوباره بخواد یه اکیپ دور خودش جور کنه کشیدمش طرف خودم. آره اینجوری خیلی بهتره. خیلی. 

 

[به خدا رفته بودم سقاخونه دعا کنم       

شمعی که نذر کرده بودم واسه تو ادا کنم] 

 

¤ یا خدا 

ـ چیزی نشد مامان،آروم  

* وای قلبم، مرتیکه داشت تصادف می کردا. حالا هم کله رو از ماشین کرده بیرون، می گازه به راننده جلویی برسه.

«اینجوری بهتره،خیلی بهتره» 

 

[چرا رفتی ُ قالم گذاشتی     مگه با دیگری وعده داشتی 

چی می شد اگه پیشم می موندی   منُ  انتظار نمی نشوندی] 

 

— زنی دیگه، فرمون دست خودت نیست. دِ اگه بمالم درت که اوخ می شی! ای فلانم تو فلان اون یابو علفی که به زن جماعت گواهینامه می ده!!

 

۲ دیدگاه

  1. مرضيه تركماني

    03/19/2009, 05:59 ب.ظ

    با سلا م و عرض ادب و خسته نباشید حضور تمامی دوستانی که در آفرینش این مجموعه ی اینترنتی بی نظیر سهمی دارند…
    در آستانه سال نو دوست دارم تشکر مخصوص و دست مریزادی خدمت استاد ارجمند جناب آقای دکتر سید مهدی موسوی داشته باشم که نتیجه ی تنها گوشه ای از زحمات و دغدغه های ادبی ایشون شاید در این سایت منتشر می شه..امیدوارم که خداوند بیش از بیش به ایشون عزت و توانایی بده و از طرف خودم مراتب قدرانی صمیمانه ام رو تقدیمشون می کنم.

    پاسخ
  2. سعيد محمدي

    03/20/2009, 10:23 ب.ظ

    سلام
    سال نو مبارک
    داستان خیلی خوبی بود از خانم ترکمانی
    بار اول هم که شنیدم خیلی خوشم اومد
    و نقد هم شد.
    غرض سر زدن بود
    سال خوبی رو آرزو میکنم

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد