مروری بر شخصیت های فیلم خواستگار محترم

, , ارسال دیدگاه

شخصیت و شخصیت‌پردازی دو مقوله ی جدا از یک‌دیگرند. همان‌طور که در کتاب “داستان” اثر رابرت مک کی که در مورد ساختار، سبک و اصول فیلمنامه‌نویسی توضیح داده است، شخصیت با توجه به ایده‌ی اولیه و سبک ژانری که نویسنده در آن قلم می زند، خلق می‌شود. نویسندگانی – فیلمنامه نویسانی – که در آثارشان شخصیت هایی قوی و تأثیر‌گذار می آفرینند، مطمئناً تحقیقاتی کامل در این زمینه انجام داده‌اند و با شناخت درستی که از ژانر دارند نوشته‌شان بسیار تأثیر گذار است.

مقدمه‌ی بالا، نوعی زمینه سازی بود تا بوسیله ی معلومات آن به شخصیت و شخصیت‌پردازی در آخرین کار داود موثقی -نویسنده و کارگردان خواستگار محترم- برسیم. علت این انتخاب هم وجود بازیگرانی چون آییش، خیراندیش و شریفی‌نیا است و همینطور به مثابه‌ی حضور این عزیزان شخصیت‌پردازی غیر قابل قبول و کاملاً سطحی که در ادامه به چرایی آن میپردازیم.

خواستگار محترم را یک فیلم در ژانر کمدی، آن هم منسوب به کمدی رمانتیک میدانیم؛ و همینطور بدون تعارف متعلق به سینمای بدنه و البته بدلیل حضور بازیگران باتجربه و درعین حال سهل‌انگار، یک سروگردن بالاتر از بقیه.

فیلم در مورد مردی‌ست که سال‌ها پیش برای کسب درآمد و جلب توجه خانواده‌ی دختر مورد علاقه‌اش به فرانسه رفته و در پاریس مشغول به کار شده است. او حالا با همان تب و تاب عشق قدیمی بازگشته و درصدد ازدواج با اختر، که هر دو بسیار پیر شده‌اند، می‌باشد.

این اثر چند شخصیت تأثیرگذار دارد که به ترتیب ورود می‌توان از آنها به اینصورت نام برد: احمد مرادی (فرهاد آییش)، اختر (گوهر خیراندیش) و جهانگیر (محمدرضا شریفی‌نیا).

ابتدا از احمد ۷۵ ساله شروع می‌کنیم. این پرسوناژ یک ایرانی اصیل است که به دلیل مهاجرتش به فرانسه باید در رفتارش اندکی تأیرپذیری از فرهنگ فرانسوی هم شاهد باشیم. اما متأسفانه رعایت این اصول تنها شامل حال گریم، طراحی لباس و اندکی دیالوگ های دم دستی می‌باشد. بعنوان مثال به کار بردن مقسی به جای مرسی یا هنگام پاسخ‌ دادن به تلفن به جای گفتن بله از عبارت وی استفاده کردن؛ که همه‌ی اینها برای جهت دادن به ذهن تماشاگر است، به نوعی یادآوری به او که احمد از فرانسه بازگشته و تحت تأثیر فرهنگ آن کشور قرار گرفته و سرزنده‌گی‌اش را به حساب فرنگ رفتنش بگذارید. اما نقص کار کجاست؟ احمد در ابتدا بسیار سخت با واژه های فارسی ارتباط برقرار می کند که این توجیه برانگیز است اما طی یک تحول غیر قابل باور و درخور بدنه و نه درخور تجربه‌ی تئاتری، تلویزیونی و حتی سینمایی آئیش، شاهد به فارسی روان صحبت کردن این شخصیت هستیم که دو دلیل دارد: یا نویسنده با زبان و لهجه‌‌ی فرانسوی آشنا نبوده و نخواسته بیش از این به خود زحمت بدهد و نگاهی به فرهنگ زبان آن کشور کند و یا اینکه نالایقی بازیگر است که نتوانسته از عهده ی حفظ ریتم بازی اش بربیاید.

می‌دانیم که خواستگار محترم نوعی برداشت مدرن از فیلم خواستگاری و بازسازی آن به کارگردانی مهدی فخیم زاده است. همیشه برداشت ها و بازسازی ها خیلی بدتر از فیلم اصلی از آب در می‌آیند. دو شخصیت به کار گرفته شده توسط فرهاد آئیش و اسمائیل محرابی را در کنار هم بگذارید تا به پرداخت مناسب پی ببرید؛ تفاوتی که بین این دو شخصیت است و شخصیت‌پردازی آنان که به راحتی قابل کشف توسط بیننده ی فهیم است. البته خواستگار محترم را می شود نوعی نگاه تازه و شخصی داود موثقی به موضوع هم دانست. این فیلم از داستان برخوردار نبوده و تنها روایتی از یک دلدادگی سنین پیری ست.

دومین شخصیت تأثیرگذار، اختر، متولد دهه‌ی ۲۰ یا ۳۰ شمسی است که با توجه به سن و سال و خانواده‌ای که در آن حضور داشته، دارای تیپ و خصوصیات اخلاقی سنتی‌ست. که در این مورد هم شخصیت دارای تزلزلی غیر قابل چشم پوشی‌ست. در فیلم خواستگار که سال‌ها پیش ساخته شده نقش مادر را ثریا قاسمی بازی می‌کرد، که بازی خانم قاسمی در برابر گوهر خیر اندیش غالب است و به یادماندنی‌تر. مسأله ی بیان در مورد شخصیت اختر هم واقعاً با مشکلاتی همراه است. تقلای خیر اندیش برای به لهجه‌ی شیرازی صحبت کردن و گاهی اوقات حفظ نکردن ریتم آن لهجه و بنا به سنی که او در فیلم دارد دیالوگ ها را کند بیان کردن و باز بنا به سهل‌انگاری تند تند بیان کردن، خود از نقص‌های پرداخت این شخصیت است که از دید تماشاگر فهیم دور نمی‌ماند.

بعد از خلق شخصیت معمولاً یک شناسنامه‌ای برای آن تهیه می‌شود که زندگی را با این مسایل شروع کرده، این خانواده و تعصباتش را از سر گذرانده با فلان مرد غیرتی و اهل کار زندگی زناشویی را آغاز کرده و حالا هم که این اختر باتجربه در خدمت شماست. اما این‌ها نه تنها موقع تماشای صحنه‌ها و بازی بازیگرانی چون آئیش، خیراندیش و شریفی‌نیا برای ما نمود پیدا نمی‌کند بلکه نویسنده و کارگردان این فیلم با گنجاندن دیالوگ‌هایی که بیشتر به زیر نویسی برای فهماندن به تماشاگر شبیه اند قصد از بین بردن تمام شبهات ایجاد شده را فقط در ذهن خود خالق دارد. مسأله‌ی لهجه‌ای که قبلاً از آن یاد کردیم گریبان ناپختگی یا کار نابلدی نگین صدق گویا را هم می‌گیرد. به گونه‌ای که تماشاگر در اصالت دختر اختر در می‌ماند. او که بصورت تنوعی و سلیقه ای با لهجه‌ی شیرازی حرف می زند و در قالب یک زن کم تجربه ادای زنان باتجربه را با هوچی‌گری و بر صورت کوبیدن درمی‌آورد از انتخاب های نادرست برای این نقش بوده که نشان از نبودن برنامه و فکر اساسی پشت کار دارد. لازم به یادآوری‌ست که در نسخه‌ی فخیم زاده این شخصیت که در آنجا برعکس الآن، عروس بود را مرجانه گلچین بازی می‌کرد که سادگی و روانی بازی او این همه به کار آسیب نرساند؛ و همینطور نقش پسر مادر در نسخه‌ی خواستگار را هادی اسلامی بازی می کرد و در این نسخه محمدرضا شریفی‌نیای غیر قابل انعطاف در نقش داماد اختر به هرچند غیر قابل تحمل شدن فیلم کمک می‌کند.

شریفی‌نیا در اکثر بازی‌هایش دیالوگ ها را تند ادا می کند و لحن بدن و بازی اش در کارهای مختلف باهم فرقی نمی کند، مگر به لطف گریم و لباس که بتوان اورا تحمل پذیر کرد.

خلق شخصیت داماد، که قرار بوده یک لمپن تعصبی باشد، ابتدای کار است. بعد پرداخت باید به قلم نویسنده صورت گیرد. که با توجه به تخت بودن آن اصلا نمی توان جزئیات را از هم تشخیص داد! و مرحله ی بعد به عهده‌ی خود بازیگر است که متأسفانه با وجود شخصیت تا حدودی تعریف شده و همینطور الگوی موجود در فیلم خواستگار اثر مهدی فخیم زاده با بازی اسماعیل محرابی، ثریا قاسمی و هادی اسلامی باز همان محمدرضا شریفی‌نیای همیشگی را می بینیم که هیچ تإثیری در تماشاگر نمی گذارد. حتی در قسمت هایی که قرار است جهانگیر خان برای ما یک آدم مهربان و تعصبی تعریف شود به لطف بازی بد شریفی نیا هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

این ها شخصیت های تأثیر گذار در فیلم خواستگار محترم بودند که با بررسی‌هایی که شد به پرداخت نامناسب آنان پی بردید. از آن رو این فیلم را از لحاظ شخصیت پردازی مرور کردیم چون توقعات از بازیگرانی که سالها در سینما تجربه کسب کرده‌اند بالاست.

متأسفانه در بین اکران نامناسب فیلمها که خیلی ها ارزش دیدن ندارند، مثل همیشه بعد از تماشای فیلم، دست خالی به خانه هامان بازگشتیم…

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد