اندر حکایت بر باد دادن هزینه هفت میلیاردی!

, , ۱ دیدگاه

تلویزیون مهم ترین رسانه سرگرم سازی در تمام دنیاست و بیش از شصت سال است که صنعت بی در و پیکر تلویزیون آرام آرام در تمام کشورها رخنه و رشد کرده و جای خود را در تمام خانه ها و میان بیشتر خانواده ها تثبیت کرده است. در کشور ما نیز پس از آن که در دهه سی شمسی مدتی تلویزیون به شکل خصوصی در اختیار ثابت پاسال قرار داشت، در دهه چهل شمسی با تاسیس تلویزیون ملی این رسانه ملی و همگانی شد و در دهه پنجاه آن چنان میان عموم مردم محبوبیت و قدرت یافت که در پیش از پیروزی انقلاب به طور تقریبی تمام ایران زیر پوشش شبکه های تلویزیونی قرار گرفت و بیش از هفتاد درصد مردم ایران صاحب یک دستگاه تلویزیون بودند. این آمارها در سال های شصت و به ویژه در دهه هفتاد به صد در صد خود رسیدند و از سال های میانی دهه هفتاد با گشایش شبکه های جدید تلویزیونی و پخش برنامه های رنگارنگ و ریز و درشت و البته با افزایش نرخ تورم و کاهش قدرت اقتصادی خانواده ها، تلویزیون به عنوان اصلی ترین و کم خرج ترین تفریح عموم مردم شناخته شد. همین موضوع دست اندرکاران تلویزیون را به تکاپو واداشت که خیل میلیونی بینندگان شان را با هر سطح سلیقه ای در حدی نسبی راضی نگاه دارند. بدون شک مهم ترین و آسان ترین تمهید برای رسیدن به این هدف مجموعه سازی بوده و هست که آمارها حکایت از آن دارند که کمیت مجموعه سازی در هر سال پیشرفت قابل ملاحظه ای نسبت به گذشته پیدا کرده و مجموعه های تلویزیونی عریض و طویل با سرعتی مثال زدنی و بی سابقه در حال تولید و یا پخش هستند.

 چند ماهی است که مجموعه یوسف پیامبر(ع)، به کارگردانی فرج الله سلحشور، جمعه شب ها از شبکه اول سیما در حال پخش است که بازتاب های فراوان و گوناگونی را در سطح جامعه داشته است. این مجموعه که پرهزینه ترین سریال تلویزیون در سال های اخیر (در کنار مجموعه مختار نامه ساخته داوود میرباقری) به شمار می آید، در زمان ساخت با اندک مشکلاتی در زمینه تامین هزینه هایش روبه رو شد و در نهایت پس از چند سال تحقیق و نگارش فیلمنامه و گذراندن مراحل تولید و فنی آماده پخش از تلویزیون شد. از همان ابتدا آمارهای ضد و نقیض و گاه نجومی و تعجب برانگیز در مورد هزینه های جاری این مجموعه منتشر می شد که با سکوت عوامل فیلم کسی نمی توانست پاسخی منطقی برای این همه شایعه ها داشته باشد. قسمت های اول مجموعه چندان در میان مردم نظری را به خود جلب نکرد و از گوشه و کنار تنها صدای انتقاد علمای دینی و مسئولان سازمان صدا و سیما را می شد شنید که به کیفیت نه چندان مطلوب مجموعه و یا نکته های دینی ارائه شده در آن انتقاد می کردند. کم کم با روند حرکت رو به جلوی داستان این سریال و اضافه شدن شخصیت های اصلی به خط روایی آن و شکل گیری مناسبات داستانی جذاب مطابق آن چه که عموم مردم از این قصه قرآنی در ذهن داشتند، کم کم بر میزان بینندگان مجموعه افزوده شد. درست از این جا بود که فرج الله سلحشور سکوت را رفته رفته کنار گذاشت و در هر گفت و گویی که با رسانه های گوناگون داشت، به دفاع از حاصل کارش پرداخت و مجموعه یوسف پیامبر(ع) را اثری با کیفیت و حتی هم سنگ با استانداردهای جهانی توصیف کرد.

 ناگفته نماند که بخش عمده ای از افزایش محبوبیت یوسف پیامبر(ع) در میان عامه مردم بازمی گردد به پیامک های ریز و درشتی که هر روز برای این مجموعه و شخصیت های اصلی آن ساخته می شد و می شود و گاه از سر طنازی همیشگی مردم ایران محتوای این پیامک ها با مسائل روز سیاسی و اقتصادی ایران آمیخته می گردد. همین موضوع به ظاهر پیش پا افتاده که هنوز هم سرچشمه آن به طور دقیق مشخص نیست در افزایش کنجکاوی مخاطبانی که عطای دیدن مجموعه را در همان قسمت های ابتدایی به لقایش بخشیده بودند، نقش مهمی ایفا کرد. اما چیزی که در این میان بیش از همه سوال برانگیز است، دفاع همه جانبه کارگردان یوسف پیامبر(ع) که خود را از هنرمندان به اصطلاح ارزشی و متعهد می خواند، از کاری است که از لحاظ تکنیکی و هنری در خیلی قسمت هایش کاستی های فراوانی دارد. در حالی که ضعف های عمده این سریال بر خیلی ها آشکار است، جناب سلحشور با فرافکنی و سفسطه کاری سعی می کند ذهن مخاطبان پیگیر مجموعه اش را به مسائلی منحرف کند که با اصل موضوع فرسنگ ها فاصله دارند. ایشان که به ادعای خودشان نزدیک به هفت میلیارد تومان برای این اثر هزینه کرده اند (گویا بخش اندکی از هزینه های این مجموعه- رقمی در حد و اندازه چند صد میلیون تومان- از جایی غیر از سازمان صدا و سیما تامین شده است) با این بهانه که ساختار اصلی فیلمنامه مجموعه را براساس روایت مشهور قرآن از داستان حضرت یوسف (ع) و نیز روایت های مستدل دینی بنا کرده است، در گفت و گوهایش طوری در برابر انتقادهای وارد شده به مجموعه اش جبهه می گیرد که گویی هر کس که با این سریال مشکل دارد، بی دین و ایمان است و نباید به حرف های او گوش داد و یا به انتقادهایش اعتنا کرد. این جمله که “به جز روشنفکران و برخی هنرمندان که کاری به مذهب و آثار مذهبی ندارند، بقیه با مجموعه ارتباط برقرار کرده اند”، جز پاک کردن صورت مساله از سوی فرج الله سلحشور چه معنای دیگری می تواند داشته باشد؟

داستان حضرت یوسف (ع) را همه ما از کودکی بارها و بارها شنیده ایم. این داستان که در میان ادیان گوناگون آل ابراهیم، به جز پاره ای از جزییات، ساختار یکسانی دارد، آن قدر بالقوه دراماتیک و جذاب است که هر تلاشی برای ساخت فیلم یا مجموعه از روی آن احتمال کمی برای شکست باقی می گذارد. اما اگر مجموعه ساخت جناب سلحشور را با دقت بررسی کنیم، مشاهده می کنیم که این سریال عظیم همان مشکلاتی را دارد که بسیاری از مجموعه های تاریخی ما با آن ها دست و پنجه نرم می کنند. تا به این جا که از مدت زمان پخش مجموعه گذشته، بیننده تیزبین در این حسرت و تعجب باقی می ماند که چرا حتی در یک قسمت یک دیالوگ دراماتیزه و جذاب به گوشش نمی خورد و یا چرا کاراکترها تا این اندازه تخت و یک بعدی هستند و نوع رفتار و گویش بازیگران نقش های اصلی و فرعی آدم را به یاد نمایشنامه های مدرسه ای می اندازد؟ آیا به صرف این که دکورهای عظیم و چشم نواز بسازیم و یا آن همه لباس زرق و برق دار را بر تن سیاهی لشگرها بپوشانیم (که همه این ها حاصل کار خوب استاد مجید میرفخرایی است) و به سبک درام های تاریخی هالیوودی موسیقی حماسی بر روی سکانس ها بگذاریم، آیا می توان گفت یک مجموعه خوب تاریخی ساخته ایم؟ یادمان نرود که هنر سینما یعنی رعایت جزییات در فیلمنامه و ساختار. با این توصیف معلوم نیست چرا کسی پیدا نمی شود که بگوید دراماتیک ترین قسمت های داستان حضرت یوسف (ع)- یعنی فرار او از دست زلیخا و یا تعجب زنان از زیبایی و شکوه جمال که به بریده شدن دست آنان منجر می شود- پرداختی تا این اندازه خام دستانه و ضعیف در مجموعه دارند به طوری که بیننده را به خنده وا می دارند؟ شاید چون خود سازندگان مجموعه بهتر از هر کس دیگری ایرادهای کارشان را می دانند، سعی می کنند این چنین در برابر انتقادها و سوال های کارشناسان و اهل فن جبهه گیری کنند و با هوچی گری چشم شان را بر ضعف های عمده کارشان ببندند و یا شاید بد نباشد که به خودمان اندکی زحمت دهیم و در پس ذهن مان به گذشته ای نه چندان دور نقبی بزنیم و مجموعه ای ماندگار همچون امام علی (ع) را که از حیث جزییات کارگردانی، فیلمنامه و به ویژه جنس دیالوگ ها و بازی ها از کارهای درخشان در تاریخ مجموعه سازی ایران به شمار می رود، با حاصل کار جناب سلحشور مقایسه کنیم و پی به عمق تفاوت ها ببریم. اگر بسیاری از مردم، از طبقه های فرهنگی گوناگون، به تماشای مجموعه یوسف پیامبر(ع) می نشینند، به دلیل ساختار مستحکم آن در محتوا و فرم نیست، بلکه به خاطر اشتیاق آن ها به دیدن و شنیدن دوباره داستان های دراماتیک و به ویژه داستان های مذهبی است که با بسیاری از آن ها بزرگ شده اند و سینه به سینه به یکدیگر منتقل کرده اند. اگر کمی هم سرمان را از برف بیرون بیاوریم و به پیرامون خودمان و انتقاد همان هایی که هر جمعه به تماشای مجموعه پرهزینه یوسف پیامبر (ع) می نشینند، گوش بدهیم، شاید برای آینده کاری مان بد نباشد! درست است آقای سلحشور؟!

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد