آرشیو ماهانه برای آذر ۱۳۸۹

یادداشت ای. او. اسکات درباره‌ی تلقین کریستوفر نولان

, , بدون دیدگاه

رابطه بین سینما و رؤیا همیشه «چندتعیینی» بوده است؛ (این اصطلاح را از روان‌شناسی قرض می‌گیریم). به نظر می‌رسد سینما از اولین بارقه‌های شکل‌گیری‌اش که تقریباً همزمان با انتشار کتاب «تعبیر خواب» فروید بوده، مدام…

خواندن نوشته →

یادداشتی برای ویکر پارک

, , ۱ دیدگاه

چگونه می‌شود که زندگی هیچ‌گاه به صورتِ کامل همان چیزی نیست که انتظارش را می‌کشیم؟ حتی در خوش‌ترین لحظه‌ها هم احتمالی دیگر برای خوش‌تر بودن وجود دارد. فرصتی هست که از دست داده‌ایم و راهی هست که از رفتنش ـ حال به هر دلیلی که می‌خواهد باشد ـ باز مانده‌ایم. این احتمال که عشقِ زندگی‌مان تک‌تک افرادی باشند که در یک پیاده‌ رویِ ساده از کنارمان می‌گذرند، چقدر است؟ زیاد یا کم؟ اصلاً آیا می‌توان حضور چنین امری را قبول داشت یا نه؟

خواندن نوشته →

درباره‌ی تلقین (Inception) ساخته کریستوفر نولان

, , ۱ دیدگاه

نولان با «تلقین» ثابت می کند علاوه بر این که در فیلم نامه نویسی یک نابغه است، یک متخصص فنی هم هست و به ابزار سینما تسلط کامل دارد و کاری می کند که تمام عواملی که با او کار می کنند، بهترین آثار دوران کاری خود را ارائه بدهند. با این که تلقین یک فیلم داستان محور و ایده محور است، بازیگرانش در اوجند و در فرصتهای اندکی که برای خودنمایی به آنها داده می شود نشان می دهند که بهترین انتخاب‌ها هستند.

خواندن نوشته →

بررسی و تحلیل دو فیلم ماجرا و درباره الی با رویکرد بینامتنیت

, , ۳ دیدگاه

ر اساس نظریه بینامتنیت مرزهای یک متن هرگز مشخص نیست و هیچ متنی وجود ندارد که مستقل باشد بلکه هر متن به متون پیش از خود وابسته است و بینامتنی برای متون بعد از خود به حساب می‌آید. در این مقاله نخست به اصطلاح بینامتنیت و تعریف آن پرداخته شده و سپس فیلمنامه دو فیلم ماجرا اثر میکل‌ آنجلو‌ آنتونیونی و درباره الی… نوشته اصغر فرهادی با رویکرد بینامتنی بررسی شده است.

خواندن نوشته →

داستانی از محمد مساعد

, , ۱۴ دیدگاه

این فیلم آخری را چند باری دیده‌ام. داستان بانکداری است که به اتهام قتل زنش زندانی شده. اسم زندان را یادم هست. گمانم اسمش شاوشنگ باشد، یا چیزی شبیه به‌ آن. از حسن انتخاب خودم متشکرم. سعی می‌کنم حواسم به فیلم باشد، اما دائما به آخرین نخ سیگاری که هفت شب پیش روی تراس کشیدم فکر می‌کنم . تصویر کلوزآپ مورگان فریمن در فیلم که سیگار را روی لبش گذاشته با تصویر تراس و آخرین نخ سیگار قاطی می‌شود .

خواندن نوشته →

نگاهی به آغاز / تلقین کریستوفر نولان

, , ۶ دیدگاه

زمانی که حتی خواب‌ها و رویاهای‌مان از دستبرد سارقان در امان نیستند. اگر کابوس‌ها و آرزوهای آدمی را که همواره در خواب تجلی می‌کنند نیز بتوان دزدید، پس چه چیزی برای‌مان باقی می ماند. وقتی به خصوصی‌ترین لحظه‌هایت حمله می‌شود دیگر حریم شخصی معنایی ندارد.

خواندن نوشته →

تحلیل سکانس پایانی درباره‌ی الی (۳)

, , بدون دیدگاه

سکانس پایانی تصویرگر جدایی تلخ و ناخواسته سپیده از همسفرانش است و از سوی دیگر بی‌تفاوتی جمع مصلحت اندیش را نظاره می‌کنیم. دروغ‌هایی که فاجعه را رقم می‌زنند همانند سدی نفوذناپذیرعمل می‌کنند که سپیده که ظاهرا دروغگوی اصلی و مسبب وقایع شناخته می‌شود راهی برای مقابله با آن‌ها و جبران مافات ندارد.

خواندن نوشته →

تحلیل سکانس پایانی درباره‌ی الی(۲)

, , ۲ دیدگاه

در حکایت است که مردی در نیمه‌های شب برای یافتن دسته کلید گم شده‌اش مدتی طولانی زیر نور تیر چراغ برق در حال جستجو بود. رهگذری از او پرسید: مطمئنی که دسته کلید را همین جا گم کرده‌ای؟ مرد پاسخ داد: نه! اما اینجا روشن‌تر است.

خواندن نوشته →

تحلیل سکانس پایانی درباره‌ی الی(۱)

, , ۲ دیدگاه

اگر کسی رمان‌خوان باشد و خودش را رمان‌خوانی حرفه‌ای بداند باید میان نویسندگان معاصر رمان‌های فارسی با محمود دولت آبادی آشنا باشد و در میان آثار به واقع درخشان و پر مغز او جای خالی سلوچ را خوانده باشد و الا یک پای رمان خوانیش لنگ می‌زند . رمانی که جواد مجابی آن‌را یک اتفاق بزرگ می‌داند.

خواندن نوشته →

نگاهی به صداها به بهانه‌ی ورود به شبکه‌ی ویدیویی

, , ۱ دیدگاه

هنوز هم معتقدم سه داستان موازی فیلم هم‌پوشانی خیلی خوبی با هم ندارند و این‌که بخواهند با هم تلاقی دراماتیک داشته باشند کمی محل تردید است. (فکر کنم خیلی مغلق حرف زدم!). اما برخلاف خیلی از فیلم‌های سال‌های اخیر که به روایت‌های غیر خطی روی آورده اند، ساختار درام صداها در خدمت فیلم است و وجهه‌ای تزیینی یا انضمامی نیافته است.

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم ریسمان باز به بهانه ورود به شبکه‌ی ویدیویی

, , ۱ دیدگاه

کارخانی بدون غلو و بدون افراط در جنبه‌های مردانه شخصیت‌هایش دو مرد واقعی و ملموس و جان‌دار خلق کرده است که شاید بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم باشند. مردانی سختکوش و عدالتخواه با یک زندگی سخت و فرساینده که هم آدم را به یاد قهرمان‌های اسطوره‌ی وسترن می‌اندازند و هم یادآور دو سینماگر بزرگ عرصه خیابانی و جاده ای خودمان یعنی مسعود کیمیایی و امیر نادری هستند.

خواندن نوشته →

چند داستانک از علی جعفرزاده

, , ۶ دیدگاه

آمد. در زد. نبودم. گفته بودم بگو نیستم. دخترم سرک کشید بیرون و گفت:« بابا می‌گه نیستم.» آمد تو. چند هفته‌ای بود جدا شده بودیم. چیزی نداشتم بگویم. از دروغ بدم می آمد و به خاطر دروغ‌هایش از او متنفر شده بودم. هر چه خانه را گشت پیدایم نکرد. شاید اصلا نیامده بود.

خواندن نوشته →

دو داستانک از هومن نیکفرد

, , ۴ دیدگاه

هیچ راه دیگه‌ای نداشتم. هرکی جای من بود، این کارو می‌کرد. اونوقتی که شماها، با یه فنجون قهوه تو دستتون داشتین نقشه‌هارو ورانداز می‌کردین، من و تام داشتیم از سرما یخ می‌زدیم. اون خونه‌ی لعنتی متروکه بود. هیچی توش پیدا نمی‌شد.

خواندن نوشته →

نگاهی به فیلم پلی به ترابیتیا ساخته گابور ساپو

, , ۲۷ دیدگاه

«پلی به ترابیتیا» فیلمی ست در ستایش هنر و هنرمند. ترابیتیا برای این ستایش به ریشه های تولد هنر ارجاع می دهد و آن هم چیزی نیست چون غلیان تخیل و رویاپردازی در دوران کودکی. مسلماً همه ما در دوران کودکی و نوجوانی سختی ها و مشکلات کوچک و بزرگی را پشت سر گذاشته ایم که با بعضی از آنها کنار آمده ایم و با بعضی نه.

خواندن نوشته →

خودبازتابندگی در سینمای ژان‌لوک‌گدار و عباس کیارستمی

, , ۲ دیدگاه

یکی از اشتیاق‌های پست‌مدرنیسم پرسش از کلیدی‌ترین باورهای بشری است. طرح مسائلی همچون مفهوم تئاتر، سینما و اساسا مفهوم هنر، که در واقع همان به چالش کشیدن قطعیت‌هاست. در سینما یکی از روش و اسلوب‌هایی…

خواندن نوشته →