آرشیو ماهانه برای اسفند ۱۳۸۹

سرمقاله: آغاز چهارمین سال فعالیت آدم‌برفی‌ها

, , ۳ دیدگاه

سرمقاله نوشتن برای آدم‌برفی‌ها دیگر امری منسوخ و مسخره به نظر می‌رسد. فقط بهانه‌ای است تا یک دانه‌ی دیگر از تسبیح را بندازیم توی قوططی و بگوییم: آغاز چهارمین سال فعالیت آدم‌برفی‌ها. واقعا هم به این سرعت گذشت.

خواندن نوشته →

بهاریه‌ای از علی جعفرزاده

, , بدون دیدگاه

گرچه همیشه به پاییز بستگی داشته‌ام اما وقتی سایه‌ات از گوشه‌ی اتاق می‌روید بهار از لای عقربه‌ها چشمک می‌زند. می‌توانم کنار خاطره‌های امسالم که به جلد تقویم رسیده‌اند آخرین سیگار را هم دود کنم. تو بر می گردی. سرت را بر می‌گردانی با گوشه‌ی چشم به چشم‌هام نگاهی می‌اندازی و من قطرات بهار را که از گوشه‌های گونه‌‌ات سرازیر می‌شوند بو می‌کنم.

خواندن نوشته →

به جای بهاریه: نوشته‌ای از مسعود ثابتی

, , ۲ دیدگاه

رضا که گفت چیزی بنویس برای آخر سال، خوب می‌دانست از کسی «بهاریه» می‌خواهد که اگر هم همت کند و بنویسد، حاصل کارش سخت بتواند چیزی درخور این روزها و این ساعت‌ها، و یا درخور هر روز و هر ساعتی باشد. نوشته‌هایی از این دست، متن‌هایی که قرار است نویسنده‌ا‌ش را عریان و آن‌طور که هست _ یا آن‌طور که می‌نماید _ در معرض فکر و دل مخاطب قرار دهد، اهمیت و تاثیرش را از تشخص و اعتبار نویسنده‌اش کسب می‌کند و لاجرم نوشتنش اعتماد به نفس و تشخصی می‌خواهد که در من نیست.

خواندن نوشته →

بهاریه‌ای از مهناز عظیمی

, , بدون دیدگاه

این نوشته را تنها برای آن‌هایی می‌نویسم که شب عیدها مثل من بی‌دلیل غمگین‌اند. نمی‌دانم شاید روزگارمان طوری شده که حتی نوروز هم برای خیلی‌هامان آن‌قدرها که باید خوشایند نیست. برای من نوروز یادآور شادی‌های غیرقابل درک مادرم است. درست همان وقتی که نقاره می‌زنند و مادر به نیت رویاهای برآورده نشده‌اش قرآن باز می‌کند.

خواندن نوشته →

حلزون حرف نمی‌زند

, , بدون دیدگاه

پرسه زدن‌های خالی، برای رسیدن به هیچ؛ برای خالی کردن خود از چیزهایی که حتی وجود هم نداشته‌اند. این پرسه‌ها تلاشی‌ست شاید بیهوده برای عادت کردن و فراموش کردن عادت‌های قبلی؛ برای دم‌خور شدن با آدم‌های جدید و پاک کردن آدم‌های قبلی. این چیزی‌ست که درگیرش هستم.

خواندن نوشته →

سوزاندن تنهایی

, , بدون دیدگاه

نوشتن از سالی که گذشت یا سالی که پیشِ رو داریم؟ نه! یا شاید نوشتن از عید و عیدی گرفتن و لذت اسکناس‌های تانخورده‌ی لایِ قرآن؟ این یکی هم نه! چرا که هر دو مرا به یادِ گذر زمان می‌اندازند و این روزها هیچ‌چیز به اندازه‌ی گذرِ عمر مرا نمی‌آزرد. شما سینمادوستان، حتما خبر دارید که اینگمار برگمن فقید، همیشه می‌هراسید از نزدیک شدن سالروز تولدش. من نیز می‌ترسم و در خصوصی‌ترین لحظاتم و در تنهایی‌هایی خویش، از هر سالگردی یا هر اتفاقی که به صورت مرتب رخ می‌دهد، بیزار و گریزانم

خواندن نوشته →

نگاهی به ده فیلم مهم احتمالی اکران ۹۰

, , ۳ دیدگاه

این یک فهرست شخصی از فیلم‌های پر سر و صدا جشنواره بیست و نهم است که می‌توانند به فیلم‌های مهم اکران ۹۰ تبدیل شوند. بنابراین اگر فیلم دیگری خارج از نوبت به اکران ۹۰ اضافه و به فیلم مهم و تأثیرگذاری بدل شد، گناه از نگارنده این سطور نیست!

خواندن نوشته →

من و ترین‌های سینمای ایران در سال ۸۹

, , بدون دیدگاه

همواره در این موقع از سال بازار انتخاب ترین‌های سال داغ می‌شود و اگر این ترین‌ها ربطی به اتمسفر کمی تا قسمتی سرد سینمای ما داشته باشد، آن هم در سال بی‌رمقی مثل سال ۸۹ اوضاع کمی پیچیده‌تر هم می‌شود. به جهت اطلاع از این که نگارنده غافل از اتمسفر عمومی سینما نبوده است اهم ترین‌های سال به حضور ایفاد می‌گردد

خواندن نوشته →

بهترین‌ فیلم‌های سال ۸۹

, , ۲ دیدگاه

لیست من برخلاف همه‌ی لیست‌های دیگر برای سال ۸۹ است نه ۲۰۱۰٫ هر چقدر هم بکوشم خود را باکلاس و فرنگی‌مسلک به چشم بنمایانم، در نهایت یک ایرانی هستم و چندان هم از این وضعیت دل‌خور نیستم. تنها روشم برای انتخاب کردن بهترین فیلم‌های سال این است که می‌نشینم و اجازه می‌دهم تصاویر فیلم‌ها وارد ذهنم شوند. ناب‌ترین و خالص‌ترین راه همین است به نظرم. تصویری که زنده مانده است تصویری‌ست که تاثیر گذاشته است. ۱۰ تصویر اول، ۱۰ فیلم برتر سال من می‌شوند.

خواندن نوشته →

مرور فیلم‌‌های مهم سال گذشته با منتقدان خارجی

, , بدون دیدگاه

تلقین کریستوفر نولان که از نظر بصری جالب است و آثار کم‌رنگی از نوآر هم دارد، مثل پایان‌نامه‌ی یک دانشجوی فیلم‌سازی پر از ارجاع و اشاره است. تحسین‌کنندگان بلید رانر ریدلی اسکات و ۲۰۰۱ ادیسه فضایی استنلی کوبریک به‌شان خوش خواهد گذشت، چون تلقین به گرد پای این آثار کالت ماندگار نمی‌رسد

خواندن نوشته →

سه فیلم مهم سینمای جهان در سال ۸۹

, , بدون دیدگاه

با توجه به این که جُز دو سه فیلم ایرانیِ نه چندان مُهم هیچ اثرِ فارسی‌زبان دیگری را در سالی که سپری کردیم روی پرده ندیدم، و با استناد به همان دلایلِ غیرمنطقی اولِ کلام که دور بودن هیچ علاقه‌مندی از سینما را توجیه نمی‌کند، در این نظرسنجی، تنها می‌توانم سه فیلم خارجی مهم را انتخاب کنم که به نظرم سرگرم‌‌کننده، خاص، و منسجم رسیدند

خواندن نوشته →

پنج سکانس برتر سال ۲۰۱۰

, , ۱ دیدگاه

امسال سال پرباری برای سینمای دنیا بود. در این بین فیلم‌هایی چون شبکه‌ی اجتماعی (دیوید فینچر)، تلقین (کریستوفر نولان) و داستان اسباب‌بازی‌های ۳ (لی آنکریچ) حتی قابلیت این را دارند که از حد عنوان بهترین فیلم‌های سال فراتر بروند و به فیلم‌هایی تعیین‌کننده در سینمای دنیا تبدیل شوند.

خواندن نوشته →

ده فیلم برتر سال ۲۰۱۰

, , ۲ دیدگاه

چند ماهی‌ست که سال ۲۰۱۰ میلادی به پایان رسیده و این‌جانب هم به دلایل واضح و مبرهن با چند ماه تأخیر توانستم فیلم‌های مهم سال را ببینم و ده فیلم برتر سال را انتخاب کنم. خوش‌بختانه امسال فیلم‌های خوب زیاد بود و انتخاب را کمی مشکل می‌کرد. اول تأسف‌ها: فیلم آخر کوئن‌های عزیز (شهامت واقعی) یک وسترن کلاسیک و ساده بود که در بهترین حالت به درد یک بار دیدن می‌خورد. در انیمیشن جدید سیلوین شومه (شعبده‌باز) که تمام آثار قبلی‌اش را به‌شدت دوست دارم، خبری از نگاه تند و گزنده‌ی انتقادی خاصش نیست و فیلمی به‌دور از جذابیت ساخته. شبکه‌ی اجتماعی فینچر را دوست ندارم جزو فیلم‌های دیگرش قرار بدهم، چون کاملاً بر خلاف همه‌ی آثار دیگرش بسیار پرگو، بی‌هدف و ملالت‌بار است. فیلم دیوید او. راسل (مبارز) هم به شدت تکراری و کهنه است و ظاهراً باید قبول کنیم که سه پادشاه یک استثنا بوده است.

خواندن نوشته →

A Good Year*

, , بدون دیدگاه

سال ۱۳۸۹ سال غریبی بود. سالی که با اتفاقات سینمایی بسیار فرخنده‌ای همراه بود. تابستان ۸۹ فرصتی فراهم شد تا در بحبوحه‌ی اکران فیلم جدید کریستوفر نولان، تلقین و برای مشاهده این اثر عظیم بر پرده‌ی سینما به یکی از کشورهای همسایه سفر کنم. با تماشای چنین دسته آثاری است که پی می‌بریم ما کجاییم و سینمای جهان کجا؟

خواندن نوشته →

این چند فیلم جشنواره

, , بدون دیدگاه

جشنواره‌ی فجر سال ۸۹ با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش تمام شد و این چند فیلم به دلایل مختلف نگارنده را واداشتند تا درباره‌شان چند خطی بنویسم. البته به دلیل شرایط بد پخش فیلم‌ها در سالن میلاد، قضاوت صددرصد قطعی نیست…

خواندن نوشته →

نگاهی به شبکه‌ی اجتماعی فینچر

, , ۱ دیدگاه

شبکه‌‌ی اجتماعی فیلمی‌ است که هم‌چنان‌که از ارتباط می‌گوید اما از نقد روابط امروزی هم غافل نیست. مارک با تمام استعداد شگرفش به لحاظ اخلاقی شخصیت قابل اعتمادی ‌نیست. او فقط و فقط به کارش فکر می‌کند و با همه چیز با زبان کدنویسی‌اش برخورد می‌کند. اما فینچر و همکار فیلم‌نامه‌نویسش آرون سورکین در این‌جا هم هوشمندانه عمل کرده‌اند.

خواندن نوشته →