آرشیو ماهانه برای اسفند ۱۳۹۳

نگاهی به فیلم «فورس ماژور»

, , بدون دیدگاه

فیلم به‌خوبی جنسِ مرد و زن را می‌شناسد و با صحنه‌های جزئی و گاه طنزآمیز، دست‌شان را برای ما رو می‌کند، انگار ما را برای خودمان تفسیر می‌کند. یکی از بهترینِ این صحنه‌ها، جایی‌ست که توماس (که حالا بدونِ اِبا آمده تا به یادِ دورانِ مجردی، آزاد باشد و تفریح کند) همراه مت، در حالِ گوش دادن به ریتمِ یک موسیقی تند و خوردنِ نوشیدنی هستند که زنی بالای سرِ توماس می‌آید و پیامِ دوستش را به او می‌رساند که: توماس خوش‌تیپ‌ترین مردِ این مکان است.

خواندن نوشته →

نگاهی به «ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه»

, , بدون دیدگاه

ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه نخستین فیلم بلند ابراهیم ابراهیمیان است. غالبا در مواجهه با فیلم اولی‌ها، آن‌قدر عیوب ریز و درشت می‌توان یافت که آسان‌ترین امر برای منتقد ‌ابی باشد و در این…

خواندن نوشته →

نگاهی به «خواب زمستانی» نوری بیلگه جیلان

, , بدون دیدگاه

فیلم بیلگه جیلان یک برون‌ریزی از سر ناچاری‌ست. آدم‌های فیلمش راضی و خشنود نیستند. حتی حاج‌حمدی که سعی می‌کند یک مصلح قانع باشد، ابهام و بی‌ثمری را پیش روی‌اش می‌بیند. درمانده‌اند و در کشاکش التهابی…

خواندن نوشته →

نگاهی به نارنگی‌ها ساخته‌ی زازا اوروشادزه

, , بدون دیدگاه

فرم رواییِ نارنگی‌ها (Tangerines) با قاعده‌ی تحولِ شخصیتِ محوری، بیگانه است. فیلم در همان یک سوم ابتدایی، عمده‌ی خصیصه‌ها و ویژگی‌های ظاهری و باطنیِ ایوو را عیان می‌سازد و پس از آن می‌کوشد تا تأثیرگذاریِ…

خواندن نوشته →

چند تکه از جشنواره سی‌و‌سوم فجر

, , بدون دیدگاه

نگاه کلی به جشنواره‌ای که از نیمه به آن پیوستم نه منصفانه است و نه در ساحت عقلانیت فرهنگی می‌گنجد. اما همان شش روز پایانی جشنواره هم فقر داستانگویی و ضعف در روایت زیباشناسانه را نشان می‌داد. دست سینمای ما خالی است و بعضی از سینماگران ما باید درک کنند که سینما چیزی فراتر از تصاویر زیباست. بعضی دیگر هم بهتر است عطای این هنر صنعت را به لقایش ببخشند. در این بند از فیلمی نام نمی برم. اساسا در بندهای بعدی هم از فیلمهایی که دوست نداشتم نخواهم نوشت. دست‌کم تلاشم را خواهم کرد. عصبانی نیستم…عصبانی نیستم…

خواندن نوشته →