آرشیو ماهانه برای آبان ۱۳۸۹

نگاه راجر ایبرت به شهرک ساخته‌ی بن افلک

, , ۱ دیدگاه

اگر فیلمی بتواند ما را به این نقطه برساند و کاری کند که نگران شویم، یک جایی کارش را درست انجام داده. شهرک که دومین فیلم افلک در مقام کارگردان است، می‌خواهد کار بیش‌تری انجام بدهد، می‌خواهد یک بیانیه زندگی‌نامه‌ای و حتی فلسفی باشد درباره فرهنگ جنایت؛

خواندن نوشته →

نگاهی به سن پطرزبورگ

, , بدون دیدگاه

فکرش را بکنید که یک فیلمنامه‌نویس در مرحله‌ی نوشتن فیلمنامه‌ای برای سینمای معلوم الحال ایران با این وضعیت گیشه، آن ‌را با زمان احتمالی بالای دو ساعت نوشته و بخش‌های قابل توجهی از آن حذف شده و تازه فیلم موجود هم نیم ساعت اضافی دارد. واقعا چه در سر چنین نویسنده ای می‌گذرد؟ آیا او درهنگام نوشتن توانایی تخمین زمان فیلم را ندارد؟

خواندن نوشته →

ایران و مدرنیزاسیون

, , بدون دیدگاه

شروع مدرنیته در غرب با اندیشه‌ای بود که دکارت ـ فیلسوف غربی و یکی از نخستین روشنگران ـ مطرح کرد. او اعلام نمود که عقل ،معیار سنجش انسان در تعامل با جهان و مفاهیم پیرامون ماست و در کنار آن به ضرورت وجود نقد در جامعه پای فشرد. چندی بعد هم روسو و لاک هر یک به نوعی بحث حقوق انسانی و حق شهروندی را مطرح کردند و اعلام نمودند هر کس جدای از ملیت، قوم و دین مذهبی که دارد به سبب انسان بودنش حقوقی دارد و از آن جمله اندیشه و حق بیان اندیشه است

خواندن نوشته →

آقای جیرانی! بس است دیگر

, , ۴ دیدگاه

همواره شاهد بحث‌های بسیار سطحی دو طرف یعنی مجری و مسئول فلان بخش بوده‌ایم که جمعه شب گذشته به اوج خود رسید و شاهد لج و لجبازی ای واقعاً کودکانه بین امیر قادری و فریدون جیرانی بودیم. اصرار فریدون جیرانی مبنی بر عدم دخالت نظر شخصی و پرهیز از مقایسه‌ی فیلم «ملک سلیمان» با دیگر فیلم‌ها از یک سو و دستپاچگی قادری در مواجهه با رفتار عجیب‌تر از هر هفته‌ی جیرانی از سوی دیگر باعث ایجاد یکی از سطحی‌ترین آیتم‌های «هفت» طی چند ماه اخیر شد

خواندن نوشته →

جستاری درباره‌ی هفت ساخته‌ی دیوید فینچر

, , بدون دیدگاه

میلز، فردی‌ست سطحی و کتاب‌نخوان و «زود جوش بیار». او درست نقطه‌ی مقابلِ کاراگاه دیگر فیلم است که ویلیام سامرست ( بیننده باید توجه داشته باشد که : ویلیام سامرست موام نامِ یک نویسنده است. ) نام دارد و بسیار عمقی‌ست و آرام و باحوصله و بامطالعه. میلز زمانی که پی می‌برد قاتل زنِ او را کشته، عنان از کف می‌دهد و او را می‌کشد. میلز قربانی خشمِ خود می‌شود.

خواندن نوشته →

نگاه راجر ایبرت به فیلم آمریکایی با بازی جرج کلونی

, , ۲ دیدگاه

آمریکایی به جورج کلونی این مجال را می‌دهد تا نقش یک مرد خشن، خشک و سرد، که مثل یک سامورایی است، را بازی کند. پاشنه آشیل او، مانند هر سامورایی دیگری، عشق است. بجز آن، آمریکایی هیچ عیب‌ونقصی ندارد: قرص و محکم، نفوذناپذیر و متخصص است؛ تمرکز روی این موارد چنان زیاد است که او فقط با مهارت‌ها و استادی‌اش تعریف می‌شود. آمریکایی فیلمی درگیرکننده است که با تمرکز بر روی یک درام ژاپنی و یک کاراکتر نفوذناپذیر هم‌تراز با آلن دلون در سامورایی ژان پیر ملویل ساخته شده است.

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی نوبل ادبی: نویسندگی و جایزه بردن

, , ۱ دیدگاه

جایزه‌ی امسال واقعن نشان داد جوایز هم مثل انسان‌ها برای خودشان DNA دارند. مشخصن جایزه‌ی نوبل ادبی پس از دینامیت آلفرد رایج نشد اما پس از دوست صمیمی‌اش، بزرگترین قهرمان، نویسنده‌ی ایده‌آل، ویکتور هوگو به این نام خوانده شد یعنی همان کسی که در پاریس وقتش را با او می‌گذراند و با پانسیون داری به نام جولیت آدام لامبر دوست بود ( هوگو نوبل را چنین توصیف کرد: ثروتمندترین ولگرد اروپا که چشمانی سرگردان دارد.)

خواندن نوشته →

یادداشت راجر ایبرت بر فیلم سالت

, , ۱ دیدگاه

سالت یک تریلر معرکه است. همه کارهایی را که فیلم‌های بد انجام می‌دهند و من نمی‌توانم تحمل کنم در خود دارد، اما آن‌ها را در یک فیلم خوب به‌کار می‌گیرد. جواب دندان‌شکنی به همه آن کارگردان‌های اکشن‌های مبتذلی است که هرجا گیرشان آمده ترکانده‌اند و دست به دست هم، اعصاب ما را داغان کرده اند. فیلم باعث می‌شود زمان را پرهیجان سپری کنید و آلارم ساعت‌تان ۱۰۰ دقیقه از کار نیفتد.

خواندن نوشته →

نقدی دیگر بر فیلم چهل سالگی

, , ۳ دیدگاه

سینمای اقتباسی، مقوله‌ای که در ایران کمتر به آن توجه می شود، از حساسیت بالایی برخوردار است. از برگرداندن یک رمان به فیلم، که هوش، ذکاوت و دید سینمایی فیلمنامه‌نویس را می‌آزماید؛ تا بحث وفاداری به متن، که خواه‌ناخواه در تبدیل داستان یا کتاب به فیلمنامه مطرح است، از حواشی سینمای اقتباسی هستند. در سینمای اقتباسی، آثار شاخصی را از کارگردانانی همچون داریوش مهر‌جویی و کیومرث پوراحمد شاهد هستیم.

خواندن نوشته →

تحلیلی درباره‌ی نفس عمیق پرویز شهبازی

, , ۵ دیدگاه

برای ورود به جهان داستانی فیلم نفس عمیق و آنچه در سکانس پایانی فیلم رخ می‌دهد ابتدا می‌بایست فیلم را کالبد شکافی روایی کنیم به گونه‌ای که مناسبات زمانی بین روایت و داستان را در ابتدا مشخص کرد و بعد به تبع آن به داستان آن پلیور آبی‌رنگ که در اینجا به صورت تمثیل در روایت جلوه‌گر شده پرداخت.

خواندن نوشته →

نگاهی به کارنامه‌ی اصغر فرهادی

, , ۲ دیدگاه

درباره‌ی الی بنا به دلایلی که تاحالا پنهان مانده است از اکران عید نوروز جا ماند و در بدترین روزهای سال ۸۸ به روی پرده رفت و به فروش نسبتا خوبی هم دست یافت. در حالیکه همگان می‌دانستند که اگر در عید نوروز اکران می‌شد به طور قطع به فروشی بسیار بیشتر دست پیدا می‌کرد. در همان سال درباره‌ی الی که چندجایزه بین المللی را گرفته بود بعنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار معرفی شد که نتوانست به بخش نهایی راه پیدا کند.

خواندن نوشته →

جستاری در آخرین اثر استنلی کوبریک:چشمان باز بسته

, , ۳ دیدگاه

اسم مغازه‌ای که بیل باید در آنجا لباس بخرد، رنگین‌کمان است. درمهمانی زیگلر دو مانکن به بیل می‌گویند: “می‌خواهیم جایی برویم که رنگین‌کمان تمام شود”. رنگین‌کمان رنگ‌های متفاوتی را در خود دارد. تمام شدن رنگین کمان نمادی است از نبودن رنگ و تظاهر، نمادی از برداشتن نقاب. آن‌ها می‌خواستند با بیل رابطه داشته باشند، پرده‌ای بین آن‌ها نمی‌ماند. در مغازه مرد پرده‌ای وجود ندارد و او دخترش را می‌فروشد. میلیچ از بیل می‌پرسد، آیا نمی‌خواهی دلقک یا دزد یا افسر باشید؟ کوبریک زیرکانه این اسم‌ها را انتخاب کرده است. دزد و دلقک ماسک به چهره دارند و افسر در رویای آلیس بوده است.

خواندن نوشته →

میشاییل هانکه و لذت‌های بیماری تصویری

, , ۲ دیدگاه

اما تحسین شده‌ترین اثر هانکه ، معلم پیانو(۲۰۰۱) درامی خیره کننده است که مقوله ی جنسیت ، هنر و سرکوب را در فرویدی ترین شکل ممکن بازنمایی می کند . اِریکا با بازی ویران کننده‌ی ایزابل هوپر، نمونه‌ی تغلیظ شده‌ی کسی است که فروید هنرمند می نامد. همانطور که فروید تشریح می کند وقتی لیبیدو توانایی خروج از فرایند سرکوب را ندارد در شخص هنرمند وارد پروسه‌ی تصعید می شود و به شکل آفرینش هنری خود را آزاد می کند.

خواندن نوشته →