دفتر شعر:بخش چهارم

, , ۹ دیدگاه

سید حمید سهرابی

او خسته و من خسته و دنیا خسته

داریم به خواب می رویم آهسته

او باز به روی تخت با معشوقش

من را دکتر به روی تختم بسته!

***

مهسا فعّال

زیبایی ام

به پای باکره های این شهر نمی رسد

دستانم به تو

هیزم بیاور

از درختی که هر پاییز

پاره های تن زنی را به زمین می ریزد

گل های گونه ام

در انتظار شکفتنند

رگ های سرد شقیقه ام بهار…

میان فصلی که از دست های تو آغاز می شود

قد کشیده ام

آنقدر که عروس…

حالا از آسمان تیله می ریزد

پشت پنجره ام کلاغی کل می کشد

و از حلقه دود دُور انگشتم

خوب پیداست

که با آخرین سیگار

دستانت را ترک خواهیم گفت

***

یوسف موسوی

(ترانه ای با ملودی صبر ایّوب «جواد یساری»)

 

ای بابا باز دل ما رو غم گرفته

بازم از دست یکی دلم گرفته

هر دفه می گم که خل نشی دوباره

تا یکی رو می بینی تنت نخاره

بری عاشق بشی دپرس می شی بدبخت

خر نشو! خر تو خره عشقای پایتخت

پا به پات یه چند تا پله اوج می گیرن

یه دفه نمی دونم… شاید می میرن!

دلکم دلبرا رو کیش کن عزیزم

خلاصه چشماتو درویش کن عزیزم

ای بابا روضه برای کی می خونم

این دلو من می شناسم! بعید می دونم

اگه صد بارم به خونش بکشونن

از کارش دست برداره… همه می دونن!

 

دل یوسف تو سینه ش نمی مونه

دائما تو سینه های مجنونه

قدر عشق و عاشقا رو می دونه!

***

 

 

۹ دیدگاه

  1. سید مهدی موسوی

    ۱۲/۰۸/۱۳۸۷, ۰۳:۴۵ ق.ظ

    مهسا فعال
    زیاد نمی شناسمش
    اما شعرش توانایی بهتر شدن دارد
    و خودش که تشنه یادگیری و جلو رفتن است
    و پر از عشق و انرژی
    مهم این است
    که تفکر دارد و حس
    و همین کافی ست
    روی جزئیات با خودش حرف می زنم…

    پاسخ
  2. سید مهدی موسوی

    ۱۲/۰۸/۱۳۸۷, ۰۳:۴۷ ق.ظ

    یوسف موسوی
    بی تعارف هنوز با آنچه از او انتظار دارم فاصله زیادی دارد
    اما می دانم که دور نیست
    چون جنتلمن است
    از زیر کار در برو نیست
    و کار به کار
    آرام و پیوسته جلو می رود

    پاسخ
  3. `مینا ارشدی

    ۱۲/۱۹/۱۳۸۷, ۰۸:۱۸ ب.ظ

    شعر اقای سهرابی که عالیهو هیچ جایی برای حرف باقی نذاشته. شعر خانوم فعال هم یه جاهایی خوبه و یه جاهاییش…. واقعن در اون حدی نیستم کهبتونم کمک کنم. و ترانه ی اقای موسوی هم که خوبه اما تا ترانه شدن فاصله داره در ضمن من کار دیگه ای از ایشون نشنیدم که بتونم نظر بدم ارزو ی پیروزی لحظه به لحظه واسه ی هر سه تاتون دارم

    پاسخ
  4. الهه سلطاني

    ۱۲/۲۰/۱۳۸۷, ۰۸:۲۱ ق.ظ

    سلام
    بعد از مدتها اومدم یه شعر خوندم
    قشنگ بود
    ولی چون توی کلام اول از سه قرینه استفاده شده : من او دنیا
    ناخودآگاه دنبال دنیا در بیت بعدی میگردم
    درحقیقت منظور از به خواب رفتن دنیا را نمی فهمم
    شاید اگر به جای دنیا شعر خسته بود بهتر بود. چون واقعا خستگی را منتقل میکند…
    این هم نظر یک آماتور ! جدی نگیرید
    یا علی

    پاسخ
  5. آرش گرگانی

    ۱۲/۲۰/۱۳۸۷, ۱۱:۵۱ ق.ظ

    حمید عزیز…همیشه عاشقانه خواندن لذت بی نهایتم از ادبیات بوده است و اما انفعال رباعیت اذیتم کرد….به حتم عاشقانه مایاکوفسکی و قدرت یک عاشقانه را در به تحرک در آوردن دیده ای…ببین و من همیشه منتظرم تا دعوتم کنی و بلرزانیم که این شانه ها عاشق این لرزدنهایند که متن به بار می آورد

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد