آرشیو ماهانه برای بهمن ۱۳۹۳

نگاهی به «شب‌گرد» ساخته‌ی دَن گیلروی

, , بدون دیدگاه

اگر دیوید فینچر در «دختری که رفت/ دختر گم‌شده» نوکِ پیکانِ انتقادش به رسانه‌ها را در لفافی از داستانی هیچکاکی به خورد مخاطب می‌دهد، گیلروی در این فیلم، نوک پیکانش را زهرآلود می‌کند و مستقیم به قلب رسانه‌ای چون تلویزیون می‌زند. رسانه‌ای که در مسیری بده‌بستان‌گونه، خوراک هر‌ روزه‌ی میلیون‌ها آدمی را تهیه می‌کند که اتفاقاً هیچ هم بی‌گناه نیستند. آدم‌هایی که…

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم «بابادوک»

, , بدون دیدگاه

بابادوک داستان هیولایی‌ست انسانی در مواجهه با خانواده‌ای دونفـره. مادر خانواده همسـرش را در راه بیمارستان و هنگام تولد پسرش از دست داده. زندگی بدون معشوق و همسر برای زن، مشکلات و اختلالات رفتاری پسـر،…

خواندن نوشته →

«پیچش‌های پیرنگ» در فیلم‌های ۲۰۱۴ ؛ بخش نخست

, , بدون دیدگاه

و باز ماجرای مکرر «پیچش پیرنگ». معلوم نیست این پیچش‌های پیرنگ کِی می‌خواهند دست از سر سینما بردارند. هرچند (منصفانه اگر نگاه کنیم) نباید از نظر دور داشت که در بطن همین «پیچیدگی‌ها» چیزی نهفته…

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم «بهشت، واقعیت دارد»

, , بدون دیدگاه

شکل فیلم‌نامه این‌جاست که نمی‌تواند بینِ این دو خطِ داستانی، توازن و تعادلِ درستی برقرار کند و به نتیجه برسد. هم‌چنان که تاد طی روندی غیرقابل‌قبول، همان‌طور که ذکرش رفت، از بالا به پایین می‌رسد، پسرش هم نه چندان باورپذیر از پایین به بالا می‌رود و داستان‌هایش را تعریف می‌کند.

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم «کالواری» ساخته‌ی جان‌مایکل مک‌دانا

, , بدون دیدگاه

اگر بخواهیم در فیلم‌های با محوریت کلیسا درنگی داشته باشیم باید به این موضوع اشاره کنیم که در آن‌ سوی تپه‌ها، کریستین مونجیو تلاش کرده تا کلیسا را از طریق نمایش خرافه‌گری‌های بی‌پایه و اساس و کشیش‌های خشک و مستبدش به نقد کشیده و با کم سو دیدن نور ایمان از طلایه‌داران کلیسا، همگان را به تفکر و تامل بیشتر در فهم مسائل مذهبی دعوت کند. اما مک‌دانا با رویکردی متفاوت و با ترسیم کشیشی متمایز و نجات‌بخش، خط مشی‌های منحط پیشین را نکوهش کرده است.

خواندن نوشته →

نگاهی به بحران هویت در موج نو سینمای ترکیه

, , بدون دیدگاه

برای سال‌های سال «مثل‌ یک فیلم ترکی است» جمله‌ای تحقیرآمیز برای نشان دادن ضعف در ساختار فیلم به حساب می‎آمد. اما در بیش از یک دهه اخیر، سینمای ترکیه که از آن با عنوان “موج نو ترکیه” یاد می‌شود حضور گسترده‌ای در فستیوال های معتبر بین المللی مانند روتردام ، لینز، نیویورک ، ورکلاوو لهستان، دارد. این پدیده‌ی جدید چیست؟ چگونه می‌توان این پدیده را تشریح کرد؟ آنان چگونه از کلیشه‌ها گذر کردند؟ تنگناها و مشکلات کنکاش شده در فیلم‌های جدید چه چیزهایی می‌باشند؟

خواندن نوشته →

نگاهی به سه انیمیشن کوتاه برنده‌ی اُسکار

, , ۱ دیدگاه

ریتم و ضرباهنگ زندگی «هابلوت» کاملاً با زمان نیوتنی هماهنگ و عجین است. او همواره با وسواسی افراطی و به‌شکلی اتوماتیک‌وار کارهای روزمره‌اش را سروسامان می‌دهد. یک جا، هابلوت را از پسِ ساعت دیواری و در حین انجام فعالیت‌های روزانه می‌بینیم، این نما دقیقاً منطبق با ذهنیت قراردادی و حسابگر اوست، آن دستگاه شمارشگر – که بر پیشانی‌اش قرار گرفته و دائم کنتور می‌اندازد – هم بر ویژگیِ یادشده، دلالت دارد.

خواندن نوشته →