آرشیو ماهانه برای اسفند ۱۳۹۱

سرمقاله‌ی سال ۹۲

, , بدون دیدگاه

نوروز ۸۷ آغاز به کار کردیم و هر سال با نوروز و بهار یک سال بزرگ‌تر می‌شویم. و خودمانیم چه مناسبت خوبی است برای تولد. بالا و پایین زیاد داشتیم. اصلا خیلی وقت‌ها در کما…

خواندن نوشته →

بهترین فیلمی که در سال ۹۱ دیدیم

, , ۸ دیدگاه

امسال هم مانند چند سال گذشته نظرسنجی کوچکی را به مناسبت نوروز و آغاز سال تازه ترتیب دادیم. تعدادی از بزرگواران به این دعوت پاسخ مثبت دادند. دو پرسش ما این‌ها بودند: (۱) بهترین فیلمی که در سال ۹۱ دیدید: ایرانی و خارجی یا قدیمی و جدید بودنش یا برای اولین بار دیدن و تکراری بودنش مهم نیست. (۲) بهترین دیالوگی که در سال ۹۱ شنیدید یا بهترین شخصیت سینمایی که در یادتان مانده یا هر دو.

خواندن نوشته →

دست و دل

, , ۱ دیدگاه

دست و دلش به نوشتن نمی‌رفت. حتی با یک لیوان بزرگ چای در کنارش و چراغ‌های کم‌سوی خانه. سبزه به ماهی لبخند می‌زد و ماهی بوسه‌های عاشقانه می‌فرستاد برای سیب. کار و بار سماق هم…

خواندن نوشته →

بهار ناگزیر

, , ۱ دیدگاه

بهار با آمدنش جبر ِ بودن را خواستنی می‌کند. خاطرات را در برگ‌های تقویم جا می‌گذارد و آغازی ناگزیر را در زندگی ایجاد می‌کند. وقتی چشم‌انداز ِ روبرو از خواستن‌ها خالی شده و وقتی برگ‌های…

خواندن نوشته →

بهار بی‌بندوبار

, , بدون دیدگاه

ساعت پدربزرگ کوک نبود. هیچ‌وقت نبود. اون یه ساعت مچی ارزون‌قیمت بود که بعدها گرون شد. اینو وقتی فهمیدم که داشتم پیاده راسته‌ی منوچهری رو دنبال یه بیست تومنی قدیمی می‌گشتم. نمی‌دونم چرا. ولی می‌گشتم….

خواندن نوشته →

بهاریه در سربازی

, , ۲ دیدگاه

سالِ گذشته بود. دم‌دمه‌های عیدِ نوروز. تازه‌واردی بودم که محیطِ اطرافِ خود را نمی‌شناخت. به بایدها و نبایدهای این محیطِ آشنا نبود. نه! هیچ چیز نمی‌دانستم و سعی کردم که بفهمم این محیطِ جدید را. پس شروع کردم و نوشتم. از همه چیز و هیچ چیز. می‌نوشتم بی‌اختیار. مدتِ کوتاهی گذشت و فهمیدم که می‌توان از دلِ این یادداشت‌ها، این انبوهِ اندوه، کتابِ کوچکی بیرون کشید و نامش را گذاشت «زیستن در اضطراب مدام».

خواندن نوشته →

روایتی فانتزی از نوستالژی‌های نوجوانی یک دهه‌ی شصتی

, , بدون دیدگاه

در جمله‌ی تبلیغاتی (تگ‌لاین) فیلم بغض، ساخته‌ی رضا درمیشیان نوشته شده: «فیلمی برای دهه‌ی شصتی‌ها». این‌که المان دهه‌ی شصت واقعاً تا چه اندازه در پیرنگ و شخصیت‌پردازی فیلم جلوه داشته که سازندگان بغض را مجاب کرده تا تبلیغات فیلم را بر اساس این ایده بنا نهند، به دریافت و قضاوت مخاطبانش. اما همین موضوع برای من ِ دهه‌ی شصتی بهانه‌ای شد تا با دست‌مایه قرار دادن حال و احوال روزهای کودکی خود، و نیز تلفیق آن با بخشی از پیرنگ فیلم، داستان کوتاهی…

خواندن نوشته →

خوانش یک تصویر

, , بدون دیدگاه

  ۱- در نگاه نخست، این فقط یک تصویر است؛ تصویری از سردرِ یکی از سینما‌های تهران در روزهای آخر سال. اما این تصویر ساده کم‌کم خودش را آشکار می‌کند و نشانه‌ها پدیدار می‌شوند و…

خواندن نوشته →

سینمای جهان در سالی که گذشت

, , ۱ دیدگاه

سال ۲۰۱۲ میلادی شاید برای خیلی از سینمادوستان هم­چون من سال مهمی محسوب می­‌شد. سالی که قرار بود فیلمسازان به هر دلیلی مهم چون ژاک اودیار، کریستوفر نولان، مارتین مک‌دانا، تام هوپر، میشائیل هانکه، کاترین…

خواندن نوشته →

نیم‌نگاهی به «مرشد» با تأکید بر یکی از سکانس‌های فیلم

, , ۵ دیدگاه

مرشد اثری است که در این سال‌ها بار دیگر به ما ثابت می‌کند که سینما می‌تواند چه عظمتی داشته باشد. فارغ از بحث‌های فرامتنی مانند روایتی از بازه‌ای از زندگی رهبر فرقهٔ ساینتولوژی، فیلم در…

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم «عشق» ساخته‌ی میشاییل هانکه

, , بدون دیدگاه

عشق، این مقدس‌ترین واژه‌ی جهان هستی و در عین حال دست‌مالی شده‌ترین کلمه‌ی تاریخ زندگی انسان، بارها و بارها دست‌مایه‌ی هنرمندان طیف‌های گوناگون قرار گرفته‌است. از نقاشان بسیاری از دوران‌ها گرفته تا مجسمه‌ساز و آهنگ‌ساز…

خواندن نوشته →

نگاهی به چهار فیلم جشنواره‌ی فجر سی‌ویکم

, , بدون دیدگاه

از تهران تا بهشت از تهران تا بهشت ابوالفضل صفاری، داستان زنی است که در لایه‌ی ظاهری داستان در جست‌وجوی همسرش است و در لایه‌ی بینامتنی در کندوکاو یافتن خویش. فیلم صفاری نقد مدرنیته‌ای‌ست لجام‌گسیخته…

خواندن نوشته →