آرشیو ماهانه برای مرداد ۱۳۸۹

شعری از آرمین ابراهیمی

, , ۲ دیدگاه

        در خاموشی‌ِ تب‌آلودِ واحدهایِ مسکونی در یکی از سلول‌های ظهر چشم‌های سُرخِ هُرابسته‌ی مردی به قفس باز می‌شود فهرستِ کارهای‌ روزانه تقویم‌ِ ملاقات‌های تکراری ترسیمِ‌ تحمل و تنهایی ترتیبِ‌ یخ‌زده‌ی ساعت‌های…

خواندن نوشته →

محاکمه و پایانش

, , بدون دیدگاه

  به «الف» که گفت : «بچه جان! یک دیگر محاکمه را بخوان» و «الف» را نشانم داد. به «میم» و مهربانیِ کم‌نظیرش که باعث شد یک بار دیگر «الف» را ببینم. به نگاهِ خیره‌ی…

خواندن نوشته →

داستانی از هومن نیک فرد

, , ۲ دیدگاه

    مرد: هه…باورم نمی‌شه. راستشو بگو ببینم از کدوم یکی‌شون خوشت اومده؟ مرگ زورکی؟ شنا با مرگ؟…آههها! فهمیدم…از طرز داخل شدنت مشخص بود: «مرگ در نمی‌زند!»   مرگ: می‌دونستم، می‌دونستم تو با این اراجیفات…

خواندن نوشته →

درباره‌ی ویتگنشتاین

, , ۲ دیدگاه

          برتراند راسل که خود استاد ویتگنشتاین بود در مورد او چنین می‌گوید “کامل‌ترین نمونه‌ای بود که من از نبوغ به مفهوم سنتی آن می‌شناختم , پرشور, عمیق, جدی و سلطه…

خواندن نوشته →