آرشیو ماهانه برای آبان ۱۳۹۰

نگاهی به فیلم میان‌بر میک

, , بدون دیدگاه

فیلم تصویرگر یک جامعه‌‌ در آستانه‌‌ی شکل‌‌گیری تمدن است و نمود همچین تحولی را در انسان‌‌های پدید آورنده‌‌اش بررسی می‌‌کند. آن‌‌ها بارها برای تصمیم‌‌ گرفتن درباره‌‌ی آینده‌‌ی خود به رأی‌‌گیری و مشورت روی می‌‌آورند اما زنان در این تصمیم‌‌گیری نقشی ندارند و تنها از دور به نظاره و گمانه‌‌زنی درباره‌‌ی صحبت مرد‌‌ان خود می‌‌نشینند. از این دیدگاه فیلم را می‌‌توان تمرین یک ملت برای رسیدن به دموکراسی انگاشت که باید این سعی‌‌ و خطاهای ناپخته را در گذرگاهی سپری کند

خواندن نوشته →

جهان‌سازی و سازش دو جهان از دید-گاه تالکین*

, , ۱ دیدگاه

معجزه‌ی تالکین این بود که به آن‌جا رفت، اما دوباره بازگشت! (امری که نام کتابش، هابیت یا آن‌جا و بازگشت دوباره، هم از آن حکایت می‌کند.) چنان که خواهد آمد، قصد او از ساختن آن جهان، نه فقط ارضای امیالی چون خشنودی و رضایت – که البته بسیار مهم‌اند – بلکه نیز انعکاس دادن حقیقت به طریقی دیگر، و تابانیدن نوری بر جهان اصلی واقعی بود که سبب می‌شد نگرشی دیگرگونه پیدا کنیم.

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم یه حبه‌قند ساخته‌ی رضا میرکریمی

, , بدون دیدگاه

یه حبه قند پتانسیل زیادی برای تماشاگر دل‌زده از مناسبات عصر حاضر دارد و به نوعی احیای زندگی‌ها و رسومات خوش‌آیند فراموش شده است. متعلق به شیوه‌ای از زندگی است که خانه‌هایش برای همه جا داشتند و عروسی‌ها در خانه‌ها برگزار می‌شد و عروسی بهانه‌ای برای زندگی‌کردن افراد یک خانواده در کنار هم بود و هنوز زمان آن نرسیده بود که به مردم به زندگی در آپارتمان‌های کوچک اجاره‌ای عادت کنند.

خواندن نوشته →

نگاهی به نمایش‌نامه‌ی باغ‌وحش شیشه‌ای اثر تنسی ویلیامز

, , ۱۵ دیدگاه

بی‌شک باغ‌وحش شیشه‌ای از هر اثر دیگری به زندگی شخصی تنسی ویلیامز نزدیک‌تر  است. شخصیت‌ها ‌و تم‌های ‌اصلی داستان از درون زندگی خانوادگی از هم پاشیده‌ی ویلیامز سر بر آورده‌اند. و این گفته‌ی الیا کازان…

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم سگ آبی ساخته‌ی جودی فاستر

, , ۱ دیدگاه

سگِ آبی فیلم دلپذیری‌ست و با وجود ایراداتی که دارد از جمله انفعال شخصیتی که خود فاستر بازی می‌کند و یا اشاره‌هایی که به اتفاقات گذشته‌ی زندگی نورا می‌شود، نکات مثبتِ نسبتاً قدرتمندی دارد. مهم‌ترین‌اش بازی مل گیبسون است. او که پس از وقفه‌ای پنج‌ساله به دلیل ساختن دو فیلم پرحرف‌وحدیـث‌اش، سال گذشته در تریلــر ناموفق لبه تاریکی بازی کرده بود در سگِ آبی بازی چشمگیری ارائه می‌دهد.

خواندن نوشته →

نگاهی دیگر به آلزایمر

, , ۲ دیدگاه

احمدرضا معتمدی در «آلزایمر» قصد دارد تا به نوعی ساختارشکنی در بیان مفاهیم متعال فلسفی و دینی‌اش‌ برسد. برخورد غیر مستقیم او با این مقوله‌ برای گریز از انگاره‌هایی است که مدام با مضامین و شگرد‌های داستانی متفاوت تکرار می‌شوند و این همان راهبردی است که پیش از این برای القاءِ معنا بارها در سینمای معناگرا استفاده شده است؛ دمیدن روحی از باورها و مضامین دینی و فلسفی و پرداخت حداقل‌ِ شکل‌گرایی در کالبد اثری که ظاهر ملودرامی ساده را دارد.

خواندن نوشته →