آرشیو ماهانه برای آذر ۱۳۹۰

دلنوشته‌ای برای سعادت‌آباد مازیار میری

, , ۸ دیدگاه

اگر ژیژک بود حتما می‌گفت یک فیلم ضدامپریالیستی است که دارد می‌گوید مردم بیدار شوید که چین دنیا را گرفته و این در مانیفست حامد بهداد و با استعاره زن چینی وهم‌زمان با پختن غذای چینی در آشپرخانه همراه می‌شود.. کنایه‌ی بسیار زیبا و تکان‌دهنده که زن این آدم غذای چینی می‌پزد و مرد هوس زن چینی می‌کند. اما من ژیژک نیستم و آمده‌ام دنبال قصه نه کمونیست‌های خلق چین. حالا قصه چیست؟ کجاست؟

خواندن نوشته →

نقدی بر مرگ کسب و کار من است

, , ۲ دیدگاه

بارزترین ویژگی فیلم این است که در دادن اطلاعات به بیننده با متانت و پرحوصله است، پرچانگی نمی‌کند و با دادن نشانه-هایی هوشمندانه، داستان را در لایه‌های زیرین پیش می‌برد. نمایش ظریف نمودهای تهی‌دستی در جامعه‌ی روستایی فیلم، موجب واقع‌گرایی و کلیشه‌زدایی آن شده است : تنها در دو دیالوگ کوتاه می‌شنویم که در روستا کارخانه‌ای وجود داشته – که بسیاری از اهالی روستا در آن مشغول کار بوده‌اند – و به دلیل وقوع دزدی تعطیل شده است. معاش کنونی مردم با مشاغلی چون حجامت و جوراب‌بافی تأمین می‌شود. شیر سهمیه‌بندی شده است.

خواندن نوشته →

نگاهی به سعادت‌آباد مازیار میری

, , ۱ دیدگاه

سعادت‌آباد درهم‌فروریختگی شخصیت‌های متفرقی است که هر کدام قصه‌ی خود را دارند و دغدغه‌های فردی‌شان را. آن‌ها حتی برای فوت کردن شمع و گرفتن عکس یادگاری نیز فرصت نمی‌یابند و درست مثل غذای چینی در هم آمیختگی طعم‌ها و مزه‌های گوناگون و گاه متضادند.

خواندن نوشته →

نگاهی به جایگاه زمان در آثار ژان پل سارتر و ویلیام فاکنر

, , ۲ دیدگاه

بازی‌های زمانی در رمان با ظهور جریان سیال ذهن با نویسندگانی چون ویرجینا وولف و ویلیام فاکنر به اوج می‌رسد. مهم‌ترین رمان این سبک «خشم وهیاهو» البته در کنار اولیس از جیمز جویس باشد. فاکنر در این رمان راوی سقوط و زوال است در یک خانواده که تعمیم می‌یابد به کل جنوب آمریکا. فاکنر به زمان نگاه می‌کند و جریان آن را برمی‌شمرد. کلیتی که بدون توانایی در دخل و تصرف همواره اتفاق افتاده است و جریان دارد، بر حال تاثیر می‌گذارد و تا آینده پا به پای آدمی قدم می‌نهد.

خواندن نوشته →

یادداشت راجر ایبرت بر ملانکولیای فون‌تریه

, , ۴ دیدگاه

فیلمی که به فاجعه‌ای مانند نابودی زمین می‌پردازد و در ترسیم آن هم موفق نمی شود، خود یک فاجعه واقعی است. شک دارم از میان بسیاری از کارگردانان که با این چالش روبه‌رو بودند، کسی به خوبی فون‌تریه از پس آن بر آمده باشد. در نمای آخر زمانی ملانکولیا خبری از موج‌های جزر و مدی، حیوانات در حال فرار از جنگل‌های شعله‌ور، تکه‌های اشیاء که در آسمان پراکنده‌اند، نیست. نه، از هیچ‌کدام از این تمهیدات سهل‌الوصول خبری نیست.

خواندن نوشته →

نقدی بر نیمه‌شب در پاریس وودی آلن

, , ۷ دیدگاه

آلن آن‌قدر هوشمند و باتجربه هست که محتوا و روح اثر را فدای کمدی نکند. یکی از جنبه‌های شگفت‌انگیز آثار او همین تعادل میان جدیت و هجوگرایی‌ست که حتی در فیلم‌های فوق‌العاده عمیقی چون زن‌ها و شوهر‌ها و جنحه و جنایات نیز مشاهده می‌شود. فیلم پرسش‌های جدی و جهان‌شمولی را طرح می‌کند؛ از جمله علت غرق شدن انسان‌ها در نوستالژی و تلاش برای بازگشت به “عصر طلایی” زندگی… حتماً دیده‌اید که هنگام گفت‌وگو با دوستان و آشنایان، گاه صحبت از یک دوران طلایی در گذشته با سرخوشی‌های بی‌پایان و فراغ بالش پیش می‌آید.

خواندن نوشته →

درباره‌ی ایوانفِ امیر رضا کوهستانی

, , ۱ دیدگاه

مهم‌ترین جنبه‌ی کیفی «ایوانف»، یعنی بازیِ بازیگران مطلب مستقلی را می‌طلبد ولی به گمانم وقت آن رسیده تا این‌بار بیش از پیش به تکنیک نامحسوس« رها شدگی» در بازی حسن معجونی و تناسب آن برای بازتاب انفعال و ناکارآمدی ایوانف دقت کنیم تا به تبعِ آن بیش از هر زمان دیگر بر وجه مثبت سو تفاهم رایجِ «خودش است و کاری نمی کند» در قبال شخصیتِ بازیِ تئاتریِ او وقوف یابیم.

خواندن نوشته →

نقدی بر فیلم برد ـ برد/ win win

, , ۲ دیدگاه

گاهی اوقات نخستین دقایق و سکانس‌های یک فیلم نوید از ادامه‌ی درخشان می‌دهد؛ به گونه‌ای که با مشاهده‌ی المان‌هایی هوشمندانه و نکاتی ظریف، مخاطب خیلی زود متوجه می‌شود که این میزان از هوشیاری نمی‌تواند در یک فیلم سطح پائین یا حتی معمولی وجود داشته باشد. بنابراین فضاسازی مناسب در آغاز یک فیلم (مخصوصاً در مورد یک فیلم‌نامه‌ی اورجینال) نشان از درایت ویژه‌ی خالق آن دارد.

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم یه حبه قند ساخته‌ی رضا میرکریمی

, , ۶ دیدگاه

یه حبه قند داستان زندگی مردمانی ساده‌دل و مهربان در شهر یزد است. اصلاً همین لهجه‌ی شیرین و دوست‌داشتنی یزدی، مزه‌ی شیرینی فیلم را چند برابر کرده است. به نظر هم نمی‌رسد که انتخاب لهجه‌ی یزدی تصادفی بوده باشد و در واقع، انتخابی‌ست با فکر و تدبیر. فیلم راجع به ازدواج پسند (نگار جواهریان) با پسری ثروتمند است که در آمریکا اقامت دارد و قرار است این دو از راه دور و از طریق امکاناتی که اینترنت فراهم کرده، با هم ازدواج کنند.

خواندن نوشته →